In the Circle of Light!
Where we celebrate our oneness!
Welcome to the Home of Peace!
«دور» در معنای ممدوح، یکی از هزار واژه مترادف «نور»،
و در معنای مذموم یکی از هزار واژه مترادف «حسد» است.
«دارُ السَّلامِ» – «دائِرَةُ السَّوْءِ»
در فرهنگ لغات عربی مینویسند:
«الدَّارُ: المنزل اعتبارا بدورانها الذي لها بالحائط،
يعنى جاى فرود آمدن و سكنى گزيدن
به اعتبار اينكه اطرافش و دورش با ديوار احاطه شده.»
«لَهُمْ دارُ السَّلامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ»
«دارُ السَّلامِ» نام زیبای نور است!
«قلب من، قبر من! قبر من، قلب من!»
+ «خوشهای در خرمن نور!»
+ «حلقۀ نورانی! حلق رأس!»
+ عکس زیبای مقالۀ «جوانههای نورانی!»
«دارُ السَّلامِ» کجا و «دائِرَةُ السَّوْءِ» کجا؟!
قلب نورانی و آرام کجا و قلب حسود ناآرام کجا؟!
قلب راضی به تقدیرات تلخ کجا و قلب حسود نمکنشناس کجا؟!
قبر نورانی کجا و قبر تاریک و همنشینی با مار و عقرب کجا؟!
تیم نورانی قمر بنی هاشم ع کجا و تیم تاریک لیل کجا؟!
ترک نور نشستن و سفر انفرادی با نور کجا و دنبالهروی از دانهدرشتهای قبیله شیطان کجا؟!
این کجا و آن کجا؟!
«Unfettered Heart»: قلب بدون محدودیت!
قلبی که قبض و بسط نورشو بفهمه،
بدون محدودیت زمان و مکان میتونه تا ابد زندگی کنه!
این یعنی خلود در بهشت جاویدان!
دیوار نورانی – دایره آیات
به دار السّلام خوش آمدید!
[سورة الأنعام (۶): الآيات ۱۲۶ الى ۱۲۷]
وَ هذا صِراطُ رَبِّكَ مُسْتَقِيماً
قَدْ فَصَّلْنَا الْآياتِ لِقَوْمٍ يَذَّكَّرُونَ (۱۲۶)
و راه راست پروردگارت همين است.
ما آيات [خود] را براى گروهى كه پند مىگيرند، به روشنى بيان نمودهايم.
لَهُمْ دارُ السَّلامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ
وَ هُوَ وَلِيُّهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ (۱۲۷)
براى آنان، نزد پروردگارشان سراى عافيت است،
و به [پاداش] آنچه انجام مىدادند، او يارشان خواهد بود.
«لَهُمْ دارُ السَّلامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ»
دیوار محدودیتی با ارزش برای اونایی که درون این حصن قرار میگیرن ایجاد میکنه!
دیوارهایی که قدیما به دور شهرها میکشیدند! دیوار چین!
نقش دیوار، صیانت از اهل خانه است!
دیوار، محدودیت مذموم نیست!
این دیوار جای حمد دارد، نه جای ذم!
+ «حمد و ذم»
«دیوار آیات» ما را احاطه کردهاند!
دیوار نامی زیبا برای نور است، که اهل نور اختیارا خود را درون حصن حصین این دیوار نورانی قرار داده و از امنیت و آرامش درون این کهف برخوردار میشوند و این توفیق، به فضل و کرم آل محمد ع به آنها میرسد!
نعمت آیات فرصتهایی برای خانهدار شدن است!
+ «اوب – آیت – کلبۀ آسمانی»
کیا در همین دنیا از خط پایان گذشتند و صاحب خانه و مالک نور شدند؟!
به خانه میگن دار! به دار میگن دار چون دورش دیوار داره!
مالک چهاردیواری نورانی خودت شو!
