luminous comeback!
«رجع» یکی از هزار واژه مترادف «نور الولایة» است.
در فرهنگ لغات عربی مینویسند:
«رَجَعَ الطَّيْرُ: پرندگان از جاى گرم به جاى سرد رفتند.»
+ «رحل – کوچ»
«الرِّجَاعُ: مختصّ برجوع الطّير بعد قطاعها،
رِجَاع مخصوص بازگشت پرنده بعد از دورى و هجرت آن است.»
«رَاجَعَ الرّجُل امرأتَه»
«وَ اللَّهُ يَقْبِضُ وَ يَبْصُطُ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ»
«كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ لَهُ الْحُكْمُ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ»
+ «توبه»
+ «ثوب»
+ «ثیّب»
+ «رویکرد نورانی!»
برای کسی که نورشو باور داره، میشه گفت:
«إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ»
«ارْجِعي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً»
«وَ الَّذينَ يُؤْتُونَ ما آتَوْا وَ قُلُوبُهُمْ وَجِلَةٌ أَنَّهُمْ إِلى رَبِّهِمْ راجِعُونَ»
«شِيعَتُنَا مِنْ نُورِ اللَّهِ خُلِقُوا وَ إِلَيْهِ يَعُودُونَ»
اما حسودی که با قلبِ قسیِّ خودش، قبض و بسط نورشو نمیفهمه، به چی برگرده؟!
«صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لا يَرْجِعُونَ»
+ «فوق – مافوق نورانی – رجع»
– **رجوع؛ پرواز دل به سوی خانهٔ نور**
– **رجوع؛ بازگشت پرندهٔ دل به آشیانهٔ ولایت**
– **رجوع؛ راه بازگشت به نور ولایت**
– **رجوع؛ کوچ دل از تاریکی به خانهٔ نور**
– **رجوع؛ پرندهای که راه خانه را میشناسد**
**«رجوع؛ بازگشت پرندهٔ دل به آشیانهٔ نور»**
**«رجوع؛ راهِ پرندهٔ دل به خانهٔ نور»**
دلنوشته
رجوع؛ بازگشت پرندهٔ دل به آشیانهٔ نور
و در ادامهٔ این مسیرِ نورانی
واژهای دیگر رخ مینماید؛
واژهای که بوی «بازگشت» میدهد:
«رجوع.»
«رجع»
یکی از هزار نامِ نورِ ولایت است.
واژهای که در زبان عرب
داستانی لطیف در دل خود دارد.
میگویند:
«رَجَعَ الطَّيْرُ»
یعنی پرندگان
پس از کوچ و دوری
به جایگاه خود بازگشتند.
پرنده
گاه از گرما
به سوی سرزمین سرد کوچ میکند،
و گاه
پس از آن دوری
دوباره بازمیگردد.
این بازگشت را
در لغت
«رِجاع» مینامند؛
بازگشت پرنده
پس از هجرت.
گویی دل انسان نیز
چنین پرندهای است.
پرندهای
که گاه از خانهٔ نور
دور میشود،
اما در عمق فطرتش
همیشه نشانی خانه را دارد.
و قرآن
بارها این حقیقت را یادآوری میکند:
«وَ اللَّهُ يَقْبِضُ وَ يَبْصُطُ
وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ»
خداست که قبض و بسط میکند
و بازگشت شما
به سوی اوست.
و در جایی دیگر:
«كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ
لَهُ الْحُكْمُ
وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ»
همه چیز فانی است
جز وجه او؛
حکم از آن اوست
و بازگشت
به سوی اوست.
پس زندگی
در حقیقت
چیزی جز «کوچ و رجوع» نیست.
آمدنی از نور
و بازگشتی به همان نور.
از همینجاست
که واژههای دیگری نیز
در همین خانوادهٔ معنا
پدیدار میشوند.
«توبه»
بازگشت دل است.
«ثوب»
لباسی است که انسان
دوباره بر تن میکند.
و حتی
واژهٔ «ثیّب»
در اصل
به کسی گفته میشود
که پس از تجربهای
دوباره بازمیگردد.
همهٔ این واژهها
در یک حقیقت مشترکند:
«بازگشت.»
بازگشت
به اصل.
بازگشت
به خانه.
بازگشت
به نور.
برای کسی
که نور خود را باور دارد
این حقیقت روشن است.
او وقتی با سختیها روبهرو میشود
میگوید:
«إِنَّا لِلَّهِ
وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ»
ما از خداییم
و به سوی او بازمیگردیم.
و وقتی دل
به آرامش نور میرسد
خطاب میآید:
«يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّة
ارْجِعي إِلى رَبِّكِ
راضِيَةً مَرْضِيَّةً»
ای جان آرامیافته
به سوی پروردگارت بازگرد.
بازگشتی
سرشار از رضایت.
و مؤمنان
با همین آگاهی زندگی میکنند:
«وَ الَّذينَ يُؤْتُونَ ما آتَوْا
وَ قُلُوبُهُمْ وَجِلَةٌ
أَنَّهُمْ إِلى رَبِّهِمْ راجِعُونَ»
آنان میبخشند
و دلهایشان میلرزد
چرا که میدانند
به سوی پروردگارشان بازمیگردند.
در روایتی نیز آمده است:
«شِيعَتُنَا مِنْ نُورِ اللَّهِ خُلِقُوا
وَ إِلَيْهِ يَعُودُونَ»
شیعیان ما
از نور خدا آفریده شدهاند
و به سوی همان نور بازمیگردند.
اما دلِ حسود
که در قساوت خود فرو رفته است
این نور را نمیبیند.
او قبض و بسط نور را نمیفهمد.
دلش
سنگینتر از آن است
که صدای پرواز را بشنود.
و قرآن دربارهٔ چنین دلهایی میگوید:
«صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ
فَهُمْ لا يَرْجِعُونَ»
کرند،
لالند،
نابینایند؛
پس بازنمیگردند.
گویی رجوع
تنها حرکت پاها نیست.
«حرکت دل است.»
حرکت از تاریکی
به سوی نور.
حرکت از دوری
به سوی خانه.
و هرکس
نور ولایت را بشناسد
پرندهای میشود
که هرقدر هم دور پرواز کند
سرانجام
راه خانه را پیدا خواهد کرد.
زیرا در افق این عالم
همیشه نوری هست
که پرندگان دل
با آن
راه «رجوع» را پیدا میکنند.
