دکتر محمد شعبانی راد

زلزله، نماد تاریکی لغزش! فَتَزِلَّ قَدَمٌ بَعْدَ ثُبُوتِها!

Earthquake!
The danger of slipping!

«زلل» یکی از هزار واژه مترادف «حسد» است.
در فرهنگ لغات عربی می‌نویسند:
«أرض مزلّة: تزلّ فيه الأقدام»
«جاى لغزش، زمینی كه لغزنده باشد و در آن ليز خورند.»
«زَلَّتْ‏ رِجْلٌ‏‏: گامى و قدمى لغزيد.»
« فَتَزِلَّ قَدَمٌ بَعْدَ ثُبُوتِها … تا گامى بعد از استواريش بلغزد.»
«تزلزلت الأرض زلزلة: تحرّكت و اضطربت، لغزیدن و سرخوردن قطعات زمین»
+ «رجف»
+ «لجج»

زلزله، نماد تاریکی لغزش!
+ «زیغ – تاریکی انحراف قلب!»
اگه میخوای بدونی، حسود هنگام لغزش چه فرایندی رو تجربه میکنه،
باید زلزله رو تجربه کرده باشی!
لغزیدن و سرخوردن قطعات زمین میشه زلزله.
تاریکی انحراف قلب به سمت تمنا و حسادت میشه زلزله!
به شرطی که خطری که با این کار تهدیدت میکنه رو بفهمی.
حسود هنگام اختیار تمنا بر تقدیر، گامش لغزیده و به زمین خورده است.
+ «زلق»: لیز خورد و به زمین خورد!

+ «بزرگترین قربانیان تاریخ!»

«إِنَّ الزَّلْزَلَةَ، مَوْعِظَةٌ وَ تَرْهِيبٌ»
امام صادق علیه السلام:‏
«فَإِنْ قَالَ قَائِلٌ:
فَلِمَ صَارَتْ هَذِهِ الْأَرْضُ تُزَلْزَلُ ؟
قِيلَ لَهُ:
إِنَّ الزَّلْزَلَةَ وَ مَا أَشْبَهَهَا مَوْعِظَةٌ وَ تَرْهِيبٌ
يُرَهَّبُ بِهَا النَّاسُ لِيَرْعُوا وَ يُنْزَعُوا عَنِ الْمَعَاصِي»
اگر كسى بگويد:
چرا اين زمين لرزه‏‌ها پديد آمده؟
بايد گفته شود:
زلزله و مانندش، پند و بيم مردم است تا رعايت خود كنند و از گناه دست كشند.

جدایی اهل حسادت از منبع نور خودشان کم از زلزله 8 ریشتری نیست!

+ «مثال بازی مارپله»

برای اینکه سر نخوری، چی لازم داری؟!
در قلب اهل یقین، نوری وجود داره که نمیذاره اونا زمین بخورن!
نور یقین به صاحبان نور!

+ «فوز – مفازة»: سرخوردن و هلاکت حتمی است!
کیه که این شرایط خطرناک تاریکی حسادت رو‌، با نور هدایت، مدیریت کنه
و به سلامتی از این گذرگاه خطرناک عبور کنه؟!
چشم از علائم هشدار دهنده قلبت برندار!

برای پیشگیری از وقوع جرم،
به علائم راهنما، توجه کنیم!

تا حالا چند بار مردیمو زنده شدیم؟!
تا حالا چند بار لیز خوردیم، زمین خوردیم و بلند شدیم؟!
امام علی علیه السلام:
«يَمُوتُ النَّاسُ مَرَّةً وَ يَمُوتُ أَحَدُهُمْ فِي كُلِّ يَوْمٍ سَبْعِينَ مَرَّةً
مِنْ مُجَاهَدَةِ أَنْفُسِهِمْ وَ مُخَالَفَةِ هَوَاهُمْ وَ اَلشَّيْطَانُ اَلَّذِي يَجْرِي فِي عُرُوقِهِمْ.
»
«مردم يك بار مى‌ميرند و يكى از آنان روزى هفتاد مرتبه ميميرد،
از جنگيدن با نفسها و مخالفت كردن با هوايشان و شيطانى كه در رگهاى آنان در حركت است.»

زلّات الانبیاء!

«… وَ بِحَبْسِهِ يُونُسَ فِي بَطْنِ اَلْحُوتِ حَيْثُ ذَهَبَ مُغْضَباً
وَ أَظْهَرَ خَطَأَ الْأَنْبِيَاءِ وَ زَلَلَهُمْ …»
خداوند، عیوب را آشکار و درمان می‌کند!
+ «الهفوة: السقطة و الزلة»

«کجا میخوای فرار کنی؟!»
… چقدر بی احترامی به نعمتهایی که احترامشان واجب است؟
چقدر فروختن یوسف ع، به بهایی اندک و ناچیز و مفت؟
چقدر فرصتها را به هدر دادن؟
کوهی از نان استنجا شده از خطاهای ما روی هم جمع شده که جز عقوبتی هولناک همچون زلزله در آفاق نمی تونه عقلها رو سر جاش بیاره! فرار فایده‌ای نداره!

