BULL’S-EYE!
«صوب» در معنای ممدوح، یکی از هزار واژۀ مترادف «نور الولایة»،
و در معنای مذموم، یکی از هزار واژۀ مترادف «حسد» است.
در فرهنگ لغات عربی مینویسند:
«أَصَابَ السَّهمُ: آن تير به خطا نرفت.»
«الصَّواب: نقيض الخطأ»
«صابَ السَّهْمُ القِرْطَاسَ: تير به هدف خورد.»
«سهم صائِب: أي قاصد»
«الإصابة: الوقوع على المقصد»
«رأي مصيب و صائب»
«رجلٌ صائبٌ: أي صالح»
نور تقدیرات، میزنه وسط خال!
«الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قالُوا … صَواباً!»
«قول صائب» نام زیبای معلم است!
«BULL’S-EYE»
نور، تیرش به خطا نمیرود! مصیبت یعنی همین!
یعنی این تقدیر، این مصیبت، درست اصابت کرده به وسط هدف!
اینجاست که اهل نور اقرار میکنن و میگن:
الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قالُوا … صَواباً!
[سورة البقرة (۲): الآيات ۱۵۶ الى ۱۵۷]
الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ (۱۵۶)
[همان] كسانى كه چون مصيبتى به آنان برسد، مىگويند:
«ما از آنِ خدا هستيم، و به سوى او باز مىگرديم.»
أُولئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ (۱۵۷)
بر ايشان درودها و رحمتى از پروردگارشان [باد] و راهيافتگان [هم] خود ايشانند.
[سورة النبإ (۷۸): الآيات ۳۱ الى ۴۰]
يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَ الْمَلائِكَةُ صَفًّا لا يَتَكَلَّمُونَ إِلاَّ مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَ قالَ صَواباً (۳۸)
روزى كه «روح» و فرشتگان به صف مىايستند،
و [مردم] سخن نگويند، مگر كسى كه [خداى] رحمان به او رخصت دهد، و سخن راست گويد.
اون سخن راست و صواب که درست خورده وسط هدف و کاملا درست تقدیر شده و بجا اصابت کرده اینه که اهل یقین میگه حوادث آثار عیب منه! شرایط پیش آمده این عیب رو ظاهر میکنه!
+ «قرع»
+ «غنم»
اگه میخوای تیرت به خطا نره، و از فرصت تقدیر پیش آمده بخوبی بهرهمند بشی، و حسدتو درناژ کنی، باید با عمل به معالم ربانی در دل این شرایط بخوبی انجام وظیفه کنی! اینجوری حتما تیرت میخوره به وسط هدف! اینجوری از آیات غنیمت میگیری.
+ «گرایش – وابستگی – پیوند – خودکفایی – فناء – بقاء – حیات طیبة»
+ «ثقف»
تقدیرات تصویب شد! خورد وسط هدف!
نور تقدیرات تصویب شد!
+ «لیلة قدر»
آیت که عرضه میشه، دقیقا میخوره وسط هدف!
به وسط هدف اصابت میکنه! انگاری «تصویب» میشه!
مثل تیر اندازی که هدف رو خوب میشناسه خیلی ماهره و جوری نشانه گیری میکنه که اصلا خطا تو کارش نیست و درست میزنه وسط هدف، به این میگن صواب، و مصیبت هم از همین گرفته شده است! یعنی وقتی مصیبتی برای کسی تنظیم و تقدیر میشه، دقیقا از عیب اون خبر میده و نشون میده که هدفی درست انتخاب شده و درست نشانه گیری شده و لذا جای هیچ اعتراضی نیست و نباید خواهان تغییر و تبدیل شرایط برای رسیدن به تمنا بود که این کشف سوء باید از عالم بالا صورت گیرد و عالم بالا معطل یک جواب درست از طرف ماست که گره آیت را با نشاط نور ولایت باز کنیم و به مروارید درخشان آرامش دست پیدا نماییم.
«أَمَّنْ يُجيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ»
+ «روان»
+ «گرایش – وابستگی – پیوند – خودکفایی – فناء – بقاء – حیات طیبة»
مفهوم روان در این واژه صوب زیباست.
کانه روان ما، بدنبال اصابت علوم معلم به قلب خود ماست، چون میداند این اصابت نور علم به قلب، موجب حرکت «سجد» و روان شدن و نور و آرامش اوست، کانه هر شیئی با اصابت نور به آن، منوّر و دیدنی میشود. آیت که عرضه میشه انگاری قلب مورد اصابت نور قرار میگیره، حالا در این نور آیت، که ما اونو نار میبینیم، عیوب دنیای قلبمونو میتونیم ببینیم.
تا نور آیت به قلب اصابت نکنه، نمیتونی پی به عیوبت ببری.
آیات در پی روان ما، روانند و روان ما هم در پی آیات، روان است، و همه چیز در جریان است، تا:
لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا
لَيْسَ يَعْنِي أَكْثَرَكُمْ عَمَلًا وَ لَكِنْ أَصْوَبَكُمْ عَمَلًا
وَ إِنَّمَا الْإِصَابَةُ خَشْيَةُ اللَّهِ وَ النِّيَّةُ الصَّادِقَةُ وَ الْخَشْيَةُ
لا يَتَكَلَّمُونَ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَ قالَ صَواباً
الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ
ما أَصابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ
وَ ما أَصابَكَ مِنْ سَيِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِكَ.
[سورة النساء (۴): الآيات ۶۲ الى ۶۳]
فَكَيْفَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ
ثُمَّ جاؤُكَ يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ إِنْ أَرَدْنا إِلاَّ إِحْساناً وَ تَوْفِيقاً (۶۲)
پس چگونه، هنگامى كه به [سزاىِ] كار و كردار پيشينشان مصيبتى به آنان مىرسد،
نزد تو مىآيند و به خدا سوگند مىخورند كه ما جز نيكويى و موافقت قصدى نداشتيم؟
أُولئِكَ الَّذِينَ يَعْلَمُ اللَّهُ ما فِي قُلُوبِهِمْ
فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَ عِظْهُمْ وَ قُلْ لَهُمْ فِي أَنْفُسِهِمْ قَوْلاً بَلِيغاً (۶۳)
اينان همان كسانند كه خدا مىداند چه در دل دارند.
پس، از آنان روى برتاب، و[لى] پندشان ده،
و با آنها سخنى رسا كه در دلشان [مؤثّر] افتد، بگوى.