پس چه در دنیا و چه در آخرت ما نیازمند دار هستیم
«ربّنا آتنا فی الدّنیا حسنة و فی الآخرة حسنة و قنا عذاب النّار»
لذا دار الدنیا و دار الآخرة برای اهل نور میشه نام زیبای صاحبان نور و آیات محکم موید اندیشه آنها!
+ «سد ذوالقرنین»: یعنی اینکه قلبت نور و ظلمتشو بفهمه! تسخیر کنه!
فقط اینجوری از فتنه یاجوج و ماجوج «فتنه ناس» در امان خواهی بود.
امام علی علیه السلام:
«وَ أَنَا الَّذِي سُخِّرَتْ لِيَ … الظُّلَمُ وَ الْأَنْوَارُ»
دایرۀ تاریکی حسادت!
وَ يَتَرَبَّصُ بِكُمُ الدَّوائِرَ
عَلَيْهِمْ دائِرَةُ السَّوْءِ
حسود دلش میخواد برای اهل نور پیشامد بد اتفاق بیفته!
[سورة التوبة (۹): الآيات ۹۷ الى ۹۹]
الْأَعْرابُ أَشَدُّ كُفْراً وَ نِفاقاً وَ أَجْدَرُ أَلاَّ يَعْلَمُوا حُدُودَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ عَلى رَسُولِهِ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ (۹۷)
باديهنشينانِ عرب، در كفر و نفاق [از ديگران] سختتر، و به اينكه حدود آنچه را كه خدا بر فرستادهاش نازل كرده، ندانند، سزاوارترند. و خدا داناى حكيم است.
وَ مِنَ الْأَعْرابِ مَنْ يَتَّخِذُ ما يُنْفِقُ مَغْرَماً
وَ يَتَرَبَّصُ بِكُمُ الدَّوائِرَ
عَلَيْهِمْ دائِرَةُ السَّوْءِ
وَ اللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ (۹۸)
و برخى از آن باديهنشينان كسانى هستند كه آنچه را [در راه خدا] هزينه مىكنند، خسارتى [براى خود] مىدانند،
و براى شما پيشامدهاى بد انتظار مىبرند.
پيشامدِ بد براى آنان خواهد بود،
و خدا شنواى داناست.
وَ مِنَ الْأَعْرابِ مَنْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ وَ يَتَّخِذُ ما يُنْفِقُ قُرُباتٍ عِنْدَ اللَّهِ وَ صَلَواتِ الرَّسُولِ أَلا إِنَّها قُرْبَةٌ لَهُمْ سَيُدْخِلُهُمُ اللَّهُ فِي رَحْمَتِهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ (۹۹)
و برخى [ديگر] از باديهنشينان كسانىاند كه به خدا و روز بازپسين ايمان دارند و آنچه را انفاق مىكنند مايه تقرّب نزد خدا و دعاهاى پيامبر مىدانند. بدانيد كه اين [انفاق] مايه تقرّب آنان است. به زودى خدا ايشان را در جوار رحمت خويش درآوَرَد، كه خدا آمرزنده مهربان است.
حسود میگه:
نَخْشى أَنْ تُصِيبَنا دائِرَةٌ
[سورة المائدة (۵): الآيات ۵۱ الى ۵۳]
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَ النَّصارى أَوْلِياءَ
بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ
وَ مَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ
إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ (۵۱)
اى كسانى كه ايمان آوردهايد، يهود و نصارى را دوستانِ [خود] مگيريد
[كه] بعضى از آنان دوستان بعضى ديگرند.
و هر كس از شما آنها را به دوستى گيرد، از آنان خواهد بود.
آرى، خدا گروه ستمگران را راه نمىنمايد.
فَتَرَى الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ يُسارِعُونَ فِيهِمْ
يَقُولُونَ نَخْشى أَنْ تُصِيبَنا دائِرَةٌ
فَعَسَى اللَّهُ أَنْ يَأْتِيَ بِالْفَتْحِ أَوْ أَمْرٍ مِنْ عِنْدِهِ
فَيُصْبِحُوا عَلى ما أَسَرُّوا فِي أَنْفُسِهِمْ نادِمِينَ (۵۲)
مىبينى كسانى كه در دلهايشان بيمارى است، در [دوستى] با آنان شتاب مىورزند.