[سورة الأحزاب (۳۳): الآيات ۱۱ الى ۲۰]
قُلْ لَنْ يَنْفَعَكُمُ الْفِرارُ إِنْ فَرَرْتُمْ مِنَ الْمَوْتِ أَوِ الْقَتْلِ وَ إِذاً لا تُمَتَّعُونَ إِلاَّ قَلِيلاً (16)
بگو: «اگر از مرگ يا كشته شدن بگريزيد، هرگز اين گريز براى شما سود نمى‏‌بخشد،
و در آن صورت جز اندكى برخوردار نخواهيد شد.»
قُلْ مَنْ ذَا الَّذِي يَعْصِمُكُمْ مِنَ اللَّهِ إِنْ أَرادَ بِكُمْ سُوءاً أَوْ أَرادَ بِكُمْ رَحْمَةً
وَ لا يَجِدُونَ لَهُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلِيًّا وَ لا نَصِيراً (۱۷)
بگو: «چه كسى مى‌‏تواند در برابر خدا از شما حمايت كند اگر او بخواهد براى شما بد بياورد يا بخواهد شما را رحمت كند؟ و غير از خدا براى خود يار و ياورى نخواهند يافت.»

چه کسانی پایشان می لغزد «فَإِنْ زَلَلْتُمْ»؟!
کسانی که در دل شرایط، برای ایجاد آرامش، نمی‌خواهند از خودشان مایه بگذارند و از تمنا و خواسته خود – که آن را حق خود می‌دانند –  چشم‌پوشی کنند!
فیزیوپاتولوژی لغزش و خطای اصلی ما این است!

امام علی علیه السلام
:
«قَدْ يَزِلُّ اَلْحَكِيم»
«گاهى حکیم مى‌لغزد.»

امام صادق علیه السلام:
«وَ الْعَالِمُ بِزَمَانِهِ لَا تَهْجُمُ عَلَيْهِ اللَّوَابِسُ‏»
«كسى كه مطلع از زمان خود باشد گرفتار شبهات و مسائل مبهم نميشود.»

[سورة البقرة (۲): آية ۲۰۸]
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا ادْخُلُوا فِي السِّلْمِ كَافَّةً
وَ لا تَتَّبِعُوا خُطُواتِ الشَّيْطانِ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ (۲۰۸)
اى كسانى كه ايمان آورده‏‌ايد، همگى به اطاعت [خدا] درآييد،
و گامهاى شيطان را دنبال مكنيد كه او براى شما دشمنى آشكار است.
[سورة البقرة (۲): آية ۲۰۹]
فَإِنْ زَلَلْتُمْ مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْكُمُ الْبَيِّناتُ
فَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ (۲۰۹)
و اگر پس از آنكه براى شما دلايل آشكار آمد، دستخوش لغزش شديد،
بدانيد كه خداوند تواناى حكيم است.

«وَ مَنْ إِذَا أَصَابَ خَطِيئَةً قَالَ أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ وَ أَتُوبُ إِلَيْهِ … كَانَ فِي نُورِ اللَّهِ الْأَعْظَمِ»

اشتباه حتمی است، لذا وقتی قلبت تاریک میشه، بدان باز هم اشتباه کردی،
و فورا طلب آمرزش بنما، تا قلبت نورانی بشه!

امام صادق علیه السلام:
أَرْبَعٌ مَنْ كُنَّ فِيهِ كَانَ فِي نُورِ اَللَّهِ اَلْأَعْظَمِ
مَنْ كَانَ فِي عِصْمَةِ أَمْرِهِ شَهَادَةُ أَنْ لاَ إِلَهَ إِلاَّ اَللَّهُ وَ أَنِّي رَسُولُ اَللَّهِ 
وَ مَنْ إِذَا أَصَابَتْهُ مُصِيبَةٌ قَالَ إِنّٰا لِلّٰهِ وَ إِنّٰا إِلَيْهِ رٰاجِعُونَ
وَ مَنْ إِذَا أَصَابَ خَيْراً قَالَ اَلْحَمْدُ لِلَّهِ
وَ مَنْ إِذَا أَصَابَ خَطِيئَةً قَالَ أَسْتَغْفِرُ اَللَّهَ وَ أَتُوبُ إِلَيْهِ.

هر كه داراى چهار چيز باشد در نور اعظم الهى خواهد بود.
آن كس كه نگهدار كار او، گواهى به اين باشد كه خدايى جز خداى يكتا نيست و من فرستاده خدايم
و آن كس كه چون به مصيبتى گرفتار آيد بگويد:«إنّا للّٰه و إنّا إليه راجعون»
و آن كس كه چون به خيرى دست يابد بگويد:«الحمد للّٰه»
و آن كس كه چون گناهى مرتكب شود بگويد:«استغفر اللّٰه و اتوب اليه».

[زيارة الإمام الجواد عليه السّلام‏]:
«السَّلَامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْمُطَهَّرُ مِنَ الزَّلَّاتِ»
«فَالْإِمَامُ هُوَ … مَعْصُوماً مِنَ الزَّلَّاتِ‏»

[سورة البقرة (2): آية 36]
فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطانُ عَنْها فَأَخْرَجَهُما مِمَّا كانا فيهِ وَ قُلْنَا اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ وَ لَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَ مَتاعٌ إِلى‏ حينٍ (36)

[سورة البقرة (2): آية 209]
فَإِنْ زَلَلْتُمْ‏ مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْكُمُ الْبَيِّناتُ فَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ عَزيزٌ حَكيمٌ (209)

[سورة آل‌‏عمران (3): آية 155]
إِنَّ الَّذينَ تَوَلَّوْا مِنْكُمْ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعانِ إِنَّمَا اسْتَزَلَّهُمُ‏ الشَّيْطانُ بِبَعْضِ ما كَسَبُوا
وَ لَقَدْ عَفَا اللَّهُ عَنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ حَليمٌ (155)