امام صادق علیه السلام:
وَ أَمَّا قَوْلُهُ
فَکَیْفَ إِذَا أَصابَتْهُمْ مُصِیبَةٌ بِمَا قَدَّمَتْ أَیْدِیهِمْ ثُمَّ جَاؤُوکَ یَحْلِفُونَ بِاللهِ إِنْ أَرَدْنَا إِلاَّ إِحْساناً وَ تَوْفِیقاً
فَهَذَا مِمَّا تَأْوِیلُهُ بَعْدَ تَنْزِیلِهِ فِی الْقِیَامَهًِْ
إِذَا بَعَثَهُمُ اللَّهُ حَلَفُوا لِرَسُولِ الله (صلی الله علیه و آله)
إِنَّمَا أَرَدْنَا بِمَا فَعَلْنَا مِنْ إِزَالَهًِْ الْخِلَافَهًِْ عَنْ مَوضِعِهَا إِلاَّ إِحْساناً وَ تَوْفِیقاً.
این آیه از جمله آیاتی است که تأویل آن بعد از برپا شدن قیامت صورت میگیرد؛
معنای ظاهری آن این است که هرگاه خداوند، آنها را از خاک برانگیزاند (محشور کند)
به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) سوگند یاد میکنند که قصد ما از انحراف حقّ خلافت از جایگاه اصلیاش، تنها به دلیل احسان و یاری [به مردم] بوده است!!!
[صوب ≠ خطا]:
[عقل صائب ≠ نفس خاطی] در بین الشرین و تقدیرات:
کسی که عقل بر هوای نفسش غلبه دارد، چون عقل به برکت نور ولایت روشن می شود آنچه از گفتار و کردار که از شخص عاقل سر بزند «حَسَنَةٍ» صحیح و درست «صَواباً» است و به برکت عمل به نور ولایت میباشد «ما أَصابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ».
و او عاقلِ معتقد به جملۀ «إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ» است.
عاقل به هنگام عرضه آیت و در صورت تغییر حال قلب خود، ناآرامی قلبیاش را آثار عیب خودش میداند.
«الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قالُوا … صَواباً»
برعکس گفتار و کردار هوای نفس اهل حسادت، که چون از روی سیئه حسد میباشد، خطاست:
«وَ ما أَصابَكَ مِنْ سَيِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِكَ».
لغزش و خطا و اشتباه و خبط و گناه و … کار هوای نفس است،
که به تاریکی «قبض» قلب میانجامد.
+ «زلّ»
+ «خطیئه»
لذا به محض تاریکی قلب، باید بفهمد که هوای نفس حسودش دستهگل به آب داده و سریعا باید هوای نفسش را بخاطر این انتخاب نادرست در بین الشرین (تقدیرات) و سوء استفاده از علم و اختیار، سرزنش و توبیخ نماید [مجاهدۀ قلبی] و توبه و استغفار نماید تا مجددا قلب روشن شود که روشنی قلب با غلبه عقل بر هوای نفس به سبب نگاه امام ع «ذکر- یاد عالم ربانی» خواهد بود.
«مَنْ إِذَا أَصَابَ خَطِيئَةً قَالَ أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ وَ أَتُوبُ إِلَيْهِ، كَانَ فِي نُورِ اللَّهِ الْأَعْظَمِ.»
أَرْبَعٌ مَنْ كُنَّ فِيهِ كَانَ فِي نُورِ اللَّهِ الْأَعْظَمِ … وَ مَنْ إِذَا أَصَابَ خَطِيئَةً قَالَ أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ وَ أَتُوبُ إِلَيْهِ.
خطا: ناآرامی قلب را به دیگران نسبت دادن و تقصیر دیگران انداختن «انا کنا خاطئین»، که کار هوای نفس است و با مقصر جلوه دادن دیگران (سوء استفاده از علم) به عنوان علت ناراحتی قلبی، راه تسکین آرامش را، به خطا و اشتباه، چیزی غیر از نور ولایت «قبول ذلت کوچک» معرفی مینماید (حسود، قول متشابه شیطان را میپذیرد و قول محکم فرشته را نمیپذیرد).
در حالی که عاقل به برکت نور علم ولایت، بوضوح میبیند که این عیب خود اوست (حسن استفاده از علم) که علت و منشا ناآرامیهای قلبی او را در جمیع شرایط فراهم میکند و لذا تقصیر دیگران نمیاندازد و با عمل به نور ولایت، از درون، قلب خود را آرام و روشن مینماید و به دیگران کاری ندارد و میداند که این بیادبیهایی که گاها از او سر میزند، از شاکلۀ معیوب خود اوست (عیب حسد) که در عالم ذر، بطور معیوب، یعنی فقط زبانا و نه قلبا، به نور ولایت بله گفته، و خداوند یک بار دیگر دنیا را مهلتی و فرصتی برای تغییر خلق و خوی زشت او (درناژ حسادت) قرار داده که اگر تن به کار بدهد، نهایتا به تادیب او خواهد انجامید و معلم نورانی برای او قرار داده، در ملک و در ملکوت، تا او با تن دادن و اقرار به فضل علوم آل محمد ع، خلقتی نو و دوباره، پیدا کند و با خلق و خوی اصلاح شده، زندگی مطلوب و مرضیّ آل محمد ع را ارائه دهد و با این قلب سالم و اصلاح شده به برکت علم ماخوذ از معلم و صاحبان نور خود به جمع محبّین واقعی اهل بیت ع وارد شده و نهایتا با ثبات قدم در این راه از وعدههای اخروی عمل به نور ولایت در بهشت آل محمد بهرهمند گردد، ان شاء الله تعالی.
[صوب – وقع]:
+ «وقع»
اللغه:
الإصابة: الوقوع على المقصد
[درست ≠ نادرست]
[درست «صواب» ≠ نادرست «خطا»]
راستى و درستى:
(صدق، سداد، أصاب، البر، اخلاص)
[صواب – خطأ]:
+ «خطأ»: تیرش درست به وسط هدف اصابت نکرد! تیرش خطا رفت!