مىگويند: «مىترسيم به ما حادثه ناگوارى برسد.»
اميد است خدا از جانب خود فتح [منظور] يا امر ديگرى را پيش آورد،
تا [در نتيجه آنان] از آنچه در دل خود نهفته داشتهاند پشيمان گردند.
وَ يَقُولُ الَّذِينَ آمَنُوا أَ هؤُلاءِ الَّذِينَ أَقْسَمُوا بِاللَّهِ جَهْدَ أَيْمانِهِمْ إِنَّهُمْ لَمَعَكُمْ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فَأَصْبَحُوا خاسِرِينَ (۵۳)
و كسانى كه ايمان آوردهاند، مىگويند:
«آيا اينان بودند كه به خداوند سوگندهاى سخت مىخوردند كه جدّاً با شما هستند؟»
اعمالشان تباه شد و زيانكار گرديدند.
دیوار آیات و رسل!
حلقۀ دایرۀ محیطی آیات (دَوَران آیات) – دیوار آیات:
چه بگیم آیات به دور ما حلقه زده و دیوار کشیدهاند و ما در محاصرۀ آیاتیم و چه بگیم نور بر ما تفوق و برتری دارد، فرقی نمیکند، اقرار به اینکه حوادث آثار عیب ماست انگاری اقرار به فضیلت نور بر ماست که این علوم نورانی مقتبس از علم آل محمد ع است، و راه نجات ماست.
همانطور که از گیر آیات نمیتوان فرار کرد، از دست این اعتقاد صحیح که حوادث آثار عیب حسد ماست نیز راه چاره و گریزی نیست و راه رسیدن به آرامش همین است و بس و هر کس شک نماید، چه به نار آیات و چه به نور ولایت، به اینکه میتوان آیاتی و رسلی را دور زد، بداند که این حلقه محاصره به دست ما شکسته نخواهد شد.
دایره محیط بر ما «آیاتی و رسلی»، «کتاب الله و عترتی» میباشند.
دیوار آیات و رسل!
پس نور بر قلوب غلبه و احاطه و دوران دارد!
[دار الآخرة – دار النّور]:
دار الآخرة برای ما یعنی چه؟
دار الآخرة برای اهل نور یعنی تمثال نورانی صاحبان نور در ملکوت قلب!
«آیاتی و رسلی» قانون خدای مهربان است.
دار الآخره برای اهل نور یعنی با یاد علوم ربانی ماخوذ از صاحبان نور، هنگام عرضه آیت به آرامش رسیدن، و این یعنی آیات و رسل بر ما مافوق هستند و بر ما احاطه دارند و این احاطه عالَم بالا بر ما در واژه «دور – دار» بصورت دار الآخرة معنی و مفهوم کاربردی پیدا میکند،
لذا دار الآخره برای ما از همین دنیا و در دل شرایط شکل می گیرد،
«فادخلی فی عبادی و ادخلی جنتی»
به این ترتیب که وقتی نا آرامی قلب را با یاد نور آرام نمودیم، بر آخرت و قبر و قلب خود مشرف شدهایم و قلبا با آرامش و نور و ازدیاد یقینی که برایمان حاصل میشود میفهمیم که یه خبرایی هست که ما هنوز از تمام جزئیات آن بیخبریم ولی هر چی هست چیز خیلی خوب و بینظیری است که در انتظار ماست و ما هم در انتظار آن!
یقین به وعدههای اخروی دار الآخره از روی یقین و باور به صاحب نور و عدم شک به او معلوم میشود:
إِنَّا أَخْلَصْناهُمْ بِخالِصَةٍ ذِكْرَى الدَّارِ
آن عاملی که موجب از بین رفتن حسد میشود «إِنَّا أَخْلَصْناهُمْ بِخالِصَةٍ»،
یقین به وعدههای اخروی «ذِكْرَى الدَّارِ»، یعنی باور به نوری است که در مشت اهل نور است!