امام صادق علیه السلام:
«اللَّهُمَّ اجْعَلْهُ لِقُلُوبِنَا عِبْرَةً عِنْدَ تَرْجِيعِهِ»
«اَللَّهُمَّ اِجْعَلْ لِقُلُوبِنَا ذَكَاءً عِنْدَ عَجَائِبِهِ اَلَّتِي لاَ تَنْقَضِي
وَ لَذَاذَةً عِنْدَ تَرْدِيدِهِ
وَ عِبْرَةً عِنْدَ تَرْجِيعِهِ
وَ نَفْعاً بَيِّناً عِنْدَ اِسْتِفْهَامِهِ»
«بار خدايا دلهاى ما را در برابر عجائب بىپايانش تيز هوش كن،
و زمزمۀ آن را لذت بخش نما،
و هنگام مراجعه به آن عبرتى بما بده،
و سود آشكارى هنگام فهمجوئيش بما عنايت فرما.»
بازگشت به نور!
بازگشت قلب به نور هدایت!
+ «نور پشیمانی و بازگشت!»
«چرخه حیات»
«وَ اللَّهُ يَقْبِضُ وَ يَبْصُطُ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ»
«كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ لَهُ الْحُكْمُ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ»:
«الْحُكْمُ: يَقْبِضُ وَ يَبْصُطُ»
این قبض و بسط نور قلب میشه حکم، میشه امر الله!
بازگشت قلب به سمت نور الهی، با همین کلام قبض و بسط نور قلب است.
همین میشه فرایند نور الولایة!
«الله ولیّ الذین آمنوا یخرجهم من الظلمات الی النور»
الرجع النور الولایة!
[رجع – قبض و بسط]:
«وَ اللَّهُ يَقْبِضُ وَ يَبْصُطُ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ»
همه مخلوقات دارای این ویژگی چرخه حیات هستند : همین میشه قبض و بسط!
قلب ما هم به برکت نور ولایت آل محمد ع دارای چرخه حیات است و نور و ظلمت را درک می کند و امر و نهی را می فهمد «كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ لَهُ الْحُكْمُ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ»
انگاری به برکت عمل به نور ولایت، نور به قلب تاریک اهل یقین بر می گردد:
« رَجَعَ الى الصِّحَّةِ : بهبود يافت. »
انگاری نور ولایت برای نطفه گذاری علمی به قلب جفت اهل یقین خود، بر می گردد:
« رَاجَعَ الرّجُل امرأتَه »
و این مراجعه نورانی همان ملاقات با ملک موکل (فرشتۀ نگهبان و مهربان) است:
« ارْجِعي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً »
یهود این برگشت به چرخه حیات به سبب نور ولایت را قبول ندارد:
« أَ إِذا مِتْنا وَ كُنَّا تُراباً ذلِكَ رَجْعٌ بَعِيدٌ »
در صورتیکه « إِنَّهُ عَلى رَجْعِهِ لَقادِرٌ – وَ السَّماءِ ذاتِ الرَّجْعِ »
« وَ السَّماءِ ذاتِ الرَّجْعِ وَ الْأَرْضِ ذاتِ الصَّدْعِ إِنَّهُ لَقَوْلٌ فَصْلٌ »:
آسمان حیات رو به چرخه زمین برمیگردونه!
زمین هم میتونه با این نور ولایت به چرخه حیات برگرده و خلود در حیات طیبه جاویدان داشته باشد.
+ «صدع»
+ [سورة الطارق (86): الآيات 1 الى 17]
«قبض و بسط» + «انا لله و انا الیه راجعون» :
یعنی: چون اندیشه اهل نور، مقتبس از نور ولایت آل محمد ع است و به سبب معالم ربانی این اندیشه را آموخته اند، لذا اینجوری به حیات طیبة برمیگردند.
[فرایند نور ولایت – فرمول زندگی ∞=1+1]
آیاتی و رسلی، مدام برای اهل نور یقین عرضه می شود تا حیات را و نور را به آنها برساند و این قلوب نیز ویژگی رونمایی از اعمال صالح تولیدی مشترک خود با نور ولایت را حتما دارند ، نه اینکه نداشته باشند چون ذات الصدع هستند.
« وَ السَّماءِ ذاتِ الرَّجْعِ » از تاریکی به نور برمیگردند و قبض و بسط مثل روز و شب تا موقعی که خدا بخواهد ادامه دار خواهد بود. این ویژگی « ذاتِ الرَّجْعِ » همان چرخه حیات است! همان قبض و بسط است! عرب چه زیبا به ابر و باران میگه رجع! انگاری میگه این هم چرخه حیات آب است!
چرخه آب:
الرَّجْع: الغيثُ، و هو المطرُ
فى قوله جلّ و عزّ: وَ السَّماءِ ذاتِ الرَّجْعِ، و ذلك أنها تَغِيت و تصُب ثم تَرجِع فتَغِيث.
«life cycle» : «دورة الحیاة»
«چرخه زندگی – دوره زندگی» :
چرخه حیات در قلوب اهل یقین چگونه است ؟!
در وسط تاریکی قلب یه نقطه و نطفه نورانی علمی یهو گذاشته میشه و حالا این رشد میکنه تا تمام قلب رو بگیره و عمل صالح تولید میکنی و آرامش و حیات تولید میکنی و ادامه داستان …
تغییر و دگرگونی بزرگ!
«حول» : همان چرخه حیات است !
پروژه قبض و بسط:
قبض یک دوره ای از زندگی است کما اینکه بسط هم دوره ای از زندگی است چون این دو یعنی نور و ظلمت دارن با قلب تو صحبت می کنن و اگه این کلام رو بفهمی انگاری به معرفة الامام بالنورانیة رسیده ای.
+ «دَوَل»:
کتاب لغت التحقیق مفهوم « الانتقال مع حصول تحوّل في الحالة و الكيفيّة » را آورده !
در واقع همان مفهوم واژه های :
+ «قبض و بسط»
+ «قلب»: « وَ تَنَقُّلِهِمْ مِنْ … سَوَادٍ إِلَى بَيَاضٍ »
+ «اسم و معنی»
«نقل – انتقال»
+ «فوز – عبر ، عبور – سلک – هجر – … سبیل – طریق»
+ «دول – دولت»: انتقال دولت از سیاه به سفید! در آفاق و در انفس
+ حول – تغییر – دگرگونی.
رجوع علمی – نشخوار علمی!
« رَجَعَ الْكَلْبُ فِى قَيْئِهِ عَادَ فِيهِ فَأَكَلَهُ »:
اگه یه آیت رو تحمل نکنی دوباره برش میگردونن تا نشخوار کنی!
اینقدر بهت فرصت نشخوار آیات میدن تا بالاخره یا اینوری بشی یا انوری !
+ «وسق – اتسق»
اگه فرصت تموم بشه و اینوری نشی متاسفانه اونوری میشی و اونایی که اونوری بودن و فرصت آشنایی با آیاتی و رسلی رو از دست دادن برای همیشه اونوری باقی میمونن!