[مَنْ أَدْمَنَ إِلَى الْمَسْجِدِ … أَصَابَ … أَخٌ مُسْتَفَادٌ]:
[سجدة – آیاتی و رسلی – دمن – صوب – نفع]:
«مَنْ أَدْمَنَ … أَصَابَ …»
اگه مدام حوادث رو آثار عیبت بدونی «مَنْ أَدْمَنَ إِلَى الْمَسْجِدِ» آخرش اینجوری میشه ان شاء الله که: … قلبت بالاخره موفق به فهم قبض و بسط و امر و نهی ولی خدا میشه و آیات محکم رو درک میکنه
«مَنْ أَدْمَنَ إِلَى الْمَسْجِدِ … أَصَابَ …آيَةٌ مُحْكَمَةٌ»
و با استعمال معالم ربانی موفق به انجام اصل فریضه که همانا عمل به نور ولایت آل محمد ع است میگردد:
«مَنْ أَدْمَنَ إِلَى الْمَسْجِدِ … أَصَابَ … فَرِيضَةٌ مُسْتَعْمَلَةٌ»
و موجب ترویج اندیشه و سنت آل محمد ع می شود:
«مَنْ أَدْمَنَ إِلَى الْمَسْجِدِ … أَصَابَ … سُنَّةٌ قَائِمَةٌ»
و قلبش منور به نور بکر آل محمد ع میشود:
«مَنْ أَدْمَنَ إِلَى الْمَسْجِدِ … أَصَابَ … عِلْمٌ مُسْتَطْرَفٌ»
+ «اسجدوا لآدم»
و رابطهای قلبی با آل محمد ع به برکت یادآوری معالم ربانی صاحبان نور برایش ایجاد میشود:
«مَنْ أَدْمَنَ إِلَى الْمَسْجِدِ … أَصَابَ … أَخٌ مُسْتَفَادٌ»
که مدام به این وسیله از علم و حکمت آل محمد ع منتفع و بهرهمند میشود و در دل شرایط با نوری که با یاد معالم ربانی، آل محمد ع به قلبش میاندازند، کانه کلمهای تاثیرگذار به گوش قلبش میخوانند:
«مَنْ أَدْمَنَ إِلَى الْمَسْجِدِ … أَصَابَ … كَلِمَةٌ تَدُلُّهُ عَلَى هُدًى»
که در دل شرایط دست او را میگیرد و هدایتش مینماید و از روی نور این قبض و بسط میفهمد چه اقدامی الآن باید انجام دهد که مرضی ذات اقدس الهی باشد و با این عنایت، از گناه دل کنده «مَنْ أَدْمَنَ إِلَى الْمَسْجِدِ … أَصَابَ … كَلِمَةٌ … تَرُدُّهُ عَنْ رَدًى» و چون قلب، عالم به امر و نهی مربی و مافوق خود شده، لذا ترک گناه که کار بسیار سختی است را به آسانی و شیرینی هر چه تمامتر انجام میدهد:
«مَنْ أَدْمَنَ إِلَى الْمَسْجِدِ … أَصَابَ … تَرْكُ الذَّنْبِ خَشْيَةً أَوْ حَيَاءً»
شرط بهرهمندی از همه اینها در واژه «ادمن» است، یعنی باید مدام از دلخواه و تمنا بگذری و معتاد آیاتی و رسلی شوی!
+ «دمن – مُدْمِنُ الْخَمْرِ»
+ «صوب – أصاب السهم »:
یعنی بالاخره میزنه به هدف!
+ «لو استقاموا علی الطریقة لاسقیناکم ماء غدقا»
امام حسین علیه السلام:
عَنْ عُمَيْرِ بْنِ الْمَأْمُونِ رَضِيعِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيٍّ قَالَ:
أَتَيْتُ الْحُسَيْنَ بْنَ عَلِيٍّ ع فَقُلْتُ لَهُ حَدِّثْنِي عَنْ جَدِّكَ رَسُولِ اللَّهِ ص
قَالَ نَعَمْ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص
مَنْ أَدْمَنَ إِلَى الْمَسْجِدِ أَصَابَ الْخِصَالَ الثَّمَانِيَةَ
آيَةٌ مُحْكَمَةٌ
أَوْ فَرِيضَةٌ مُسْتَعْمَلَةٌ
أَوْ سُنَّةٌ قَائِمَةٌ
أَوْ عِلْمٌ مُسْتَطْرَفٌ
أَوْ أَخٌ مُسْتَفَادٌ
أَوْ كَلِمَةٌ تَدُلُّهُ عَلَى هُدًى
أَوْ تَرُدُّهُ عَنْ رَدًى
وَ تَرْكُ الذَّنْبِ خَشْيَةً أَوْ حَيَاءً.
بركتهاى پيوسته به مسجد رفتن
+ «رغم انف»
به نقل از عمير بن مأمون:
نزد امام حسين عليه السلام آمدم و به او گفتم:
از جدّت پيامبر خدا، برايم حديث بگو.
فرمود:
«پيامبر خدا فرمود:
هر كس پيوسته به مسجد برود، [حدّاقل به يكى از] هشت چيز دست مىيابد:
آيتى استوار،
يا فريضهاى عمل شده،
يا سنّتى برپا،
يا دانشى نو،
يا برادرى قابلِ استفاده،
يا سخنى كه او را به هدايتْ رهنمون شود يا از هلاكت بازش دارد،
و تركِ گناه از سرِ ترس يا حيا».
وَ الْمَعْصُومِينَ مِنَ الذُّنُوبِ وَ الزَّلَلِ وَ الْخَطَاءِ بِتَقْوَاكَ،
وَ الْمُوَفَّقِينَ لِلْخَيْرِ وَ الرُّشْدِ وَ الصَّوَابِ بِطَاعَتِكَ،
الصحيفة السجادية
(11) الْمُعَوَّدِينَ بِالتَّعَوُّذِ بِكَ،
الرَّابِحِينَ فِي التِّجَارَةِ عَلَيْكَ،
الْمُجَارِينَ بِعِزِّكَ،
الْمُوَسَّعِ عَلَيْهِمُ الرِّزْقُ الْحَلَالُ مِنْ فَضْلِكَ،
الْوَاسِعِ بِجُودِكَ وَ كَرَمِكَ،
الْمُعَزِّينَ مِنَ الذُّلِّ بِكَ،
وَ الْمُجَارِينَ مِنَ الظُّلْمِ بِعَدْلِكَ،
وَ الْمُعَافَيْنَ مِنَ الْبَلَاءِ بِرَحْمَتِكَ،
وَ الْمُغْنَيْنَ مِنَ الْفَقْرِ بِغِنَاكَ،
وَ الْمَعْصُومِينَ مِنَ الذُّنُوبِ وَ الزَّلَلِ وَ الْخَطَاءِ بِتَقْوَاكَ،
وَ الْمُوَفَّقِينَ لِلْخَيْرِ وَ الرُّشْدِ وَ الصَّوَابِ بِطَاعَتِكَ،
وَ الْمُحَالِ بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ الذُّنُوبِ بِقُدْرَتِكَ،
التَّارِكِينَ لِكُلِّ مَعْصِيَتِكَ،
السَّاكِنِينَ فِي جِوَارِكَ.