که با یاد صاحبان نور «ذِكْرَى الدَّارِ» تحقق پیدا میکند.
یادآوری «قلب من، قبر من! قبر من، قلب من!» یک موهبت ویژه است
«ذِكْرى الدَّارِ»
که به صاحبان نور و اهل نور متبع آنها اختصاص پیدا میکند،
و این همان نور خالصکننده قلوب از عیب حسادت است.
ذکر نورانی همین است!
«هذا ذِكْرٌ»
رزق نورانی همین است!
«إِنَّ هذا لَرِزْقُنا»
[سورة ص (۳۸): الآيات ۴۵ الى ۵۴]
وَ اذْكُرْ عِبادَنا إِبْراهِيمَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ أُولِي الْأَيْدِي وَ الْأَبْصارِ (۴۵)
و بندگان ما ابراهيم و اسحاق و يعقوب را كه نيرومند و ديدهور بودند به يادآور.
إِنَّا أَخْلَصْناهُمْ بِخالِصَةٍ ذِكْرى الدَّارِ (۴۶)
ما آنان را با موهبت ويژهاى -كه يادآورىِ آن سراى بود- خالص گردانيديم.
وَ إِنَّهُمْ عِنْدَنا لَمِنَ الْمُصْطَفَيْنَ الْأَخْيارِ (۴۷)
و آنان در پيشگاه ما جدّاً از برگزيدگان نيكانند.
وَ اذْكُرْ إِسْماعِيلَ وَ الْيَسَعَ وَ ذَا الْكِفْلِ وَ كُلٌّ مِنَ الْأَخْيارِ (۴۸)
و اسماعيل و يَسَع و ذوالكِفل را به ياد آور [كه] همه از نيكانند.
هذا ذِكْرٌ وَ إِنَّ لِلْمُتَّقِينَ لَحُسْنَ مَآبٍ (۴۹)
اين يادكردى است، و قطعاً براى پرهيزگاران فرجامى نيك است.
جَنَّاتِ عَدْنٍ مُفَتَّحَةً لَهُمُ الْأَبْوابُ (۵۰)
باغهاى هميشگى در حالى كه درهاى [آنها] برايشان گشودهاست.
مُتَّكِئِينَ فِيها يَدْعُونَ فِيها بِفاكِهَةٍ كَثِيرَةٍ وَ شَرابٍ (۵۱)
در آنجا تكيه مىزنند [و] ميوههاى فراوان و نوشيدنى در آنجا طلب مىكنند.
وَ عِنْدَهُمْ قاصِراتُ الطَّرْفِ أَتْرابٌ (۵۲)
و نزدشان [دلبرانِ] فروهشتهنگاهِ همسال است.
هذا ما تُوعَدُونَ لِيَوْمِ الْحِسابِ (۵۳)
اين است آنچه براى روز حساب به شما وعده داده مىشد.
إِنَّ هذا لَرِزْقُنا ما لَهُ مِنْ نَفادٍ (۵۴)
[مىگويند:] «در حقيقت، اين روزىِ ماست و آن را پايانى نيست.»
دَارُ الْجَلَالِ – دار الآخرة
[سورة القصص (۲۸): الآيات ۸۳ الى ۸۸]
تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذِينَ لا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً
وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ (۸۳)
آن سراى آخرت را براى كسانى قرار مىدهيم كه در زمين خواستار برترى و فساد نيستند،
و فرجام [خوش] از آنِ پرهيزگاران است.