[سورة النحل (16): الآيات 91 الى 94]
وَ لا تَتَّخِذُوا أَيْمانَكُمْ دَخَلاً بَيْنَكُمْ فَتَزِلَّ‏ قَدَمٌ بَعْدَ ثُبُوتِها
وَ تَذُوقُوا السُّوءَ بِما صَدَدْتُمْ عَنْ سَبيلِ اللَّهِ وَ لَكُمْ عَذابٌ عَظيمٌ (94)

[سورة البقرة (2): آية 214]
أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَ لَمَّا يَأْتِكُمْ مَثَلُ الَّذينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِكُمْ مَسَّتْهُمُ الْبَأْساءُ وَ الضَّرَّاءُ وَ زُلْزِلُوا حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ وَ الَّذينَ آمَنُوا مَعَهُ مَتى‏ نَصْرُ اللَّهِ أَلا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَريبٌ (214)

[سورة الحج (22): الآيات 1 الى 5]
يا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمْ إِنَّ زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ شَيْ‏ءٌ عَظيمٌ (1)

[سورة الأحزاب (33): الآيات 11 الى 20]
هُنالِكَ ابْتُلِيَ الْمُؤْمِنُونَ وَ زُلْزِلُوا زِلْزالاً شَديداً (11)

[سورة الزلزلة (99): الآيات 1 الى 8]
إِذا زُلْزِلَتِ‏ الْأَرْضُ زِلْزالَها (1)

امام علی علیه السلام:
ذِمَّتِي بِمَا أَقُولُ رَهِينَةٌ وَ أَنَا بِهِ زَعِيمٌ
إِنَّ مَنْ صَرَّحَتْ لَهُ اَلْعِبَرُ عَمَّا بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ اَلْمَثُلاَتِ حَجَزَهُ اَلتَّقْوَى عَنْ تَقَحُّمِ اَلشُّبُهَاتِ
أَلاَ وَ إِنَّ اَلْخَطَايَا خَيْلٌ شُمُسٌ حُمِلَ عَلَيْهَا أَهْلُهَا وَ خُلِعَتْ لُجُمُهَا فَتَقَحَّمَتْ بِهِمْ فِي اَلنَّارِ 
أَلاَ وَ إِنَّ اَلتَّقْوَى مَطَايَا ذُلُلٌ حُمِلَ عَلَيْهَا أَهْلُهَا وَ أُعْطُوا أَزِمَّتَهَا فَأَوْرَدَتْهُمُ اَلْجَنَّةَ 
حَقٌّ وَ بَاطِلٌ وَ لِكُلٍّ أَهْلٌ
فَلَئِنْ أَمِرَ اَلْبَاطِلُ لَقَدِيماً فَعَلَ
وَ لَئِنْ قَلَّ اَلْحَقُّ فَلَرُبَّمَا وَ لَعَلَّ وَ لَقَلَّمَا أَدْبَرَ شَيْءٌ فَأَقْبَلَ
لَقَدْ شُغِلَ مَنِ اَلْجَنَّةُ وَ اَلنَّارُ أَمَامَهُ
سَاعٍ سَرِيعٌ نَجَا
وَ طَالِبٌ بَطِيءٌ رَجَا
وَ مُقَصِّرٌ فِي اَلنَّارِ هَوَى
اَلْيَمِينُ وَ اَلشِّمَالُ مَضَلَّةٌ
وَ اَلطَّرِيقُ اَلْوُسْطَى هِيَ اَلْجَادَّةُ
عَلَيْهَا بَاقِي اَلْكِتَابِ وَ آثَارُ اَلنُّبُوَّةِ وَ مِنْهَا مَنْفَذُ اَلسُّنَّةِ وَ إِلَيْهَا مَصِيرُ اَلْعَاقِبَةِ
هَلَكَ مَنِ اِدَّعَى وَ خٰابَ مَنِ اِفْتَرىٰ
وَ خَسِرَ مَنْ بَاعَ اَلْآخِرَةَ بِالْأُولَى
وَ لِكُلِّ نَبَإٍ مُسْتَقَرٌّ
وَ كُلُّ مَا هُوَ آتٍ قَرِيبٌ
.

من تعهد گفتار خود را ميكنم و ضامن سخنان خويشم.
همانا كسى كه ديده بينا و بصير او را متوجه رنج و عذاب و گرفتاريهاى امم گذشته كرده باشد تقوا و پرهيزگاريش او را مانع مى‌شود كه گرفتار شبهات و كارهاى ناسنجيده شود.
بايد توجه داشته باشيد كه گناهان مركبى چموشند كه سواركاران مخصوصى دارند و آنها لجامش را رها كرده سرعت سواره خويش را بآتش مى‌افكنند.
اما پرهيزگارى و تقوى مركبى راهوار است كه سواركاران مخصوص دارد و لجام در اختيار آنها است و به بهشت رهسپار ميشوند.
يك راه حق است و ديگرى راه باطل و هر كدام طرفدارانى دارد،
اگر طرفداران باطل زيادند اين يك مسأله سابقه‌داريست كه پيوسته چنين بوده
و اگر طرفداران حق كمند ممكن است،
و شايد و گاهى امكان دارد چيزى كه به كمبود گرائيد و كساد شد باز به او رو آورند و بسويش بشتابند.
كسى كه در پيش، بهشت و جهنم دارد گرفتار كار خويش است.
گروهى با سعى و كوشش بسرعت پيش ميروند و نجات مى‌يابند
و گروهى در جستجويند و با كندى مى‌روند اميد نجات دارند.
اما دسته‌اى نيز غفلت ميكنند و تقصير دارند كه به آتش گرفتار مى‌شوند.
راست‌گرائى و چپ‌روى موجب گمراهى است
ميانه‌روى جاده واقعى است.
كتاب خدا و آثار نبوت و سيره و روش پيامبر و بازگشت به عاقبت پسنديده در همين التزام طريق وسطى و ميانه جاده است.
هر كه به ادعا پرداخت هلاك شد
و هر كه تهمت زد نااميد گرديد.
و هر كس آخرت را به دنيا فروخت زيان كرد.
هر جريانى قرارگاهى دارد
و هر آينده‌اى بزودى خواهد آمد.