و مرا در جمله كسانى در آور كه
به پناه بردن بر تو خو گرفته،
و در سوداى با تو سود برده،
و بعزّت و توانائى تو پناه برده،
كه از فضل و بخشش بسيار تو روزى حلال بر ايشان فراخ گشته،
و بوسيله تو از ذلّت و خوارى بعزّت و بزرگوارى رسيده،
و از ظلم و ستم بعدل و داد تو پناه جسته،
و برحمت و مهربانيت از بلا و گرفتارى بهبودى يافته،
و به بى نيازيت از فقر و بى چيزى توانگر گشته،
و به ترس از تو از گناهان و لغزشها و نادرستيها نگاهداشته شده،
و به پيروى از تو به نيكى و راه راست و درست توفيق يافته،
و بقدرت تو ميان ايشان و گناهان حائل و مانعى در آمده،
و هر نافرمانى تو را رها كرده،
و در جوار و همسايگى تو آرميدهاند (از هر آفت و بلائى رهائى يافتهاند).
فَإِنْ قَابَلَتْهُ الْعِصْمَةُ أَصَابَ
وَ إِنْ قَابَلَهُ الْخِذْلَانُ أَخْطَأ
الْعِصْمَةِ وَ الْخِذْلَانِ
قَالَ الصَّادِقُ ع:
الْجَهْلُ صُورَةٌ رُكِّبَتْ فِي بَنِي آدَمَ فِي الدُّنْيَا
نادانى آميزهاى است در بنى آدم،
إِقْبَالُهَا ظُلْمَةٌ وَ إِدْبَارُهَا نُورٌ
كه آمدنش ظلمت است و رفتنش نور.
وَ الْعَبْدُ مُتَقَلِّبٌ مَعَهَا كَتَقَلُّبِ الظِّلِّ مَعَ الشَّمْسِ
انسان با اين آميزه هميشه همراه است، همچون سايه با خورشيد.
أَ لَا تَرَى إِلَى الْإِنْسَانِ
تَارَةً تَجِدُهُ جَاهِلًا بِخِصَالِ نَفْسِهِ حَامِداً لَهَا عَارِفاً بِعَيْبِهَا فِي غَيْرِهِ سَاخِطاً لَهَا
آيا نمىنگريد كه آدمى گاه از چگونگى خصلتهاى خويش بيخبر است و آنها را مىستايد، با آنكه همانها را در ديگران عيب مىبيند و بر آنها خشمناك مىگردد.
وَ تَارَةً تَجِدُهُ عَالِماً بِطِبَاعِهِ سَاخِطاً لَهَا حَامِداً لَهَا فِي غَيْرِهِ
و گاه از طبع و اخلاق خويش ناخرسند است با اينكه همان را در ديگران مىپسندد و مىستايد؟
فَهُوَ مُتَقَلِّبٌ بَيْنَ الْعِصْمَةِ وَ الْخِذْلَانِ
اين است كه آدمى ميان توفيق و بىتوفيقى در كشاكش است.
فَإِنْ قَابَلَتْهُ الْعِصْمَةُ أَصَابَ
اگر توفيق به ياريش آيد، كار درست مىكند،
وَ إِنْ قَابَلَهُ الْخِذْلَانُ أَخْطَأ
و اگر بىتوفيقى نصيبش گردد، كار خطا میکند.
وَ مِفْتَاحُ الْجَهْلِ الرِّضَا وَ الِاعْتِقَادُ بِهِ
و كليد نادانى خودپسندى و خودباورى است،
وَ مِفْتَاحُ الْعِلْمِ الِاسْتِبْدَالُ مَعَ إِصَابَةِ مُرَافَقَةِ التَّوْفِيقِ
و كليد دانايى، دگرگون كردن اين خصلت است در خويش، البته به شرط توفيق.
وَ أَدْنَى صِفَةِ الْجَاهِلِ دَعْوَاهُ بِالْعِلْمِ بِلَا اسْتِحْقَاقٍ
نخستين مرتبه نادانى، بدون شايستگى، ادعاى دانايى كردن است.
وَ أَوْسَطُهُ جَهْلُهُ بِالْجَهْلِ
مرتبه بعد از آن، ندانستن نادانى خويش است.
وَ أَقْصَاهُ جُحُودُهُ بِالْعِلْمِ
و آخرين مرتبه، انكار علم و دانايى و ارزش آن است.
وَ لَيْسَ شَيْءٌ إِثْبَاتُهُ حَقِيقَةُ نَفْيِهِ إِلَّا الْجَهْلُ وَ الدُّنْيَا وَ الْحِرْصُ
و هيچ چيز نيست كه اثبات آن در حقيقت نفى آن باشد، مگر نادانى و دنيا (پرستى) و آزمندى،
فَالْكُلُّ مِنْهُمْ كَوَاحِدٍ وَ الْوَاحِدُ مِنْهُمْ كَالْكُلِ.
كه همه آنها همچون يكى از آنها، و يكى از آنها همچون همه آنها است.
[تکلیف و تکلّف – صواب و خطا]:
تشخیص اینکه چی خوبه و چی بده، به ما واگذار نشده، به ما تفویض نشده و اگه هر کسی بدون استعلام از نورش، خودش بخواد تعیین کنه چی خوبه و چی بده، به این میگن تکلّف، که کاری است خطا و اشتباه، حتی اگه ظاهرا کار هم درست از آب در بیاد، باز هم اصل داستان غلطه، و به عملی پاداش میدن که شخص عامل، طبق اوامر نورش اقدام کنه و این میشه تکلیف، داستان لقمان حکیم همینه که گفت من به تکلیفم عمل میکنم و اهل تکلّف نیستم.
در این حدیث زیبا میخوانیم که شخصی که به تکلیفش – که با نور و ظلمت قلبش فهمیده – عمل کنه، حتی اگه اشتباه از آب در بیاد، این اطاعت او از نورش، او را مشمول پاداش مینماید.
امام صادق علیه السلام:
اَلْمُتَكَلِّفُ مُخْطِئٌ عَنِ اَلصَّوَابِ وَ إِنْ أَصَابَ
کسى که بدون میل و رغبت (نسبت به نورش)، عملى به جاى آورد، از پاداش محروم است،
اگر چه راه صواب بپیماید، چرا که به خطا رفته؛
وَ اَلْمُتَطَوِّعُ مُصِيبٌ وَ إِنْ أَخْطَأَ
و کسى که به میل (نسبت به نورش) و بدون تکلّف عملى انجام دهد، پاداش گیرد،
اگر چه به خطا رود (چرا که عمل او همراه با نور اخلاص بوده است).
وَ اَلْمُتَكَلِّفُ لاَ يَسْتَجْلِبُ فِي عَاقِبَةِ أَمْرِهِ إِلاَّ اَلْهَوَانَ وَ فِي اَلْوَقْتِ إِلاَّ اَلتَّعَبَ وَ اَلْعَنَاءَ وَ اَلشَّقَاءَ
سرانجام متکلّف خفّت و خوارى است دنیا به جز درد و رنج و شقاوت برایش نباشد.