[رجع – خلص – نجو] :
« رَجَعَتِ الْمَرْأَةُ إِلَى أَهْلِهَا بِمَوْتِ زَوْجِهَا أَوْ بِطَلَاقٍ فَهِىَ رَاجعٌ »
+ « فلما استیاسوا منه خلصوا نجیا » وقتی اندیشه لیدرهای سوء رو برای همیشه طلاق بدی و حب رجل سوء در قلبت بمیره کانه تاریکی در قلبت از بین رفته و این میشه برگشت به سمت نور ولایت آل محمد ع.
[رجع – قبض و بسط] :
«رجع» : نام زیبای معالم ربانی صاحبان نور و آیات محکم موید اندیشه آنهاست که اهل یقین با استعمال اندیشه این صاحبان نور در دل شرایط نار آیات و تقدیرات، از ظلمت قلب به نور قلب، رجوع می کنند و بر میگردند. ارجاع از تاریکی به نور!
این میشه رجوع الی الله !
این میشه انا لله و انا الیه راجعون !
میشه توبه و اوبه و انابه و عید و … هزار واژۀ مترادف نور الولایة.
رجوع به عالَمی که در آن فوز و فلاح مومن است !
رجوع به حالت آرامش نورانی بسط قلبی از شرایط ناآرامی و تاریکی که با اندیشه غلط حسدآلود به اشتباه خواستار ایجاد آرامش بودیم !
چقدر قلبت قابلیت ارتجاع داره ؟!
چقدر این توانایی رو بدست آوردی که تا قلبت میره به سمت تاریکی، فورا با یاد معالم ربانی توانایی رجوع و برگشت به نور معرفت الامام را داشته باشی ؟
این مفهوم واژه زیبای رزیلینس است «resilience»!
قلب خشک «یبس» و تاریک با یاد نور ولایت علمی صاحبان نور منا اهل البیت ع فورا میشکفد «رطب» و شکوفه می دهد و جوانه میزند و می درخشد و نورانی می شود و اینها همه معانی زیبای واژه نور ولایت هستند.
قلوب اهل شک خاصیت مهم ارتجاعی خودشو از دست داده!
مشتقات ریشۀ «رجع» در آیات قرآن 104 بار تکرار شده:
صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ فَهُمْ لا يَرْجِعُونَ (18)
كَيْفَ تَكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَ كُنْتُمْ أَمْواتاً فَأَحْياكُمْ ثُمَّ يُميتُكُمْ ثُمَّ يُحْييكُمْ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ (28)
الَّذينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلاقُوا رَبِّهِمْ وَ أَنَّهُمْ إِلَيْهِ راجِعُونَ (46)
الَّذينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصيبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ (156)
وَ أَتِمُّوا الْحَجَّ وَ الْعُمْرَةَ لِلَّهِ فَإِنْ أُحْصِرْتُمْ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ وَ لا تَحْلِقُوا رُؤُسَكُمْ حَتَّى يَبْلُغَ الْهَدْيُ مَحِلَّهُ فَمَنْ كانَ مِنْكُمْ مَريضاً أَوْ بِهِ أَذىً مِنْ رَأْسِهِ فَفِدْيَةٌ مِنْ صِيامٍ أَوْ صَدَقَةٍ أَوْ نُسُكٍ فَإِذا أَمِنْتُمْ فَمَنْ تَمَتَّعَ بِالْعُمْرَةِ إِلَى الْحَجِّ فَمَا اسْتَيْسَرَ مِنَ الْهَدْيِ فَمَنْ لَمْ يَجِدْ فَصِيامُ ثَلاثَةِ أَيَّامٍ فِي الْحَجِّ وَ سَبْعَةٍ إِذا رَجَعْتُمْ تِلْكَ عَشَرَةٌ كامِلَةٌ ذلِكَ لِمَنْ لَمْ يَكُنْ أَهْلُهُ حاضِرِي الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ شَديدُ الْعِقابِ (196)
هَلْ يَنْظُرُونَ إِلاَّ أَنْ يَأْتِيَهُمُ اللَّهُ في ظُلَلٍ مِنَ الْغَمامِ وَ الْمَلائِكَةُ وَ قُضِيَ الْأَمْرُ وَ إِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ (210)
فَإِنْ طَلَّقَها فَلا تَحِلُّ لَهُ مِنْ بَعْدُ حَتَّى تَنْكِحَ زَوْجاً غَيْرَهُ فَإِنْ طَلَّقَها فَلا جُناحَ عَلَيْهِما أَنْ يَتَراجَعا إِنْ ظَنَّا أَنْ يُقيما حُدُودَ اللَّهِ وَ تِلْكَ حُدُودُ اللَّهِ يُبَيِّنُها لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ (230)
مَنْ ذَا الَّذي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً فَيُضاعِفَهُ لَهُ أَضْعافاً كَثيرَةً وَ اللَّهُ يَقْبِضُ وَ يَبْصُطُ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ (245)
وَ اتَّقُوا يَوْماً تُرْجَعُونَ فيهِ إِلَى اللَّهِ ثُمَّ تُوَفَّى كُلُّ نَفْسٍ ما كَسَبَتْ وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ (281)
إِذْ قالَ اللَّهُ يا عيسى إِنِّي مُتَوَفِّيكَ وَ رافِعُكَ إِلَيَّ وَ مُطَهِّرُكَ مِنَ الَّذينَ كَفَرُوا وَ جاعِلُ الَّذينَ اتَّبَعُوكَ فَوْقَ الَّذينَ كَفَرُوا إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ ثُمَّ إِلَيَّ مَرْجِعُكُمْ فَأَحْكُمُ بَيْنَكُمْ فيما كُنْتُمْ فيهِ تَخْتَلِفُونَ (55)
وَ قالَتْ طائِفَةٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ آمِنُوا بِالَّذي أُنْزِلَ عَلَى الَّذينَ آمَنُوا وَجْهَ النَّهارِ وَ اكْفُرُوا آخِرَهُ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ (72)
أَ فَغَيْرَ دينِ اللَّهِ يَبْغُونَ وَ لَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ طَوْعاً وَ كَرْهاً وَ إِلَيْهِ يُرْجَعُونَ (83)
وَ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ وَ إِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ (109)
وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتابِ وَ مُهَيْمِناً عَلَيْهِ فَاحْكُمْ بَيْنَهُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ وَ لا تَتَّبِعْ أَهْواءَهُمْ عَمَّا جاءَكَ مِنَ الْحَقِّ لِكُلٍّ جَعَلْنا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَ مِنْهاجاً وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً واحِدَةً وَ لكِنْ لِيَبْلُوَكُمْ في ما آتاكُمْ فَاسْتَبِقُوا الْخَيْراتِ إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ جَميعاً فَيُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ فيهِ تَخْتَلِفُونَ (48)
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا عَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُمْ لا يَضُرُّكُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَيْتُمْ إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ جَميعاً فَيُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ (105)
إِنَّما يَسْتَجيبُ الَّذينَ يَسْمَعُونَ وَ الْمَوْتى يَبْعَثُهُمُ اللَّهُ ثُمَّ إِلَيْهِ يُرْجَعُونَ (36)
وَ هُوَ الَّذي يَتَوَفَّاكُمْ بِاللَّيْلِ وَ يَعْلَمُ ما جَرَحْتُمْ بِالنَّهارِ ثُمَّ يَبْعَثُكُمْ فيهِ لِيُقْضى أَجَلٌ مُسَمًّى ثُمَّ إِلَيْهِ مَرْجِعُكُمْ ثُمَّ يُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ (60)
وَ لا تَسُبُّوا الَّذينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ فَيَسُبُّوا اللَّهَ عَدْواً بِغَيْرِ عِلْمٍ كَذلِكَ زَيَّنَّا لِكُلِّ أُمَّةٍ عَمَلَهُمْ ثُمَّ إِلى رَبِّهِمْ مَرْجِعُهُمْ فَيُنَبِّئُهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ (108)
قُلْ أَ غَيْرَ اللَّهِ أَبْغي رَبًّا وَ هُوَ رَبُّ كُلِّ شَيْءٍ وَ لا تَكْسِبُ كُلُّ نَفْسٍ إِلاَّ عَلَيْها وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى ثُمَّ إِلى رَبِّكُمْ مَرْجِعُكُمْ فَيُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ فيهِ تَخْتَلِفُونَ (164)
وَ لَمَّا رَجَعَ مُوسى إِلى قَوْمِهِ غَضْبانَ أَسِفاً قالَ بِئْسَما خَلَفْتُمُوني مِنْ بَعْدي أَ عَجِلْتُمْ أَمْرَ رَبِّكُمْ وَ أَلْقَى الْأَلْواحَ وَ أَخَذَ بِرَأْسِ أَخيهِ يَجُرُّهُ إِلَيْهِ قالَ ابْنَ أُمَّ إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُوني وَ كادُوا يَقْتُلُونَني فَلا تُشْمِتْ بِيَ الْأَعْداءَ وَ لا تَجْعَلْني مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمينَ (150)
وَ قَطَّعْناهُمْ فِي الْأَرْضِ أُمَماً مِنْهُمُ الصَّالِحُونَ وَ مِنْهُمْ دُونَ ذلِكَ وَ بَلَوْناهُمْ بِالْحَسَناتِ وَ السَّيِّئاتِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ (168)
وَ كَذلِكَ نُفَصِّلُ الْآياتِ وَ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ (174)
وَ إِذْ يُريكُمُوهُمْ إِذِ الْتَقَيْتُمْ في أَعْيُنِكُمْ قَليلاً وَ يُقَلِّلُكُمْ في أَعْيُنِهِمْ لِيَقْضِيَ اللَّهُ أَمْراً كانَ مَفْعُولاً وَ إِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ (44)
فَإِنْ رَجَعَكَ اللَّهُ إِلى طائِفَةٍ مِنْهُمْ فَاسْتَأْذَنُوكَ لِلْخُرُوجِ فَقُلْ لَنْ تَخْرُجُوا مَعِيَ أَبَداً وَ لَنْ تُقاتِلُوا مَعِيَ عَدُوًّا إِنَّكُمْ رَضيتُمْ بِالْقُعُودِ أَوَّلَ مَرَّةٍ فَاقْعُدُوا مَعَ الْخالِفينَ (83)
يَعْتَذِرُونَ إِلَيْكُمْ إِذا رَجَعْتُمْ إِلَيْهِمْ قُلْ لا تَعْتَذِرُوا لَنْ نُؤْمِنَ لَكُمْ قَدْ نَبَّأَنَا اللَّهُ مِنْ أَخْبارِكُمْ وَ سَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ ثُمَّ تُرَدُّونَ إِلى عالِمِ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ فَيُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ (94)
وَ ما كانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَ لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ (122)
إِلَيْهِ مَرْجِعُكُمْ جَميعاً وَعْدَ اللَّهِ حَقًّا إِنَّهُ يَبْدَؤُا الْخَلْقَ ثُمَّ يُعيدُهُ لِيَجْزِيَ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ بِالْقِسْطِ وَ الَّذينَ كَفَرُوا لَهُمْ شَرابٌ مِنْ حَميمٍ وَ عَذابٌ أَليمٌ بِما كانُوا يَكْفُرُونَ (4)
فَلَمَّا أَنْجاهُمْ إِذا هُمْ يَبْغُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ يا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّما بَغْيُكُمْ عَلى أَنْفُسِكُمْ مَتاعَ الْحَياةِ الدُّنْيا ثُمَّ إِلَيْنا مَرْجِعُكُمْ فَنُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ (23)
وَ إِمَّا نُرِيَنَّكَ بَعْضَ الَّذي نَعِدُهُمْ أَوْ نَتَوَفَّيَنَّكَ فَإِلَيْنا مَرْجِعُهُمْ ثُمَّ اللَّهُ شَهيدٌ عَلى ما يَفْعَلُونَ (46)
هُوَ يُحْيي وَ يُميتُ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ (56)
مَتاعٌ فِي الدُّنْيا ثُمَّ إِلَيْنا مَرْجِعُهُمْ ثُمَّ نُذيقُهُمُ الْعَذابَ الشَّديدَ بِما كانُوا يَكْفُرُونَ (70)
إِلَى اللَّهِ مَرْجِعُكُمْ وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَديرٌ (4)
وَ لا يَنْفَعُكُمْ نُصْحي إِنْ أَرَدْتُ أَنْ أَنْصَحَ لَكُمْ إِنْ كانَ اللَّهُ يُريدُ أَنْ يُغْوِيَكُمْ هُوَ رَبُّكُمْ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ (34)
وَ لِلَّهِ غَيْبُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ إِلَيْهِ يُرْجَعُ الْأَمْرُ كُلُّهُ فَاعْبُدْهُ وَ تَوَكَّلْ عَلَيْهِ وَ ما رَبُّكَ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ (123)