امام باقر علیه السلام:
نَحْنُ عِنْدَهُ ثَمَانِيَةُ رِجَالٍ فَذَكَرْنَا رَمَضَانَ
فَقَالَ لَا تَقُولُوا هَذَا رَمَضَانُ وَ لَا ذَهَبَ رَمَضَانُ وَ لَا جَاءَ رَمَضَانُ
فَإِنَّ رَمَضَانَ اسْمٌ مِنْ أَسْمَاءِ اللَّهِ لَا يَجِيءُ وَ لَا يَذْهَبُ وَ إِنَّمَا يَجِيءُ وَ يَذْهَبُ الرَّائِلُ
وَ لَكِنْ قُولُوا شَهْرُ رَمَضَانَ فَالشَّهْرُ الْمُضَافُ إِلَى الِاسْمِ وَ الِاسْمُ اسْمُ اللَّهِ
وَ هُوَ الشَّهْرُ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ جَعَلَهُ اللَّهُ مَثَلًا وَ عِيداً
أَلَا وَ مَنْ خَرَجَ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ مِنْ بَيْتِهِ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ نَحْنُ سَبِيلُ اللَّهِ الَّذِي مَنْ دَخَلَ فِيهِ يُطَافُ بِالْحِصْنِ وَ الْحِصْنُ هُوَ الْإِمَامُ فَكَبَّرَ عِنْدَ رُؤْيَتِهِ كَانَتْ لَهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ صَخْرَةٌ أَثْقَلُ فِي مِيزَانِهِ مِنَ السَّمَاوَاتِ السَّبْعِ وَ الْأَرَضِينَ السَّبْعِ وَ مَا فِيهِنَّ وَ مَا بَيْنَهُنَّ وَ مَا تَحْتَهُنَّ
قُلْتُ يَا بَا جَعْفَرٍ وَ مَا الْمِيزَانُ؟
قَالَ إِنَّكَ قَدِ ازْدَدْتَ قُوَّةً وَ نَظَراً
يَا سَعْدُ رَسُولُ اللَّهِ الصَّخْرَةُ وَ نَحْنُ الْمِيزَانُ
وَ ذَلِكَ قَوْلُ اللَّهِ فِي الْإِمَامِ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ
قَالَ وَ مَنْ كَبَّرَ بَيْنَ يَدَيِ الْإِمَامِ وَ قَالَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ كَتَبَ اللَّهُ لَهُ رِضْوَانَهُ الْأَكْبَرَ
وَ مَنْ يَكْتُبِ اللَّهُ لَهُ رِضْوَانَهُ الْأَكْبَرَ يَجْمَعْ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ إِبْرَاهِيمَ وَ مُحَمَّدٍ وَ الْمُرْسَلِينَ فِي دَارِ الْجَلَالِ
فَقُلْتُ لَهُ وَ مَا دَارُ الْجَلَالِ؟
فَقَالَ نَحْنُ الدَّارُ وَ ذَلِكَ قَوْلُ اللَّهِ:
تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذِينَ لا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ
فَنَحْنُ الْعَاقِبَةُ يَا سَعْدُ وَ أَمَّا مَوَدَّتُنَا لِلْمُتَّقِينَ فَيَقُولُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى:
تَبارَكَ اسْمُ رَبِّكَ ذِي الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ
فَنَحْنُ جَلَالُ اللَّهِ وَ كَرَامَتُهُ الَّتِي أَكْرَمَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى الْعِبَادَ بِطَاعَتِنَا.
دور: الاحاطة
شنیدی میگن فلانی ما رو دور زد!
منظور اینه که وقتی کسی یکی دیگه رو دور میزنه، در واقع به اون غلبه پیدا میکنه و به مقصود خودش میرسه.
انگاری حسود میخواد تقدیرات رو دور بزنه و به تمناهاش برسه!
غافل از اینکه اسم آیات و تقدیرات، دایره است و این دیوار آیات هستند که بر همه تفوق و برتری دارن و دور زده هم نمیشن!
نور مافوق ماست. «الله نور»
آیاتی و رسلی بر ما احاطة «دائرة» دارد!