وَ اَلْمُتَكَلِّفُ ظَاهِرُهُ رِيَاءٌ وَ بَاطِنُهُ نِفَاقٌ
وَ هُمَا جَنَاحَانِ يَطِيرُ بِهِمَا اَلْمُتَكَلِّفُ
ظاهر متکلّف، ریا و باطنش نفاق است
و این دو امر، دو بال هستند که او با آنها (به سمت دوزخ ) پرواز مىکند.
وَ لَيْسَ فِي اَلْجُمْلَةِ مِنْ أَخْلاَقِ اَلصَّالِحِينَ وَ لاَ مِنْ شِعَارِ اَلْمُتَّقِينَ
اَلتَّكَلُّفُ فِي أَيِّ بَابٍ كَانَ
تکلّف در عبادت و در هر بابى که باشد از اخلاص صالحان و شعار مؤمنان نیست.
قَالَ اَللَّهُ تَعَالَى لِنَبِيِّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ
خداى تعالى به پیامبرش (ص) فرمود:
قُلْ مٰا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ وَ مٰا أَنَا مِنَ اَلْمُتَكَلِّفِينَ
بگو: مزدى بر این [رسالت] از شما طلب نمىکنم
و من از کسانى نیستم که چیزى از خود بسازم [و به خدا نسبت دهم].
قَالَ اَلنَّبِيُّ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ
پیامبر اکرم (ص) فرمود:
نَحْنُ مَعَاشِرَ اَلْأَنْبِيَاءِ وَ اَلْأَتْقِيَاءِ وَ اَلْأُمَنَاءِ بِرَاءٌ مِنَ اَلتَّكَلُّفِ
ما پیامبران و خداپرستان و امینان، از شخص متکلّف بیزار هستیم.
فَاتَّقِ اَللَّهَ تَعَالَى وَ اِسْتَقِمْ يُغْنِكَ عَنِ اَلتَّكَلُّفِ
پس از خداى تعالى بترس و حدود شرع را رعایت کن تا تو را از تکلّف و ریا بىنیاز کند
وَ يَطْبَعُكَ بِطِبَاعِ اَلْإِيمَانِ
و دلت را جلوه گاه ایمان سازد.
وَ لاَ تَشْتَغِلْ بِلِبَاسٍ آخِرُهُ اَلْبَلاَءُ
به لباسى دل مبند که ژنده شود
وَ طَعَامٍ آخِرُهُ اَلْخَلاَءُ
و طعامى که آخرش دفع فضولات است.
وَ دَارٍ آخِرُهَا اَلْخَرَابُ
در سرایى سکنا مگزین که آخرش ویرانى است.
وَ مَالٍ آخِرُهُ اَلْمِيرَاثُ
مال گرد نیاور که آخرش ارث دیگران مىشود.
وَ إِخْوَانٍ آخِرُهُمُ اَلْفِرَاقُ
برادرانى مگزین که پایان آن گزینش، جدایى و فراق باشد.
وَ عِزٍّ آخِرُهُ اَلذُّلُّ
فریفته عزّتى مشو که آخرش ذلّت است.
وَ وَقَارٍ آخِرُهُ اَلْجَفَاءُ
به وفایى اعتماد مکن که پایان آن جفا است.
وَ عَيْشٍ آخِرُهُ اَلْحَسْرَةُ.
خوشى و عیشى را مطلب که حسرت در پى داشته باشد.
(این موارد یعنی: پشت به تمنا و رو به نور)
خطا از قِبَل اهل حسادت و لیدر سوء است
و صواب از قِبَل معلّم نورانی است.
امام باقر علیه السلام:
أَمَا إِنَّهُ لَيْسَ عِنْدَ أَحَدٍ مِنَ النَّاسِ حَقٌّ وَ لَا صَوَابٌ إِلَّا شَيْءٌ أَخَذُوهُ مِنَّا أَهْلَ الْبَيْتِ
وَ لَا أَحَدٌ مِنَ النَّاسِ يَقْضِي بِحَقٍّ وَ عَدْلٍ وَ صَوَابٍ إِلَّا مِفْتَاحُ ذَلِكَ الْقَضَاءِ وَ بَابُهُ وَ أَوَّلُهُ وَ سَبَبُهُ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ ع
فَإِذَا اشْتَبَهَتْ عَلَيْهِمُ الْأُمُورُ
كَانَ الْخَطَأُ مِنْ قِبَلِهِمْ إِذَا أَخْطَئُوا
وَ الصَّوَابُ مِنْ قِبَلِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع.
إِنَّ عَلَى كُلِّ صَوَابٍ نُوراً
امام علی علیه السلام:
الْوُقُوفُ عِنْدَ الشُّبْهَةِ خَيْرٌ مِنَ الِاقْتِحَامِ فِي الْهَلَكَةِ
وَ تَرْكُكَ حَدِيثاً لَمْ تُرْوَهُ خَيْرٌ مِنْ رِوَايَتِكَ حَدِيثاً لَمْ تُحْصِهِ
إِنَّ عَلَى كُلِّ حَقٍّ حَقِيقَةً وَ عَلَى كُلِّ صَوَابٍ نُوراً
فَمَا وَافَقَ كِتَابَ اللَّهِ فَخُذُوا بِهِ وَ مَا خَالَفَ كِتَابَ اللَّهِ فَدَعُوهُ.
ایستادن (و پرهیز) در برابر شبهه، بهتر از افتادن در هلاکت است.
ترک کردن حدیثی که آن را نقل نکردهای،
بهتر از روایت کردن حدیثی است که آن را بهدرستی درک نکردهای.
همانا برای هر حقی، حقیقتی وجود دارد و برای هر درستی، نوری.
پس آنچه با کتاب خدا موافق است، بگیرید و آنچه مخالف کتاب خداست، رها کنید.