يُوسُفُ أَيُّهَا الصِّدِّيقُ أَفْتِنا في سَبْعِ بَقَراتٍ سِمانٍ يَأْكُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجافٌ وَ سَبْعِ سُنْبُلاتٍ خُضْرٍ وَ أُخَرَ يابِساتٍ لَعَلِّي أَرْجِعُ إِلَى النَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَعْلَمُونَ (46)
وَ قالَ الْمَلِكُ ائْتُوني بِهِ فَلَمَّا جاءَهُ الرَّسُولُ قالَ ارْجِعْ إِلى رَبِّكَ فَسْئَلْهُ ما بالُ النِّسْوَةِ اللاَّتي قَطَّعْنَ أَيْدِيَهُنَّ إِنَّ رَبِّي بِكَيْدِهِنَّ عَليمٌ (50)
وَ قالَ لِفِتْيانِهِ اجْعَلُوا بِضاعَتَهُمْ في رِحالِهِمْ لَعَلَّهُمْ يَعْرِفُونَها إِذَا انْقَلَبُوا إِلى أَهْلِهِمْ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ (62)
فَلَمَّا رَجَعُوا إِلى أَبيهِمْ قالُوا يا أَبانا مُنِعَ مِنَّا الْكَيْلُ فَأَرْسِلْ مَعَنا أَخانا نَكْتَلْ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ (63)
ارْجِعُوا إِلى أَبيكُمْ فَقُولُوا يا أَبانا إِنَّ ابْنَكَ سَرَقَ وَ ما شَهِدْنا إِلاَّ بِما عَلِمْنا وَ ما كُنَّا لِلْغَيْبِ حافِظينَ (81)
إِنَّا نَحْنُ نَرِثُ الْأَرْضَ وَ مَنْ عَلَيْها وَ إِلَيْنا يُرْجَعُونَ (40)
إِذْ تَمْشي أُخْتُكَ فَتَقُولُ هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلى مَنْ يَكْفُلُهُ فَرَجَعْناكَ إِلى أُمِّكَ كَيْ تَقَرَّ عَيْنُها وَ لا تَحْزَنَ وَ قَتَلْتَ نَفْساً فَنَجَّيْناكَ مِنَ الْغَمِّ وَ فَتَنَّاكَ فُتُوناً فَلَبِثْتَ سِنينَ في أَهْلِ مَدْيَنَ ثُمَّ جِئْتَ عَلى قَدَرٍ يا مُوسى (40)
فَرَجَعَ مُوسى إِلى قَوْمِهِ غَضْبانَ أَسِفاً قالَ يا قَوْمِ أَ لَمْ يَعِدْكُمْ رَبُّكُمْ وَعْداً حَسَناً أَ فَطالَ عَلَيْكُمُ الْعَهْدُ أَمْ أَرَدْتُمْ أَنْ يَحِلَّ عَلَيْكُمْ غَضَبٌ مِنْ رَبِّكُمْ فَأَخْلَفْتُمْ مَوْعِدي (86)
أَ فَلا يَرَوْنَ أَلاَّ يَرْجِعُ إِلَيْهِمْ قَوْلاً وَ لا يَمْلِكُ لَهُمْ ضَرًّا وَ لا نَفْعاً (89)
قالُوا لَنْ نَبْرَحَ عَلَيْهِ عاكِفينَ حَتَّى يَرْجِعَ إِلَيْنا مُوسى (91)
لا تَرْكُضُوا وَ ارْجِعُوا إِلى ما أُتْرِفْتُمْ فيهِ وَ مَساكِنِكُمْ لَعَلَّكُمْ تُسْئَلُونَ (13)
كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ وَ نَبْلُوكُمْ بِالشَّرِّ وَ الْخَيْرِ فِتْنَةً وَ إِلَيْنا تُرْجَعُونَ (35)
فَجَعَلَهُمْ جُذاذاً إِلاَّ كَبيراً لَهُمْ لَعَلَّهُمْ إِلَيْهِ يَرْجِعُونَ (58)
فَرَجَعُوا إِلى أَنْفُسِهِمْ فَقالُوا إِنَّكُمْ أَنْتُمُ الظَّالِمُونَ (64)
وَ تَقَطَّعُوا أَمْرَهُمْ بَيْنَهُمْ كُلٌّ إِلَيْنا راجِعُونَ (93)
وَ حَرامٌ عَلى قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها أَنَّهُمْ لا يَرْجِعُونَ (95)
يَعْلَمُ ما بَيْنَ أَيْديهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ وَ إِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ (76)
وَ الَّذينَ يُؤْتُونَ ما آتَوْا وَ قُلُوبُهُمْ وَجِلَةٌ أَنَّهُمْ إِلى رَبِّهِمْ راجِعُونَ (60)
حَتَّى إِذا جاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ رَبِّ ارْجِعُونِ (99)
أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناكُمْ عَبَثاً وَ أَنَّكُمْ إِلَيْنا لا تُرْجَعُونَ (115)
فَإِنْ لَمْ تَجِدُوا فيها أَحَداً فَلا تَدْخُلُوها حَتَّى يُؤْذَنَ لَكُمْ وَ إِنْ قيلَ لَكُمُ ارْجِعُوا فَارْجِعُوا هُوَ أَزْكى لَكُمْ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ عَليمٌ (28)
أَلا إِنَّ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ قَدْ يَعْلَمُ ما أَنْتُمْ عَلَيْهِ وَ يَوْمَ يُرْجَعُونَ إِلَيْهِ فَيُنَبِّئُهُمْ بِما عَمِلُوا وَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَليمٌ (64)
اذْهَبْ بِكِتابي هذا فَأَلْقِهْ إِلَيْهِمْ ثُمَّ تَوَلَّ عَنْهُمْ فَانْظُرْ ما ذا يَرْجِعُونَ (28)
وَ إِنِّي مُرْسِلَةٌ إِلَيْهِمْ بِهَدِيَّةٍ فَناظِرَةٌ بِمَ يَرْجِعُ الْمُرْسَلُونَ (35)
ارْجِعْ إِلَيْهِمْ فَلَنَأْتِيَنَّهُمْ بِجُنُودٍ لا قِبَلَ لَهُمْ بِها وَ لَنُخْرِجَنَّهُمْ مِنْها أَذِلَّةً وَ هُمْ صاغِرُونَ (37)
وَ اسْتَكْبَرَ هُوَ وَ جُنُودُهُ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ إِلَيْنا لا يُرْجَعُونَ (39)
وَ هُوَ اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ لَهُ الْحَمْدُ فِي الْأُولى وَ الْآخِرَةِ وَ لَهُ الْحُكْمُ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ (70)
وَ لا تَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلاَّ وَجْهَهُ لَهُ الْحُكْمُ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ (88)
وَ وَصَّيْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَيْهِ حُسْناً وَ إِنْ جاهَداكَ لِتُشْرِكَ بي ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلا تُطِعْهُما إِلَيَّ مَرْجِعُكُمْ فَأُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ (8)