احاطة آیات (محیط!) بر ما، به ما میفهماند که باید باور کنیم، که مافوقی داریم و این مافوق بر ما احاطه دارد و او محیط است و ما محاط، و پیشامدهای روزگار را دائرة گفتهاند، چون بر ما احاطة و غلبه و تفوق دارند و راه گریزی از محدوده نور ولایت نیست
و باید قلب مطیع اوامر مافوق باشد تا به آرامش برسد.
اداره امور با ولیّ خداست!
آیات ما را دایرهوار احاطه و محاصره کردهاند «دیوار آیات»!
و راه گریزی برای شکستن این محدودیت وجود ندارد جز عمل به نور ولایت!
یعنی به نیابت از نور باید کارهامونو انجام بدیم!
ظَنَّ السَّوْءِ – دائِرَةُ السَّوْء
سوء ظن – دایره سوء – حسد
شک، یعنی باور نداشتن صاحبان نور، همان ظن سوء و همان دایره سوء است
که بر قلب اهل حسد سیطره و تفوق دارد.
در واقع این عیب حسد و حالت «سوء ظن» و «تطیّر» است که پیشامدها «دایره سوء» را رقم میزند،
بعبارت دیگر مافوق (آل محمد ع) بر اساس عیوب هوای نفس ما (حسدی که ایجاد سوء ظن میکند) و بمنظور اصلاح و تربیت قلوب حسود ما، آیات و حوادثی را تقدیر میکنند تا ما با عمل به نور ولایت از ثمرات تربیتی این حوادث بهرهمند گردیم و لذا عنوان زیبای «پیوستگی عیب و اثر» از همین مطلب سرچشمه گرفته است که «ظَنَّ السَّوْءِ – دائِرَةُ السَّوْء».
پس در پیشامدهای ناگوار نباید محیط و پیرامون خود را بعنوان علت ناراحتی و مشکلات خود دانسته و با آنها درگیر شویم و میبایست این حوادث و تقدیرات تلخ را به عیب حسد خود ربط دهیم و راه درمان و برطرف شدن این گرفتاریها را بصورت زیربنایی از اصلاح عیب قلب خود یعنی درناژ حسادت، با عمل به نور ولایت آغاز نماییم تا مافوق نورانی، برای برقراری توازن عیوب درونی و آثار بیرونیش مضطر به ایجاد فرج برای ما گردد
«أَمَّنْ يُجيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ»
و راه رسیدن به آرامش، که حسود به غلط در تغییر محیط متناسب با تمناهای خود است، تغییر در قلب و درون از نظر کاربرد روش رسیدن به آرامش از ارتکاب معصیت به عمل به نور ولایت است و بدنبال این تغییر درونی «دل کندن از گناه»، تغییر بیرونی ایجاد خواهد شد و فرج میرسد.
«فَأَحْسِنُوا الظَّنَّ بِاللَّهِ وَ ارْغَبُوا إِلَيْهِ
وَ قَدْ قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَ
الظَّانِّينَ بِاللَّهِ ظَنَّ السَّوْءِ عَلَيْهِمْ دائِرَةُ السَّوْء»
حسن ظن، میشه یقین و باور قلبی به صاحبان نور
و سوء ظن، میشه شک و عدم باور قلبی نسبت به آنها.
حوادث و تقدیرات تلخ مربوط عیب خودته و برای درمان این عیب تقدیر شده!
به تقدیرات لبخند بزن!
علت تاریکی قلبِ من، حسد خود منه!
قلب سلیم تاریکی خودشو از چشم حسد خودش میبینه و اصلا دنبال تغییر در آفاق نیست بلکه خواهان تغییر انفس خویش به دست توانای نور علمی صاحبان نور است.
و می داند و یقین دارد که تنها این تغییر است که آفاق را نیز مجبور به تغییر موافق انفس خویش خواهد نمود!