مشتقات ریشۀ «صوب» در آیات قرآن:
أَوْ كَصَيِّبٍ مِنَ السَّماءِ فيهِ ظُلُماتٌ وَ رَعْدٌ وَ بَرْقٌ يَجْعَلُونَ أَصابِعَهُمْ في آذانِهِمْ مِنَ الصَّواعِقِ حَذَرَ الْمَوْتِ وَ اللَّهُ مُحيطٌ بِالْكافِرينَ (19)
الَّذينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصيبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ (156)
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِكُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأَذى كَالَّذي يُنْفِقُ مالَهُ رِئاءَ النَّاسِ وَ لا يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ صَفْوانٍ عَلَيْهِ تُرابٌ فَأَصابَهُ وابِلٌ فَتَرَكَهُ صَلْداً لا يَقْدِرُونَ عَلى شَيْءٍ مِمَّا كَسَبُوا وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرينَ (264)
وَ مَثَلُ الَّذينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ تَثْبيتاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ كَمَثَلِ جَنَّةٍ بِرَبْوَةٍ أَصابَها وابِلٌ فَآتَتْ أُكُلَها ضِعْفَيْنِ فَإِنْ لَمْ يُصِبْها وابِلٌ فَطَلٌّ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصيرٌ (265)
أَ يَوَدُّ أَحَدُكُمْ أَنْ تَكُونَ لَهُ جَنَّةٌ مِنْ نَخيلٍ وَ أَعْنابٍ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ لَهُ فيها مِنْ كُلِّ الثَّمَراتِ وَ أَصابَهُ الْكِبَرُ وَ لَهُ ذُرِّيَّةٌ ضُعَفاءُ فَأَصابَها إِعْصارٌ فيهِ نارٌ فَاحْتَرَقَتْ كَذلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآياتِ لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ (266)
مَثَلُ ما يُنْفِقُونَ في هذِهِ الْحَياةِ الدُّنْيا كَمَثَلِ ريحٍ فيها صِرٌّ أَصابَتْ حَرْثَ قَوْمٍ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ فَأَهْلَكَتْهُ وَ ما ظَلَمَهُمُ اللَّهُ وَ لكِنْ أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ (117)
إِنْ تَمْسَسْكُمْ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ وَ إِنْ تُصِبْكُمْ سَيِّئَةٌ يَفْرَحُوا بِها وَ إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا لا يَضُرُّكُمْ كَيْدُهُمْ شَيْئاً إِنَّ اللَّهَ بِما يَعْمَلُونَ مُحيطٌ (120)
وَ كَأَيِّنْ مِنْ نَبِيٍّ قاتَلَ مَعَهُ رِبِّيُّونَ كَثيرٌ فَما وَهَنُوا لِما أَصابَهُمْ في سَبيلِ اللَّهِ وَ ما ضَعُفُوا وَ مَا اسْتَكانُوا وَ اللَّهُ يُحِبُّ الصَّابِرينَ (146)
إِذْ تُصْعِدُونَ وَ لا تَلْوُونَ عَلى أَحَدٍ وَ الرَّسُولُ يَدْعُوكُمْ في أُخْراكُمْ فَأَثابَكُمْ غَمًّا بِغَمٍّ لِكَيْلا تَحْزَنُوا عَلى ما فاتَكُمْ وَ لا ما أَصابَكُمْ وَ اللَّهُ خَبيرٌ بِما تَعْمَلُونَ (153)
أَ وَ لَمَّا أَصابَتْكُمْ مُصيبَةٌ قَدْ أَصَبْتُمْ مِثْلَيْها قُلْتُمْ أَنَّى هذا قُلْ هُوَ مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَديرٌ (165)
وَ ما أَصابَكُمْ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعانِ فَبِإِذْنِ اللَّهِ وَ لِيَعْلَمَ الْمُؤْمِنينَ (166)
الَّذينَ اسْتَجابُوا لِلَّهِ وَ الرَّسُولِ مِنْ بَعْدِ ما أَصابَهُمُ الْقَرْحُ لِلَّذينَ أَحْسَنُوا مِنْهُمْ وَ اتَّقَوْا أَجْرٌ عَظيمٌ (172)
فَكَيْفَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصيبَةٌ بِما قَدَّمَتْ أَيْديهِمْ ثُمَّ جاؤُكَ يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ إِنْ أَرَدْنا إِلاَّ إِحْساناً وَ تَوْفيقاً (62)
وَ إِنَّ مِنْكُمْ لَمَنْ لَيُبَطِّئَنَّ فَإِنْ أَصابَتْكُمْ مُصيبَةٌ قالَ قَدْ أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيَّ إِذْ لَمْ أَكُنْ مَعَهُمْ شَهيداً (72)
وَ لَئِنْ أَصابَكُمْ فَضْلٌ مِنَ اللَّهِ لَيَقُولَنَّ كَأَنْ لَمْ تَكُنْ بَيْنَكُمْ وَ بَيْنَهُ مَوَدَّةٌ يا لَيْتَني كُنْتُ مَعَهُمْ فَأَفُوزَ فَوْزاً عَظيماً (73)
أَيْنَما تَكُونُوا يُدْرِكْكُمُ الْمَوْتُ وَ لَوْ كُنْتُمْ في بُرُوجٍ مُشَيَّدَةٍ وَ إِنْ تُصِبْهُمْ حَسَنَةٌ يَقُولُوا هذِهِ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَ إِنْ تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ يَقُولُوا هذِهِ مِنْ عِنْدِكَ قُلْ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ فَما لِهؤُلاءِ الْقَوْمِ لا يَكادُونَ يَفْقَهُونَ حَديثاً (78)
ما أَصابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ وَ ما أَصابَكَ مِنْ سَيِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِكَ وَ أَرْسَلْناكَ لِلنَّاسِ رَسُولاً وَ كَفى بِاللَّهِ شَهيداً (79)
وَ أَنِ احْكُمْ بَيْنَهُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ وَ لا تَتَّبِعْ أَهْواءَهُمْ وَ احْذَرْهُمْ أَنْ يَفْتِنُوكَ عَنْ بَعْضِ ما أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَيْكَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَاعْلَمْ أَنَّما يُريدُ اللَّهُ أَنْ يُصيبَهُمْ بِبَعْضِ ذُنُوبِهِمْ وَ إِنَّ كَثيراً مِنَ النَّاسِ لَفاسِقُونَ (49)