إِنَّما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَوْثاناً وَ تَخْلُقُونَ إِفْكاً إِنَّ الَّذينَ تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لا يَمْلِكُونَ لَكُمْ رِزْقاً فَابْتَغُوا عِنْدَ اللَّهِ الرِّزْقَ وَ اعْبُدُوهُ وَ اشْكُرُوا لَهُ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ (17)
كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ ثُمَّ إِلَيْنا تُرْجَعُونَ (57)
اللَّهُ يَبْدَؤُا الْخَلْقَ ثُمَّ يُعيدُهُ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ (11)
ظَهَرَ الْفَسادُ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ لِيُذيقَهُمْ بَعْضَ الَّذي عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ (41)
وَ إِنْ جاهَداكَ عَلى أَنْ تُشْرِكَ بي ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلا تُطِعْهُما وَ صاحِبْهُما فِي الدُّنْيا مَعْرُوفاً وَ اتَّبِعْ سَبيلَ مَنْ أَنابَ إِلَيَّ ثُمَّ إِلَيَّ مَرْجِعُكُمْ فَأُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ (15)
وَ مَنْ كَفَرَ فَلا يَحْزُنْكَ كُفْرُهُ إِلَيْنا مَرْجِعُهُمْ فَنُنَبِّئُهُمْ بِما عَمِلُوا إِنَّ اللَّهَ عَليمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ (23)
قُلْ يَتَوَفَّاكُمْ مَلَكُ الْمَوْتِ الَّذي وُكِّلَ بِكُمْ ثُمَّ إِلى رَبِّكُمْ تُرْجَعُونَ (11)
وَ لَوْ تَرى إِذِ الْمُجْرِمُونَ ناكِسُوا رُؤُسِهِمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ رَبَّنا أَبْصَرْنا وَ سَمِعْنا فَارْجِعْنا نَعْمَلْ صالِحاً إِنَّا مُوقِنُونَ (12)
وَ لَنُذيقَنَّهُمْ مِنَ الْعَذابِ الْأَدْنى دُونَ الْعَذابِ الْأَكْبَرِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ (21)
وَ إِذْ قالَتْ طائِفَةٌ مِنْهُمْ يا أَهْلَ يَثْرِبَ لا مُقامَ لَكُمْ فَارْجِعُوا وَ يَسْتَأْذِنُ فَريقٌ مِنْهُمُ النَّبِيَّ يَقُولُونَ إِنَّ بُيُوتَنا عَوْرَةٌ وَ ما هِيَ بِعَوْرَةٍ إِنْ يُريدُونَ إِلاَّ فِراراً (13)
وَ قالَ الَّذينَ كَفَرُوا لَنْ نُؤْمِنَ بِهذَا الْقُرْآنِ وَ لا بِالَّذي بَيْنَ يَدَيْهِ وَ لَوْ تَرى إِذِ الظَّالِمُونَ مَوْقُوفُونَ عِنْدَ رَبِّهِمْ يَرْجِعُ بَعْضُهُمْ إِلى بَعْضٍ الْقَوْلَ يَقُولُ الَّذينَ اسْتُضْعِفُوا لِلَّذينَ اسْتَكْبَرُوا لَوْ لا أَنْتُمْ لَكُنَّا مُؤْمِنينَ (31)
وَ إِنْ يُكَذِّبُوكَ فَقَدْ كُذِّبَتْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِكَ وَ إِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ (4)
وَ ما لِيَ لا أَعْبُدُ الَّذي فَطَرَني وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ (22)
أَ لَمْ يَرَوْا كَمْ أَهْلَكْنا قَبْلَهُمْ مِنَ الْقُرُونِ أَنَّهُمْ إِلَيْهِمْ لا يَرْجِعُونَ (31)
فَلا يَسْتَطيعُونَ تَوْصِيَةً وَ لا إِلى أَهْلِهِمْ يَرْجِعُونَ (50)
وَ لَوْ نَشاءُ لَمَسَخْناهُمْ عَلى مَكانَتِهِمْ فَمَا اسْتَطاعُوا مُضِيًّا وَ لا يَرْجِعُونَ (67)
فَسُبْحانَ الَّذي بِيَدِهِ مَلَكُوتُ كُلِّ شَيْءٍ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ (83)
ثُمَّ إِنَّ مَرْجِعَهُمْ لَإِلَى الْجَحيمِ (68)
إِنْ تَكْفُرُوا فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنْكُمْ وَ لا يَرْضى لِعِبادِهِ الْكُفْرَ وَ إِنْ تَشْكُرُوا يَرْضَهُ لَكُمْ وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى ثُمَّ إِلى رَبِّكُمْ مَرْجِعُكُمْ فَيُنَبِّئُكُمْ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ إِنَّهُ عَليمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ (7)
قُلْ لِلَّهِ الشَّفاعَةُ جَميعاً لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ (44)
فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَإِمَّا نُرِيَنَّكَ بَعْضَ الَّذي نَعِدُهُمْ أَوْ نَتَوَفَّيَنَّكَ فَإِلَيْنا يُرْجَعُونَ (77)
وَ قالُوا لِجُلُودِهِمْ لِمَ شَهِدْتُمْ عَلَيْنا قالُوا أَنْطَقَنَا اللَّهُ الَّذي أَنْطَقَ كُلَّ شَيْءٍ وَ هُوَ خَلَقَكُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ (21)
وَ لَئِنْ أَذَقْناهُ رَحْمَةً مِنَّا مِنْ بَعْدِ ضَرَّاءَ مَسَّتْهُ لَيَقُولَنَّ هذا لي وَ ما أَظُنُّ السَّاعَةَ قائِمَةً وَ لَئِنْ رُجِعْتُ إِلى رَبِّي إِنَّ لي عِنْدَهُ لَلْحُسْنى فَلَنُنَبِّئَنَّ الَّذينَ كَفَرُوا بِما عَمِلُوا وَ لَنُذيقَنَّهُمْ مِنْ عَذابٍ غَليظٍ (50)
وَ جَعَلَها كَلِمَةً باقِيَةً في عَقِبِهِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ (28)
وَ ما نُريهِمْ مِنْ آيَةٍ إِلاَّ هِيَ أَكْبَرُ مِنْ أُخْتِها وَ أَخَذْناهُمْ بِالْعَذابِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ (48)
وَ تَبارَكَ الَّذي لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُما وَ عِنْدَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ (85)
مَنْ عَمِلَ صالِحاً فَلِنَفْسِهِ وَ مَنْ أَساءَ فَعَلَيْها ثُمَّ إِلى رَبِّكُمْ تُرْجَعُونَ (15)
وَ لَقَدْ أَهْلَكْنا ما حَوْلَكُمْ مِنَ الْقُرى وَ صَرَّفْنَا الْآياتِ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ (27)