لغزش یعقوب ع!

لَقَدْ أَذْلَلْتَ يَا يَعْقُوبُ عَبْدِي ذِلَّةً
اسْتَجْرَرْتَ بِهَا غَضَبِي
وَ اسْتَوْجَبْتَ بِهَا أَدَبِي
وَ نُزُولَ عُقُوبَتِي
وَ بَلْوَايَ عَلَيْكَ وَ عَلَى وُلْدِكَ!

عَنِ الثُّمَالِيِّ قَالَ:
صَلَّيْتُ مَعَ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ ع الْفَجْرَ بِالْمَدِينَةِ يَوْمَ جُمُعَةٍ
فَلَمَّا فَرَغَ مِنْ صَلَاتِهِ وَ سُبْحَتِهِ‏ نَهَضَ إِلَى مَنْزِلِهِ وَ أَنَا مَعَهُ
فَدَعَا مَوْلَاةً لَهُ تُسَمَّى سُكَيْنَةَ فَقَالَ لَهَا لَا يَعْبُرْ عَلَى بَابِي سَائِلٌ إِلَّا أَطْعَمْتُمُوهُ فَإِنَّ الْيَوْمَ يَوْمُ الْجُمُعَةِ
قُلْتُ لَهُ لَيْسَ كُلُّ مَنْ يَسْأَلُ مُسْتَحِقّاً
فَقَالَ يَا ثَابِتُ
أَخَافُ أَنْ يَكُونَ بَعْضُ مَنْ يَسْأَلُنَا مُسْتَحِقّاً فَلَا نُطْعِمَهُ وَ نَرُدَّهُ فَيَنْزِلَ بِنَا أَهْلَ الْبَيْتِ مَا نَزَلَ بِيَعْقُوبَ وَ آلِهِ أَطْعِمُوهُمْ أَطْعِمُوهُمْ
إِنَّ يَعْقُوبَ كَانَ يَذْبَحُ كُلَّ يَوْمٍ كَبْشاً فَيَتَصَدَّقُ مِنْهُ وَ يَأْكُلُ هُوَ وَ عِيَالُهُ مِنْهُ
وَ إِنً سَائِلًا مُؤْمِناً صَوَّاماً مُسْتَحِقّاً لَهُ عِنْدَ اللَّهِ مَنْزِلَةٌ وَ كَانَ مُجْتَازاً غَرِيباً اعْتَرَّ عَلَى بَابِ‏ يَعْقُوبَ عَشِيَّةَ جُمُعَةٍ عِنْدَ أَوَانِ إِفْطَارِهِ يَهْتِفُ عَلَى بَابِهِ أَطْعِمُوا السَّائِلَ الْمُجْتَازَ الْغَرِيبَ الْجَائِعَ مِنْ فَضْلِ طَعَامِكُمْ
يَهْتِفُ بِذَلِكَ عَلَى بَابِهِ مِرَاراً وَ هُمْ يَسْمَعُونَهُ قَدْ جَهِلُوا حَقَّهُ وَ لَمْ يُصَدِّقُوا
قَوْلَهُ فَلَمَّا يَئِسَ أَنْ يُطْعِمُوهُ وَ غَشِيَهُ اللَّيْلُ اسْتَرْجَعَ وَ اسْتَعْبَرَ وَ شَكَا جُوعَهُ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ بَاتَ طَاوِياً وَ أَصْبَحَ صَائِماً جَائِعاً صَابِراً حَامِداً لِلَّهِ تَعَالَى
وَ بَاتَ يَعْقُوبُ وَ آلُ يَعْقُوبَ شِبَاعاً بِطَاناً وَ أَصْبَحُوا وَ عِنْدَهُمْ فَضْلَةٌ مِنْ طَعَامِهِمْ

قَالَ فَأَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَى يَعْقُوبَ فِي صَبِيحَةِ تِلْكَ اللَّيْلَةِ
لَقَدْ أَذْلَلْتَ يَا يَعْقُوبُ عَبْدِي ذِلَّةً
اسْتَجْرَرْتَ بِهَا غَضَبِي
وَ اسْتَوْجَبْتَ بِهَا أَدَبِي
وَ نُزُولَ عُقُوبَتِي وَ بَلْوَايَ عَلَيْكَ وَ عَلَى وُلْدِكَ