فَتَرَى الَّذينَ في قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ يُسارِعُونَ فيهِمْ يَقُولُونَ نَخْشى أَنْ تُصيبَنا دائِرَةٌ فَعَسَى اللَّهُ أَنْ يَأْتِيَ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِنْ عِنْدِهِ فَيُصْبِحُوا عَلى ما أَسَرُّوا في أَنْفُسِهِمْ نادِمينَ (52)
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا شَهادَةُ بَيْنِكُمْ إِذا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ حينَ الْوَصِيَّةِ اثْنانِ ذَوا عَدْلٍ مِنْكُمْ أَوْ آخَرانِ مِنْ غَيْرِكُمْ إِنْ أَنْتُمْ ضَرَبْتُمْ فِي الْأَرْضِ فَأَصابَتْكُمْ مُصيبَةُ الْمَوْتِ تَحْبِسُونَهُما مِنْ بَعْدِ الصَّلاةِ فَيُقْسِمانِ بِاللَّهِ إِنِ ارْتَبْتُمْ لا نَشْتَري بِهِ ثَمَناً وَ لَوْ كانَ ذا قُرْبى وَ لا نَكْتُمُ شَهادَةَ اللَّهِ إِنَّا إِذاً لَمِنَ الْآثِمينَ (106)
وَ إِذا جاءَتْهُمْ آيَةٌ قالُوا لَنْ نُؤْمِنَ حَتَّى نُؤْتى مِثْلَ ما أُوتِيَ رُسُلُ اللَّهِ اللَّهُ أَعْلَمُ حَيْثُ يَجْعَلُ رِسالَتَهُ سَيُصيبُ الَّذينَ أَجْرَمُوا صَغارٌ عِنْدَ اللَّهِ وَ عَذابٌ شَديدٌ بِما كانُوا يَمْكُرُونَ (124)
أَ وَ لَمْ يَهْدِ لِلَّذينَ يَرِثُونَ الْأَرْضَ مِنْ بَعْدِ أَهْلِها أَنْ لَوْ نَشاءُ أَصَبْناهُمْ بِذُنُوبِهِمْ وَ نَطْبَعُ عَلى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لا يَسْمَعُونَ (100)
فَإِذا جاءَتْهُمُ الْحَسَنَةُ قالُوا لَنا هذِه وَ إِنْ تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ يَطَّيَّرُوا بِمُوسى وَ مَنْ مَعَهُ أَلا إِنَّما طائِرُهُمْ عِنْدَ اللَّهِ وَ لكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ (131)
وَ اكْتُبْ لَنا في هذِهِ الدُّنْيا حَسَنَةً وَ فِي الْآخِرَةِ إِنَّا هُدْنا إِلَيْكَ قالَ عَذابي أُصيبُ بِهِ مَنْ أَشاءُ وَ رَحْمَتي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ فَسَأَكْتُبُها لِلَّذينَ يَتَّقُونَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ الَّذينَ هُمْ بِآياتِنا يُؤْمِنُونَ (156)
وَ اتَّقُوا فِتْنَةً لا تُصيبَنَ الَّذينَ ظَلَمُوا مِنْكُمْ خَاصَّةً وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَديدُ الْعِقابِ (25)
إِنْ تُصِبْكَ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ وَ إِنْ تُصِبْكَ مُصيبَةٌ يَقُولُوا قَدْ أَخَذْنا أَمْرَنا مِنْ قَبْلُ وَ يَتَوَلَّوْا وَ هُمْ فَرِحُونَ (50)
قُلْ لَنْ يُصيبَنا إِلاَّ ما كَتَبَ اللَّهُ لَنا هُوَ مَوْلانا وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ (51)
قُلْ هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنا إِلاَّ إِحْدَى الْحُسْنَيَيْنِ وَ نَحْنُ نَتَرَبَّصُ بِكُمْ أَنْ يُصيبَكُمُ اللَّهُ بِعَذابٍ مِنْ عِنْدِهِ أَوْ بِأَيْدينا فَتَرَبَّصُوا إِنَّا مَعَكُمْ مُتَرَبِّصُونَ (52)
وَ جاءَ الْمُعَذِّرُونَ مِنَ الْأَعْرابِ لِيُؤْذَنَ لَهُمْ وَ قَعَدَ الَّذينَ كَذَبُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ سَيُصيبُ الَّذينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذابٌ أَليمٌ (90)
ما كانَ لِأَهْلِ الْمَدينَةِ وَ مَنْ حَوْلَهُمْ مِنَ الْأَعْرابِ أَنْ يَتَخَلَّفُوا عَنْ رَسُولِ اللَّهِ وَ لا يَرْغَبُوا بِأَنْفُسِهِمْ عَنْ نَفْسِهِ ذلِكَ بِأَنَّهُمْ لا يُصيبُهُمْ ظَمَأٌ وَ لا نَصَبٌ وَ لا مَخْمَصَةٌ في سَبيلِ اللَّهِ وَ لا يَطَؤُنَ مَوْطِئاً يَغيظُ الْكُفَّارَ وَ لا يَنالُونَ مِنْ عَدُوٍّ نَيْلاً إِلاَّ كُتِبَ لَهُمْ بِهِ عَمَلٌ صالِحٌ إِنَّ اللَّهَ لا يُضيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنينَ (120)
وَ إِنْ يَمْسَسْكَ اللَّهُ بِضُرٍّ فَلا كاشِفَ لَهُ إِلاَّ هُوَ وَ إِنْ يُرِدْكَ بِخَيْرٍ فَلا رَادَّ لِفَضْلِهِ يُصيبُ بِهِ مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحيمُ (107)
قالُوا يا لُوطُ إِنَّا رُسُلُ رَبِّكَ لَنْ يَصِلُوا إِلَيْكَ فَأَسْرِ بِأَهْلِكَ بِقِطْعٍ مِنَ اللَّيْلِ وَ لا يَلْتَفِتْ مِنْكُمْ أَحَدٌ إِلاَّ امْرَأَتَكَ إِنَّهُ مُصيبُها ما أَصابَهُمْ إِنَّ مَوْعِدَهُمُ الصُّبْحُ أَ لَيْسَ الصُّبْحُ بِقَريبٍ (81)
وَ يا قَوْمِ لا يَجْرِمَنَّكُمْ شِقاقي أَنْ يُصيبَكُمْ مِثْلُ ما أَصابَ قَوْمَ نُوحٍ أَوْ قَوْمَ هُودٍ أَوْ قَوْمَ صالِحٍ وَ ما قَوْمُ لُوطٍ مِنْكُمْ بِبَعيدٍ (89)
وَ يُسَبِّحُ الرَّعْدُ بِحَمْدِهِ وَ الْمَلائِكَةُ مِنْ خيفَتِهِ وَ يُرْسِلُ الصَّواعِقَ فَيُصيبُ بِها مَنْ يَشاءُ وَ هُمْ يُجادِلُونَ فِي اللَّهِ وَ هُوَ شَديدُ الْمِحالِ (13)
وَ لَوْ أَنَّ قُرْآناً سُيِّرَتْ بِهِ الْجِبالُ أَوْ قُطِّعَتْ بِهِ الْأَرْضُ أَوْ كُلِّمَ بِهِ الْمَوْتى بَلْ لِلَّهِ الْأَمْرُ جَميعاً أَ فَلَمْ يَيْأَسِ الَّذينَ آمَنُوا أَنْ لَوْ يَشاءُ اللَّهُ لَهَدَى النَّاسَ جَميعاً وَ لا يَزالُ الَّذينَ كَفَرُوا تُصيبُهُمْ بِما صَنَعُوا قارِعَةٌ أَوْ تَحُلُّ قَريباً مِنْ دارِهِمْ حَتَّى يَأْتِيَ وَعْدُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لا يُخْلِفُ الْميعادَ (31)