أَ إِذا مِتْنا وَ كُنَّا تُراباً ذلِكَ رَجْعٌ بَعيدٌ (3)
تَرْجِعُونَها إِنْ كُنْتُمْ صادِقينَ (87)
لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ إِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ (5)
يَوْمَ يَقُولُ الْمُنافِقُونَ وَ الْمُنافِقاتُ لِلَّذينَ آمَنُوا انْظُرُونا نَقْتَبِسْ مِنْ نُورِكُمْ قيلَ ارْجِعُوا وَراءَكُمْ فَالْتَمِسُوا نُوراً فَضُرِبَ بَيْنَهُمْ بِسُورٍ لَهُ بابٌ باطِنُهُ فيهِ الرَّحْمَةُ وَ ظاهِرُهُ مِنْ قِبَلِهِ الْعَذابُ (13)
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِذا جاءَكُمُ الْمُؤْمِناتُ مُهاجِراتٍ فَامْتَحِنُوهُنَّ اللَّهُ أَعْلَمُ بِإيمانِهِنَّ فَإِنْ عَلِمْتُمُوهُنَّ مُؤْمِناتٍ فَلا تَرْجِعُوهُنَ إِلَى الْكُفَّارِ لا هُنَّ حِلٌّ لَهُمْ وَ لا هُمْ يَحِلُّونَ لَهُنَّ وَ آتُوهُمْ ما أَنْفَقُوا وَ لا جُناحَ عَلَيْكُمْ أَنْ تَنْكِحُوهُنَّ إِذا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ وَ لا تُمْسِكُوا بِعِصَمِ الْكَوافِرِ وَ سْئَلُوا ما أَنْفَقْتُمْ وَ لْيَسْئَلُوا ما أَنْفَقُوا ذلِكُمْ حُكْمُ اللَّهِ يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ وَ اللَّهُ عَليمٌ حَكيمٌ (10)
يَقُولُونَ لَئِنْ رَجَعْنا إِلَى الْمَدينَةِ لَيُخْرِجَنَّ الْأَعَزُّ مِنْهَا الْأَذَلَّ وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنينَ وَ لكِنَّ الْمُنافِقينَ لا يَعْلَمُونَ (8)
الَّذي خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ طِباقاً ما تَرى في خَلْقِ الرَّحْمنِ مِنْ تَفاوُتٍ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرى مِنْ فُطُورٍ (3)
ثُمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ كَرَّتَيْنِ يَنْقَلِبْ إِلَيْكَ الْبَصَرُ خاسِئاً وَ هُوَ حَسيرٌ (4)
إِنَّهُ عَلى رَجْعِهِ لَقادِرٌ (8)
وَ السَّماءِ ذاتِ الرَّجْعِ (11)
ارْجِعي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً (28)
إِنَّ إِلى رَبِّكَ الرُّجْعى (8)
[سورة البقرة (۲): الآيات ۱۵۶ الى ۱۵۷]
الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ (۱۵۶)
[همان] كسانى كه چون مصيبتى به آنان برسد، مىگويند:
«ما از آنِ خدا هستيم، و به سوى او باز مىگرديم.»
أُولئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ (۱۵۷)
بر ايشان درودها و رحمتى از پروردگارشان [باد] و راهيافتگان [هم] خود ايشانند.
– **رجوع؛ راهِ بازگشت به خانهٔ خدا**
– **ما بندگانِ خانهٔ رجوعیم**
– **رجوع؛ بازگشت به خانهٔ نور**
– **إنا لله و إنا إلیه راجعون؛ رازِ بازگشت انسان**
– **رجوع؛ وقتی انسان راه خانه را پیدا میکند**
– **خانهای که انسان به آن بازمیگردد**
**«رجوع؛ بازگشت به خانهٔ خدا»**
دلنوشته
إنا لله و إنا إلیه راجعون؛ ما بندگانِ خانهٔ رجوعیم
انسان
هر قدر هم که مراقب باشد
باز هم ممکن است بلغزد.
راه،
راهِ امتحان است
و قدمها
همیشه در معرضِ خطا.
اما رازِ نجاتِ انسان
در این نیست که هرگز خطا نکند؛
رازِ نجات
در این است که «راهِ بازگشت را بشناسد».
قرآن
این حقیقت را با واژهای عمیق بیان میکند:
«رجوع.»
بازگشت.
انسان
هر جا که برود
در نهایت
راهش به بازگشت ختم میشود.
و چه تعبیر کوتاه
و چه حقیقت بزرگی در این جمله نهفته است:
«إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ»
ما از خداییم
و به سوی او بازمیگردیم.
این جمله
فقط کلامی برای لحظههای مصیبت نیست؛
این جمله
تعریفِ حقیقتِ زندگی انسان است.
ما
در این عالم
مسافرانِ رجوعیم.
هر لغزش
هر خطا
هر اندوه
و هر مصیبتی
در حقیقت
تلنگری است
تا انسان راهِ بازگشت را به یاد بیاورد.
و قرآن
دربارهی اهلِ این بازگشت میفرماید:
«الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ»
آنان که هرگاه مصیبتی به آنان برسد
میگویند:
ما از آنِ خداییم
و به سوی او بازمیگردیم.
انسانِ بیدار
وقتی دچار خطا میشود
وقتی زخمی از زندگی بر دلش مینشیند
وقتی در تاریکیِ اشتباهات خود میایستد
نمیگریزد.
او «رجوع میکند.»
و رجوع
یعنی بازگشت به همان خانهای
که خدا آن را
پناه انسان قرار داده است.
خانهای
که قرآن آن را
«بیت» نامید.
خانهای
که مأمن دلهای خسته است.
خانهای
که انسان
هر بار پس از خطا
میتواند دوباره
به سوی آن برگردد.
ما
در حقیقت
بندگانِ صاحبِ این خانهایم.
خانهای که
درهایش برای بازگشت
همیشه باز است.
هرگاه انسان
در مسیر زندگی
دچار لغزش شود،
هرگاه اشتباهی از او سر بزند،
هرگاه مصیبتی
او را از غرور و غفلت بیدار کند،
باز هم میتواند
قصدِ همین خانه را کند.
خانهای از نور.
خانهای
که دلهای شکسته
در آن
دوباره راه را پیدا میکنند.
و خداوند
دربارهی کسانی که چنین بازمیگردند
بشارت بزرگی داده است:
«أُولئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ»
بر آنان
درودهایی از سوی پروردگارشان است
و رحمتی گسترده،
و آنانند
که حقیقتاً هدایت یافتهاند.
چه کرامتی بالاتر از این؟
انسانی که
از خطا بازمیگردد
تنها بخشیده نمیشود؛
بلکه مشمول «صلوات خدا» میشود.
رحمت خدا
او را در بر میگیرد
و در شمار «هدایتیافتگان» قرار میگیرد.
پس خطا
پایان راه نیست.
پایان راه
فراموشیِ رجوع است.