يَا يَعْقُوبُ
إِنَّ أَحَبَّ أَنْبِيَائِي إِلَيَّ وَ أَكْرَمَهُمْ عَلَيَّ مَنْ رَحِمَ مَسَاكِينَ عِبَادِي
وَ قَرَّبَهُمْ إِلَيْهِ وَ أَطْعَمَهُمْ وَ كَانَ لَهُمْ مَأْوًى وَ مَلْجَأً
يَا يَعْقُوبُ
أَ مَا رَحِمْتَ ذِمْيَالَ‏ عَبْدِي الْمُجْتَهِدَ فِي عِبَادَتِهِ الْقَانِعَ بِالْيَسِيرِ مِنْ ظَاهِرِ الدُّنْيَا عِشَاءَ أَمْسِ لَمَّا اعْتَرَّ بِبَابِكَ عِنْدَ أَوَانِ إِفْطَارِهِ وَ هَتَفَ بِكُمْ أَطْعِمُوا السَّائِلَ الْغَرِيبَ الْمُجْتَازَ الْقَانِعَ فَلَمْ تُطْعِمُوهُ شَيْئاً فَاسْتَرْجَعَ وَ اسْتَعْبَرَ وَ شَكَا مَا بِهِ إِلَيَّ وَ بَاتَ طَاوِياً حَامِداً لِي وَ أَصْبَحَ لِي صَائِماً
وَ أَنْتَ يَا يَعْقُوبُ وَ وُلْدُكَ شِبَاعٌ وَ أَصْبَحَتْ عِنْدَكُمْ فَضْلَةٌ مِنْ طَعَامِكُمْ

أَ وَ مَا عَلِمْتَ يَا يَعْقُوبُ أَنَّ الْعُقُوبَةَ وَ الْبَلْوَى إِلَى أَوْلِيَائِي أَسْرَعُ مِنْهَا إِلَى أَعْدَائِي وَ ذَلِكَ حُسْنُ النَّظَرِ مِنِّي لِأَوْلِيَائِي وَ اسْتِدْرَاجٌ مِنِّي لِأَعْدَائِي
أَمَا وَ عِزَّتِي لَأُنْزِلُ بِكَ بَلْوَايَ وَ لَأَجْعَلَنَّكَ وَ وُلْدَكَ غَرَضاً لِمَصَائِبِي وَ لَأُوذِيَنَّكَ بِعُقُوبَتِي
فَاسْتَعِدُّوا لِبَلْوَايَ وَ ارْضَوْا بِقَضَائِي وَ اصْبِرُوا لِلْمَصَائِبِ
…
ثُمالی روایت می‌کند:
روزی نماز صبح را در مدینه، روز جمعه، با امام سجاد (ع) خواندم.
پس از نماز و تسبیحات، امام به سمت منزل خود حرکت کرد و من نیز همراه او بودم.
امام (ع) به خدمتکاری به نام “سکینه” فرمود:
«مواظب باش! هیچ سائلی از درِ خانه من نگذرد، مگر اینکه او را اطعام کنید،
زیرا امروز روز جمعه است.»
من به امام عرض کردم:
«همه کسانی که درخواست کمک می‌کنند، مستحق نیستند!»
امام (ع) فرمود:
«ای ثابت! من از این می‌ترسم که در میان سائلان، فردی مستحق باشد و ما او را نخورانیم و برگردانیم، و در نتیجه، بر ما اهل‌بیت همان بلایی نازل شود که بر یعقوب (ع) و خاندان او نازل شد! پس به همه طعام دهید، به همه طعام دهید!»
سپس امام داستانی از حضرت یعقوب (ع) نقل کرد و فرمود:
یعقوب (ع) هر روز گوسفندی قربانی می‌کرد و بخشی از آن را صدقه می‌داد و بقیه را خود و خانواده‌اش می‌خوردند. روزی سائلی که مردی مؤمن، روزه‌دار و مستحق بود، در شب جمعه هنگام افطار، به در خانه یعقوب (ع) آمد و با صدای بلند درخواست غذا کرد:
“ای اهل خانه! از غذای خود چیزی به این مسافر گرسنه بدهید!”
اما خانواده یعقوب (ع) او را نادیده گرفتند و صدای او را نپذیرفتند.
آن مرد، ناامید از کمک، به درگاه خداوند ناله کرد و گرسنه شب را به صبح رساند،
درحالی‌که همچنان روزه‌دار و صابر بود.
در مقابل، یعقوب (ع) و فرزندانش سیر بودند و حتی مقداری غذا هم باقی داشتند.
صبح روز بعد، خداوند به یعقوب (ع) وحی فرستاد:
ای یعقوب!
تو بنده مرا در ذلتی فرو بردی که خشم مرا برانگیخت و مستحق عقوبت من شدی!
آیا نمی‌دانستی که سریع‌ترین بلاها، بر اولیای من نازل می‌شود؟
این از لطف و توجه من به آنان است، اما برای دشمنانم، عذاب را به تأخیر می‌اندازم.
به عزتم سوگند، ای یعقوب!
تو و فرزندانت را گرفتار بلا خواهم کرد و شما را هدف مصائب قرار خواهم داد. پس خود را برای آزمون‌های سخت آماده کنید، به قضا و قدر الهی راضی باشید و بر بلاها صبر کنید!