فَأَصابَهُمْ سَيِّئاتُ ما عَمِلُوا وَ حاقَ بِهِمْ ما كانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُنَ (34)
وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَعْبُدُ اللَّهَ عَلى حَرْفٍ فَإِنْ أَصابَهُ خَيْرٌ اطْمَأَنَّ بِهِ وَ إِنْ أَصابَتْهُ فِتْنَةٌ انْقَلَبَ عَلى وَجْهِهِ خَسِرَ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةَ ذلِكَ هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبينُ (11)
الَّذينَ إِذا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَ الصَّابِرينَ عَلى ما أَصابَهُمْ وَ الْمُقيمِي الصَّلاةِ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ (35)
أَ لَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ يُزْجي سَحاباً ثُمَّ يُؤَلِّفُ بَيْنَهُ ثُمَّ يَجْعَلُهُ رُكاماً فَتَرَى الْوَدْقَ يَخْرُجُ مِنْ خِلالِهِ وَ يُنَزِّلُ مِنَ السَّماءِ مِنْ جِبالٍ فيها مِنْ بَرَدٍ فَيُصيبُ بِهِ مَنْ يَشاءُ وَ يَصْرِفُهُ عَنْ مَنْ يَشاءُ يَكادُ سَنا بَرْقِهِ يَذْهَبُ بِالْأَبْصارِ (43)
لا تَجْعَلُوا دُعاءَ الرَّسُولِ بَيْنَكُمْ كَدُعاءِ بَعْضِكُمْ بَعْضاً قَدْ يَعْلَمُ اللَّهُ الَّذينَ يَتَسَلَّلُونَ مِنْكُمْ لِواذاً فَلْيَحْذَرِ الَّذينَ يُخالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ أَنْ تُصيبَهُمْ فِتْنَةٌ أَوْ يُصيبَهُمْ عَذابٌ أَليمٌ (63)
وَ لَوْ لا أَنْ تُصيبَهُمْ مُصيبَةٌ بِما قَدَّمَتْ أَيْديهِمْ فَيَقُولُوا رَبَّنا لَوْ لا أَرْسَلْتَ إِلَيْنا رَسُولاً فَنَتَّبِعَ آياتِكَ وَ نَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنينَ (47)
وَ إِذا أَذَقْنَا النَّاسَ رَحْمَةً فَرِحُوا بِها وَ إِنْ تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ بِما قَدَّمَتْ أَيْديهِمْ إِذا هُمْ يَقْنَطُونَ (36)
اللَّهُ الَّذي يُرْسِلُ الرِّياحَ فَتُثيرُ سَحاباً فَيَبْسُطُهُ فِي السَّماءِ كَيْفَ يَشاءُ وَ يَجْعَلُهُ كِسَفاً فَتَرَى الْوَدْقَ يَخْرُجُ مِنْ خِلالِهِ فَإِذا أَصابَ بِهِ مَنْ يَشاءُ مِنْ عِبادِهِ إِذا هُمْ يَسْتَبْشِرُونَ (48)
يا بُنَيَّ أَقِمِ الصَّلاةَ وَ أْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَ انْهَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ اصْبِرْ عَلى ما أَصابَكَ إِنَّ ذلِكَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ (17)
فَسَخَّرْنا لَهُ الرِّيحَ تَجْري بِأَمْرِهِ رُخاءً حَيْثُ أَصابَ (36)
فَأَصابَهُمْ سَيِّئاتُ ما كَسَبُوا وَ الَّذينَ ظَلَمُوا مِنْ هؤُلاءِ سَيُصيبُهُمْ سَيِّئاتُ ما كَسَبُوا وَ ما هُمْ بِمُعْجِزينَ (51)
وَ قالَ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَكْتُمُ إيمانَهُ أَ تَقْتُلُونَ رَجُلاً أَنْ يَقُولَ رَبِّيَ اللَّهُ وَ قَدْ جاءَكُمْ بِالْبَيِّناتِ مِنْ رَبِّكُمْ وَ إِنْ يَكُ كاذِباً فَعَلَيْهِ كَذِبُهُ وَ إِنْ يَكُ صادِقاً يُصِبْكُمْ بَعْضُ الَّذي يَعِدُكُمْ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدي مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ كَذَّابٌ (28)
وَ ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْديكُمْ وَ يَعْفُوا عَنْ كَثيرٍ (30)
وَ الَّذينَ إِذا أَصابَهُمُ الْبَغْيُ هُمْ يَنْتَصِرُونَ (39)
فَإِنْ أَعْرَضُوا فَما أَرْسَلْناكَ عَلَيْهِمْ حَفيظاً إِنْ عَلَيْكَ إِلاَّ الْبَلاغُ وَ إِنَّا إِذا أَذَقْنَا الْإِنْسانَ مِنَّا رَحْمَةً فَرِحَ بِها وَ إِنْ تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ بِما قَدَّمَتْ أَيْديهِمْ فَإِنَّ الْإِنْسانَ كَفُورٌ (48)
هُمُ الَّذينَ كَفَرُوا وَ صَدُّوكُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ الْهَدْيَ مَعْكُوفاً أَنْ يَبْلُغَ مَحِلَّهُ وَ لَوْ لا رِجالٌ مُؤْمِنُونَ وَ نِساءٌ مُؤْمِناتٌ لَمْ تَعْلَمُوهُمْ أَنْ تَطَؤُهُمْ فَتُصيبَكُمْ مِنْهُمْ مَعَرَّةٌ بِغَيْرِ عِلْمٍ لِيُدْخِلَ اللَّهُ في رَحْمَتِهِ مَنْ يَشاءُ لَوْ تَزَيَّلُوا لَعَذَّبْنَا الَّذينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذاباً أَليماً (25)
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصيبُوا قَوْماً بِجَهالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلى ما فَعَلْتُمْ نادِمينَ (6)
ما أَصابَ مِنْ مُصيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا في أَنْفُسِكُمْ إِلاَّ في كِتابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَها إِنَّ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسيرٌ (22)
ما أَصابَ مِنْ مُصيبَةٍ إِلاَّ بِإِذْنِ اللَّهِ وَ مَنْ يُؤْمِنْ بِاللَّهِ يَهْدِ قَلْبَهُ وَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَليمٌ (11)
يَوْمَ يَقُومُ الرُّوحُ وَ الْمَلائِكَةُ صَفًّا لا يَتَكَلَّمُونَ إِلاَّ مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَ قالَ صَواباً (38)