و خوشا به حال کسی
که هر بار
پس از لغزشهایش
راهِ خانه را فراموش نمیکند.
کسی که میداند
در این عالم
خانهای هست
خانهای
که انسان
هر قدر هم دور شده باشد
باز هم میتواند
به آن
برگردد.
– **رجوع؛ چرخهٔ حیاتِ نور در قلب**
– **قبض و بسط؛ زبانِ سخن گفتنِ نور با قلب**
– **رجوع؛ بازگشت قلب از ظلمت به نور**
– **ذاتِ الرَّجْع؛ رازِ بازگشت دلها**
– **قبض و بسط؛ گردش نور در قلب انسان**
– **رجوع؛ حیات قلب در سایهٔ ولایت**
دلنوشته
رجوع؛ چرخهٔ حیاتِ نور در قلب
رجوع؛ قبض و بسطِ نور در قلب
قبض و بسط؛ زبانِ سخن گفتنِ نور با قلب
بازگشتِ انسان
تنها یک حرکتِ ظاهری نیست؛
بازگشت،
حرکتِ قلب در میان «قبض و بسط نور» است.
قرآن
این حقیقت را چنین بیان میکند:
«وَ اللَّهُ يَقْبِضُ وَ يَبْصُطُ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ»
خداست
که قبض میکند و بسط میدهد،
و بازگشت
به سوی اوست.
قبض و بسط
تنها وصفِ روزی یا حالِ زندگی نیست؛
این
«حکمِ الهی در قلب انسان» است.
همانگونه که عالم
با شب و روز میگردد،
و زمین
با مرگ و حیاتِ فصلها زنده میشود،
قلب انسان نیز
در میان «قبض و بسط نور»
زندگی میکند.
گاه دل
در تاریکیِ تنگی و حیرت فرو میرود؛
و گاه
با تابش نوری از هدایت
گشوده و آرام میشود.
و این همان «حکم الهی» است؛
چنانکه قرآن میفرماید:
«كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ
لَهُ الْحُكْمُ وَ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ»
همه چیز
رو به زوال است
جز وجه او.
حکم از آنِ اوست
و بازگشت نیز
به سوی اوست.
این حکم
در دل انسان
به صورت «قبض و بسط نور» ظاهر میشود.
گاه قلب
در تاریکیِ خطا و غفلت فرو میرود،
و گاه
به برکت هدایت الهی
نور در آن بازمیگردد.
و این بازگشتِ نور
همان چیزی است که قرآن دربارهاش فرمود:
«اللَّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا
يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّور»
خدا
ولیّ مؤمنان است؛
آنان را
از تاریکیها
به سوی نور بیرون میآورد.
این خروج از ظلمت
در حقیقت
همان «رجوع نور ولایت به قلب انسان» است.
قلب انسان
به برکت نور ولایت
دارای «چرخهٔ حیات» میشود.
همانگونه که آسمان
باران را فرو میفرستد
و دوباره آن را بازمیگرداند،
قرآن میفرماید:
«وَ السَّماءِ ذاتِ الرَّجْعِ»
آسمانی
که صاحبِ بازگشت است.
ابرها میآیند،
باران میبارد،
زمین زنده میشود،
و دوباره این چرخه
تکرار میگردد.
این
«رجعِ آسمان» است.
و زمین نیز
با شکافتن خود
به این چرخه پاسخ میدهد:
«وَ الْأَرْضِ ذاتِ الصَّدْعِ»
زمین
دارای شکافتن است؛
شکافی
که بذر را میپذیرد
و از دل آن
حیات میرویاند.
همین راز
در قلب انسان نیز جاری است.
در دل تاریکیهای قلب
گاه
نطفهای از نور علم نهاده میشود؛
نوری کوچک
که آرامآرام رشد میکند
تا سراسر دل را روشن کند.
و از آن نور
عمل صالح
و آرامش
و حیات طیبه
میروید.
این
همان چرخهٔ حیاتِ قلب است.
قبض
دورهای از زندگی است،
و بسط
دورهای دیگر.
این دو
زبانِ سخن گفتنِ نور و ظلمت با قلب انساناند.
هر که
این زبان را بفهمد
راهی به سوی معرفت پیدا میکند.
بازگشتِ نور
گاه همچون بهبود یافتنِ بیماری است؛
چنانکه در زبان عرب میگویند:
«رَجَعَ إِلَى الصِّحَّةِ»
یعنی
به سلامت بازگشت.
قلب نیز
وقتی به نور هدایت بازمیگردد
گویی
از بیماریِ تاریکی
به سلامت نور
رسیده است.
و گاه
این رجوع
مانند بازگشت محبت و پیوند است؛
چنانکه گفتهاند:
«راجَعَ الرَّجُلُ امرأتَه»
بازگشتی
که پیوند را
دوباره زنده میکند.
رجوعِ نور به قلب نیز
چنین است؛
پیوندی دوباره
میان دل انسان
و سرچشمهٔ هدایت.
این همان لحظهای است
که خطاب الهی به جان انسان میرسد:
«ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً»
بازگرد
به سوی پروردگارت.
بازگرد
با دلی آرام
و رضایتی متقابل.
اما همه
این راز را درک نمیکنند.
قرآن نقل میکند که برخی گفتند:
«أَ إِذا مِتْنا وَ كُنَّا تُراباً
ذلِكَ رَجْعٌ بَعِيدٌ»
آیا وقتی خاک شدیم
دوباره بازگشت خواهیم داشت؟
آنان
بازگشت را دور میپندارند؛
در حالی که خداوند میفرماید:
«إِنَّهُ عَلى رَجْعِهِ لَقادِرٌ»
او
بر بازگرداندن
تواناست.
این بازگشت
تنها بازگشتِ بدنها نیست؛
بلکه بازگشتِ دلها
به نور هدایت است.
قلبِ انسان
اگر با نور هدایت زنده باشد
خاصیتی شگفت پیدا میکند:
«خاصیتِ بازگشت.»
هرگاه
به سوی تاریکی متمایل شود
دوباره
به سوی نور برمیگردد.
همین تواناییِ بازگشت
راز حیات دل است.
اگر دل
این خاصیت را از دست بدهد
به خشکی میگراید.
اما دلِ زنده
با یاد نور هدایت
دوباره میشکفد؛
همچون زمینی که پس از باران
سبز میشود.
پس
تمام زندگی انسان
در حقیقت
حرکت میان همین دو حالت است:
قبض و بسط،
تاریکی و نور،
غفلت و بیداری.
و هر بار
که انسان از تاریکی بازمیگردد
در حقیقت
همان کلام جاودانه را
زندگی میکند:
«إِنَّا لِلَّهِ
وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ».
ما از خداییم
و به سوی او
بازمیگردیم.