پس برای رسیدن به نور جوف نار آیت باید بدانی و یقین کنی که باید از انفس خودت شروع کنی تا به آفاق عبور کنی و برسی، نه اینکه از آفاق شروع کنی تا به انفس برسی! اصلا اینجوری نیست!
پیوستگی عیب و اثر اشاره به راه درمان عیوب دارد، یعنی عیب حسد نفس را با پوشش نور ولایت، متوقف کن! درناژ کن!
حالا آفاق مجبور میشه خودشو با این انفس بیعیب (عیب غیر فعال شده) تطابق بده!
«أَمَّنْ يُجيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ»
جواب این سوال رو فقط اهل الفضل با «ای و ربی» میدهند و بس!
لجبازی با آیات «مَنْ لَجَّ»، پیشامدهای ناگوار را رقم میزند!
«صَارَتْ دَائِرَةُ السَّوْءِ عَلَى رَأْسِه»:
امام علی علیه السلام:
… فَمَنْ تَمَّ عَلَى ذَلِكَ مِنْهُمْ فَهُوَ الَّذِي أَنْقَذَهُ اللَّهُ مِنَ الْهَلَكَةِ
وَ مَنْ لَجَّ وَ تَمَادَى فَهُوَ الرَّاكِسُ الَّذِي رَانَ اللَّهُ عَلَى قَلْبِهِ وَ صَارَتْ دَائِرَةُ السَّوْءِ عَلَى رَأْسِه.
آن كه بر پيمان خود استوار ماند، از هلاكت نجات يافت،
و آن كس كه در لجاجت خود پا فشرد، خدا پرده ناآگاهى بر جان او كشيد،
و بلاى تيره روزى گرد سرش گردانيد.
اللَّهُمَّ اجْعَلْ دَائِرَةَ السَّوْءِ عَلَى مَنْ أَرَادَ بِوَلِيَّكَ سُوءاً
دایره سوء – اراده سوء:
حسادت میشه اراداه سوء!
الدُّعَاءُ فِي غَيْبَةِ الْقَائِمِ ع:
… اللَّهُمَّ اكْفِ وَلِيَّكَ وَ حُجَّتَكَ فِي أَرْضِكَ هَوْلَ عَدُوِّهِ
وَ كِدْ مَنْ كَادَهُ
وَ امْكُرْ بِمَنْ مَكَرَ بِهِ
وَ اجْعَلْ دَائِرَةَ السَّوْءِ عَلَى مَنْ أَرَادَ بِهِ سُوءاً
وَ اقْطَعْ عَنْهُ مَادَّتَهُمْ
وَ أَرْعِبْ لَهُ قُلُوبَهُمْ
وَ زَلْزِلْ لَهُ أَقْدَامَهُمْ
وَ خُذْهُمْ جَهْرَةً وَ بَغْتَةً
وَ شَدِّدْ عَلَيْهِمْ عِقَابَكَ
وَ أَخْزِهِمْ فِي عِبَادِكَ
وَ الْعَنْهُمْ فِي بِلَادِكَ
وَ أَسْكِنْهُمْ أَسْفَلَ نَارِكَ
وَ أَحِطْ بِهِمْ أَشَدَّ عَذَابِكَ
وَ أَصْلِهِمْ نَاراً
وَ احْشُ قُبُورَ مَوْتَاهُمْ نَاراً
وَ أَصْلِهِمْ حَرَّ نَارِكَ
فَإِنَّهُمْ أَضاعُوا الصَّلاةَ وَ اتَّبَعُوا الشَّهَواتِ
وَ أَذَلُّوا عِبَادَكَ …
دعایی در غیبت امام مهدی علیه السلام:
خدایا ولی و حجت خود را در زمینت از بیم دشمنش، کفایت فرما
و هرکس به او نیرنگ زند، حیله کن
و هرکس او را مکر کند، فریب ده،
و کسانی که خواهان بدی برای او هستند در احاطه بدی قرار ده،
اصل آنان را قطع کن
و دلهایشان را به او بترسان
و گامهایشان را برای او به لرزه درآور
و آنها را آشکارا یا پنهانی برگیر،
عذابت را بر آنان بسیار کن
و در میان بندگانت خوار ساز
و آنها را در سرزمین خود، نفرین کن
و در پایینترن نقطه آتش خود سکنی ده،
و سختترین عذابت را بر آنان احاطه گردان
و بر آتش جهنم وارد ساز.