وَصْمَةُ الزَّلَّةِ

… ثُمَّ قَالُوا لَهُ أَخْبِرْنَا عَنْ عَلِىٍّ أَ هُوَ أَفْضَلُ أَمْ مَلَائِكَةُ اللَّهِ الْمُقَرَّبُونَ
فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص
وَ هَلْ شُرِّفَتِ الْمَلَائِكَةُ إِلَّا بِحُبِّهَا لِمُحَمَّدٍ وَ عَلِيٍّ وَ قَبُولِهَا لِوَلَايَتِهِمَا
إِنَّهُ لَا أَحَدَ مِنْ مُحِبِّي عَلِيٍّ ع نُظِّفَ‏ قَلْبُهُ مِنْ قَذَرِ الْغِشِّ وَ الدَّغَلِ وَ الْغِلِّ وَ نَجَاسَةِ الذُّنُوبِ إِلَّا كَانَ أَطْهَرَ وَ أَفْضَلَ مِنَ الْمَلَائِكَةِ
وَ هَلْ أَمْرُ اللَّهِ الْمَلَائِكَةَ بِالسُّجُودِ لآِدَمَ إِلَّا لِمَا كَانُوا قَدْ وَضَعُوهُ فِي نُفُوسِهِمْ أَنَّهُ لَا يَصِيرُ فِي الدُّنْيَا خَلْقٌ بَعْدَهُمْ إِذَا رَفَعُوهُمْ‏ عَنْهَا إِلَّا وَ هُمْ يَعْنُونَ أَنْفُسَهُمْ أَفْضَلَ مِنْهُمْ‏ فِي الدِّينِ فَضْلًا وَ أَعْلَمَ بِاللَّهِ وَ بِدِينِهِ عِلْماً فَأَرَادَ اللَّهُ أَنْ يُعَرِّفَهُمْ أَنَّهُمْ قَدْ أَخْطَئُوا فِي ظُنُونِهِمْ وَ اعْتِقَادَاتِهِمْ
فَخَلَقَ آدَمَ وَ عَلَّمَهُ الْأَسْمَاءَ كُلَّهَا ثُمَّ عَرَضَهَا عَلَيْهِمْ فَعَجَزُوا عَنْ مَعْرِفَتِهَا فَأَمَرَ آدَمَ أَنْ يُنْبِئَهُمْ بِهَا وَ عَرَّفَهُمْ فَضْلَهُ فِي الْعِلْمِ عَلَيْهِمْ
ثُمَّ أَخْرَجَ مِنْ صُلْبِ آدَمَ ذُرِّيَّةً مِنْهُمُ الْأَنْبِيَاءُ وَ الرُّسُلُ وَ الْخِيَارُ مِنْ عِبَادِ اللَّهِ أَفْضَلُهُمْ مُحَمَّدٌ ثُمَّ آلُ مُحَمَّدٍ ص وَ مِنَ الْخِيَارِ الْفَاضِلِينَ مِنْهُمْ أَصْحَابُ مُحَمَّدٍ وَ خِيَارُ أُمَّةِ مُحَمَّدٍ وَ عَرَّفَ الْمَلَائِكَةَ بِذَلِكَ أَنَّهُمْ أَفْضَلُ مِنَ الْمَلَائِكَةِ إِذَا احْتَمَلُوا مَا حَمَلُوهُ مِنَ الْأَثْقَالِ وَ قَاسُوا مَا هُمْ فِيهِ بِعَرَضٍ‏ مِنْ أَعْوَانِ الشَّيَاطِينِ وَ مُجَاهَدَةِ النُّفُوسِ وَ احْتِمَالِ أَذَى ثِقْلِ الْعِيَالِ وَ الِاجْتِهَادِ فِي طَلَبِ الْحَلَالِ وَ مُعَانَاةِ مُخَاطَرَةِ الْخَوْفِ مِنَ الْأَعْدَاءِ مِنْ لُصُوصٍ مُخَوِّفِينَ وَ مِنْ سَلَاطِينَ جَوَرَةٍ قَاهِرِينَ وَ صُعُوبَةٍ فِي الْمَسَالِكِ فِي الْمَضَايِقِ وَ الْمَخَاوِفِ وَ الْأَجْزَاعِ وَ الْجِبَالِ وَ التِّلَالِ‏ لِتَحْصِيلِ أَقْوَاتِ الْأَنْفُسِ وَ الْعِيَالِ مِنَ الطَّيِّبِ الْحَلَالِ
عَرَّفَهُمُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَنَّ خِيَارَ الْمُؤْمِنِينَ سَيَحْتَمِلُونَ هَذِهِ الْبَلَايَا وَ يَتَخَلَّصُونَ مِنْهَا وَ يُحَارِبُونَ الشَّيَاطِينَ وَ يَهْزِمُونَهُمْ وَ يُجَاهِدُونَ أَنْفُسَهُمْ بِدَفْعِهَا عَنْ شَهَوَاتِهَا وَ يَغْلِبُونَهَا مَعَ مَا رُكِّبَ فِيهِمْ مِنْ شَهْوَةِ الْفُحُولَةِ وَ حُبِّ اللِّبَاسِ وَ الطَّعَامِ وَ الْعِزِّ وَ الرِّئَاسَةِ وَ الْفَخْرِ وَ الْخُيَلَاءِ وَ مُقَاسَاةِ الْعَنَاءِ وَ الْبَلَاءِ مِنْ إِبْلِيسَ لَعَنَهُ اللَّهُ وَ عَفَارِيتِهِ وَ خَوَاطِرِهِمْ وَ إِغْوَائِهِمْ وَ اسْتِهْوَائِهِمْ وَ دَفْعِ مَا يُكَابِدُونَهُ‏ مِنْ أَلَمِ الصَّبْرِ عَلَى سِمَاعِ الطَّعْنِ‏ مِنْ أَعْدَاءِ اللَّهِ وَ سِمَاعِ الْمَلَاهِي وَ الشَّتْمِ لِأَوْلِيَاءِ اللَّهِ وَ مَعَ مَا يُقَاسُونَهُ فِي أَسْفَارِهِمْ لِطَلَبِ أَقْوَاتِهِمْ وَ الْهَرَبِ مِنْ أَعْدَاءِ دِينِهِمْ وَ الطَّلَبِ لِمَا يَأْمُلُونَ مُعَامَلَتَهُ مِنْ مُخَالِفِيهِمْ فِي دِينِهِمْ
قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ يَا مَلَائِكَتِي وَ أَنْتُمْ مِنْ جَمِيعِ ذَلِكَ بِمَعْزِلٍ لَا شَهَوَاتُ الْفُحُولَةِ تُزْعِجُكُمْ وَ لَا شَهْوَةُ الطَّعَامِ تَحْفِزُكُمْ‏ وَ لَا خَوْفٌ مِنْ أَعْدَاءِ دِينِكُمْ‏ وَ دُنْيَاكُمْ يَنْخُبُ فِي قُلُوبِكُمْ وَ لَا لِإِبْلِيسَ فِي مَلَكُوتِ سَمَاوَاتِي وَ أَرْضِي شُغُلٌ‏ عَلَى إِغْوَاءِ مَلَائِكَتِيَ الَّذِينَ قَدْ عَصَمْتُهُمْ مِنْهُمْ
يَا مَلَائِكَتِي فَمَنْ أَطَاعَنِي مِنْهُمْ وَ سَلِمَ دِينُهُ مِنْ هَذِهِ الْآفَاتِ وَ النَّكَبَاتِ فَقَدِ احْتَمَلَ فِي جَنْبِ مَحَبَّتِي مَا لَمْ تَحْتَمِلُوا وَ اكْتَسَبَ مِنَ الْقُرُبَاتِ إِلَى مَا لَمْ تَكْتَسِبُوا
فَلَمَّا عَرَّفَ اللَّهُ مَلَائِكَتَهُ فَضْلَ خِيَارِ أُمَّةِ مُحَمَّدٍ ص وَ شِيعَةِ عَلِيٍّ وَ خُلَفَائِهِ ع وَ احْتِمَالَهُمْ فِي جَنْبِ مَحَبَّةِ رَبِّهِمْ مَا لَا تَحْتَمِلُهُ‏ الْمَلَائِكَةُ أَبَانَ بَنِي آدَمَ الْخِيَارَ الْمُتَّقِينَ بِالْفَضْلِ عَلَيْهِمْ
ثُمَّ قَالَ فَلِذَلِكَ فَاسْجُدُوا لآِدَمَ لِمَا كَانَ مُشْتَمِلًا عَلَى أَنْوَارِ هَذِهِ الْخَلَائِقِ الْأَفْضَلِينَ وَ لَمْ يَكُنْ سُجُودُهُمْ لآِدَمَ إِنَّمَا كَانَ آدَمُ قِبْلَةً لَهُمْ‏ يَسْجُدُونَ نَحْوَهُ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ
وَ كَانَ بِذَلِكَ مُعَظَّماً لَهُ مُبَجَّلًا وَ لَا يَنْبَغِي لِأَحَدٍ أَنْ يَسْجُدَ لِأَحَدٍ مِنْ دُونِ اللَّهِ يَخْضَعُ لَهُ خُضُوعَهُ لِلَّهِ وَ يُعَظِّمُ بِهِ‏ السُّجُودَ كَتَعْظِيمِهِ لِلَّهِ
وَ لَوْ أَمَرْتُ أَحَداً أَنْ يَسْجُدَ هَكَذَا لِغَيْرِ اللَّهِ لَأَمَرْتُ ضُعَفَاءَ شِيعَتِنَا وَ سَائِرَ الْمُكَلَّفِينَ أَنْ يَسْجُدُوا لِمَنْ تَوَسَّطَ فِي عُلُومِ عَلِيٍّ وَصِيِّ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ مَحَضَ وِدَادَ خَيْرِ خَلْقِ اللَّهِ عَلِيٍّ بَعْدَ مُحَمَّدٍ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ احْتَمَلَ الْمَكَارِهَ وَ الْبَلَايَا فِي التَّصْرِيحِ بِإِظْهَارِ حُقُوقِ اللَّهِ وَ لَمْ يُنْكِرْ عَلَيَّ حَقّاً أَرْقُبُهُ عَلَيْهِ قَدْ كَانَ جَهِلَهُ أَوْ أَغْفَلَهُ‏
ثُمَّ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص
عَصَى اللَّهَ إِبْلِيسُ فَهَلَكَ لِمَا كَانَتْ مَعْصِيَتُهُ بِالْكِبْرِ عَلَى آدَمَ
وَ عَصَى اللَّهَ آدَمُ بِأَكْلِ الشَّجَرَةِ فَسَلِمَ وَ لَمْ يَهْلِكْ لِمَا لَمْ يُقَارِنْ بِمَعْصِيَتِهِ التَّكَبُّرَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّيِّبِينَ
وَ ذَلِكَ أَنَّ اللَّهَ تَعَالَى قَالَ لَهُ يَا آدَمُ عَصَانِي فِيكَ إِبْلِيسُ وَ تَكَبَّرَ عَلَيْكَ فَهَلَكَ وَ لَوْ تَوَاضَعَ لَكَ بِأَمْرِي وَ عَظَّمَ عِزَّ جَلَالِي لَأَفْلَحَ كُلَّ الْفَلَاحِ كَمَا أَفْلَحْتَ وَ أَنْتَ عَصَيْتَنِي بِأَكْلِ الشَّجَرَةِ وَ بِالتَّوَاضُعِ لِمُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ تُفْلِحُ كُلَّ الْفَلَاحِ وَ تَزُولُ عَنْكَ وَصْمَةُ الزَّلَّةِ فَادْعُنِي بِمُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّيِّبِينَ ع لِذَلِكَ
فَدَعَا بِهِمْ فَأَفْلَحَ كُلَّ الْفَلَاحِ لِمَا تَمَسَّكَ بِعُرْوَتِنَا أَهْلَ الْبَيْتِ.