به راستی که آنان نماز را تباه کردند و از شهوتها پیروی نمودند
و بندگانت را به خواری کشاندند.
دور – غزل:
«أغزِلَ أي أُديرَ و فُتِل، فهو مُغزَل»
دایره نورانی علوم و اعتقادات اقتباس شده از نور آل محمد ع!
حرکت دورانی:
سر نخ رو وقتی گرفتی، اونو دور یه چیزی شروع میکنی به پیچیدن و این حرکت دورانی رو آنقدر ادامه میدی که یک کلافه بزرگ تشکیل میشه.
این همون رابطه نور علی نور عقل ما و نگاه نورانی آل محمد ع است و اقتباس علمی از نور آل محمد ع تشبیه به کلافه نخی است که در دست عاقل است که سر نخ رو پیدا کرده و شروع به پیچاندن نخ به دور این کلافه است تا کمکم این کلافه بزرگ میشه و عاقل روز به روز به علمش افزوده میشه و واژۀ غزل از اینجا گرفته شده و طواف که حرکتی است دورانی حول کعبه است.
و قلبی که در آن بذر حب آل محمد ع از عالم ذر وجود داشته باشد، بالاخره باران دلربا به این دانه رسیده و شروع به رشد و کمال میکند و سر نخ را گرفته و دنبال میکند و نور و تاریکی را شناخته و رشته نورانی را آنقدر ادامه میدهد تا به منبع نور برسد ولی از آنجا که منبع نور قابل دسترس نیست، در این مسیر کسب نور هر زمان که توان عقلش به درجه نهایت خودش برسد، دیگر قادر به ادامه نخواهد بود و این حداکثر توان علمی عقل او برای جمع نمودن کلافه علمی آل محمد ع بدور بذر محبت قلب خویش است. پس یک سر نخ در دست عقل ماست و سر دیگر نخ که منبع بیانتهای علم آل محمد ع است که ما از کُنْه آن بیخبریم و همین قدر میدانیم که باید از سرچشمه و ورودی معدن علم صاحبان نور بنوشیم «دلو» و لذت ببریم و اینکه آخر این آب و نخ به کجا وصل شده، از توان عقل و شعور ما خارج است و صدق درستی آن را نور قلب و عقل ما تشخیص میدهد.
«قَدْ عَلِمَ كُلُّ أُناسٍ مَشْرَبَهُمْ»
+ «روز عرفه!»
(65) وَ سَلِّمْ عَلَيْهِمْ وَ عَلَى أَرْوَاحِهِمْ، وَ اجْمَعْ عَلَى التَّقْوَى أَمْرَهُمْ، وَ أَصْلِحْ لَهُمْ شُئُونَهُمْ، وَ تُبْ عَلَيْهِمْ، إِنَّكَ أَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ، وَ خَيْرُ الْغافِرِينَ، وَ اجْعَلْنَا مَعَهُمْ فِي دَارِ السَّلَامِ بِرَحْمَتِكَ، يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ.
[65 و بر ايشان و بر جانهاشان درود فرست، و كارشان (گفتار و كردارشان) را بر تقوى و پرهيزكارى فراهم نما، و احوالشان را اصلاح فرما، و توبه آنان را بپذير، زيرا تو بسيار توبه پذير و مهربان و بهترين آمرزندگانى و ما را بسبب رحمت و مهربانيت در سراى سلامت و بىگزند (بهشت) با ايشان قرار ده، اى مهربانترين مهربانان-]
مشتقات ریشۀ «دور» 55 بار در قرآن تکرار شده که علاقمندان مطالعه نمایند.