#دلنوشته

در پیشگاهِ قبله‌ی نور و حقیقتِ سجود

در ملکوت غوغایی بود…
ملائک در وهمِ پاکیِ خویش می‌پنداشتند که در دین و معرفت،
هیچ آفریده‌ای به پایهٔ تسبیح و تقدیسِ آنان نخواهد رسید.
اما خداوند، پرده از سرّ مکتومِ آفرینش برداشت:
آدم آفریده شد، نه صرفاً از گِل و خاک، بلکه به شرفِ حملِ «اسماء»؛
به امانت‌داریِ گنجینه‌ای که ملائکِ آسمان را یارای ادراک و نام بردن از آن نبود.
و ملائک چون حقیقتِ فضلِ علم را در آیینه‌ی آدم دیدند، عجزِ خویش را چشیدند.

اما سِرّ سجود چه بود؟
خداوند به فرشتگانش فرمود:
شما در عافیت و عصمتِ خویشتن آرمیده‌اید؛
نه غوغای غریزه‌ای شما را می‌آزارد،
نه طمعِ طعام و لباس شما را می‌لرزاند،
نه پای رفتن در سنگلاخ‌ها و فراز و نشیبِ کوه‌ها برای لقمه‌ای حلال پاهایتان را آبله می‌زند،
نه زخمِ زبانِ دشمنان و طعن و دشنام بر اولیاءالله سینه‌تان را می‌سوزاند،
و نه سایهٔ سلطان جائر و گرگ‌های راه، خواب از چشمتان می‌رباید.

اما بنی‌آدم… خستگانِ خاک و ره‌پویانِ افلاک!
آنان که میان این‌همه هجومِ شیاطین، شهواتِ سرکش، سنگینیِ معیشتِ عیال و خطراتِ هولناک، دل از محبتِ پروردگار نمی‌بُرند و با شیاطین درون و برون پیکار می‌کنند و با جانفشانی، دینِ خویش را سالم از آفات بیرون می‌آورند…
اینان به واسطه‌ی حملِ بلایا در طریقِ محبت، قربی یافته‌اند که هیچ مَلَکِ مقرّبی بدان دست نیافته است!

و بالاتر از همه…
چرا آدم مسجودِ عرشیان شد؟
فرمود:
آدم قبله شد،
زیرا سینه و جانش، محملِ «انوار مقدسهٔ محمد و آل محمد (صلوات‌الله‌علیهم)» بود.
سجده برای خدا بود، اما به‌سوی سینه‌ای که مخزنِ نورِ معلمِ ملک و ملکوت گشت.

—

دو خطا در ترازوی تکبر و تواضع به «نور معلّم»

این‌جا… دقیق‌ترین و هولناک‌ترین درسِ آسیب‌شناسیِ باطن آشکار می‌شود:
تفاوتِ میانِ سرنوشتِ «آدم» و سرنوشتِ «ابلیس»!

هر دو گرفتار لغزش شدند؛
اما چرا یکی به اوجِ فلاح بازگشت و دیگری در قعرِ شقاوت سقوط کرد؟

«ابلیس»، معصیتش با «تکبر بر آدم (معلّم و مظهر نور)» همراه شد.
ابلیس علمِ خویش و سابقه‌ی عبادتِ خویش را دید؛
خود را برتر از معلّمِ برگزیدهٔ حق پنداشت و به نورِ ولایت سر فرود نیاورد.
این استکبار بر مجرای علم و نور الهی،
گناهی مرگبار شد که او را تا ابد ملعون و مطرود ساخت:
«عَصَى اللَّهَ إِبْلِيسُ فَهَلَكَ لِمَا كَانَتْ مَعْصِيَتُهُ بِالْكِبْرِ عَلَى آدَمَ…»

اما «آدم»…
آدم با همهٔ زَلّت و بارِ عصیانِ نهیِ تنزیهی‌اش در اکلِ شجره، یک گوهرِ ناب در باطن داشت:
قلبش از تکبر بر محمد و آل محمد (ع) خالی بود.
او در برابر معلّمِ نور، سرِ تسلیم و تواضع فرود آورد؛
خود را بالاتر ندید،
دست به دامنِ انوارِ آل‌الله شد،
نام‌های نجات‌بخشِ آنان را شفیع ساخت و توفیقِ توبه و فلاحِ مطلق را در آغوش کشید:
«وَ بِالتَّوَاضُعِ لِمُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ تُفْلِحُ كُلَّ الْفَلَاحِ وَ تَزُولُ عَنْكَ وَصْمَةُ الزَّلَّةِ…»

رزومه و پیشینه اگر آلوده به لغزش هم باشد،
تواضع در برابر نورِ معلم و تسلیم شدن به ولیّ خدا، تطهیرش می‌کند؛
اما اگر کوهی از عبادت داشته باشی و در برابر نورِ معلمِ الهی ذره‌ای تکبر و استغنا در خود ببینی،
هلاکت بی‌هیچ مهلتی در کمین است.

—

اوجِ تمجید از واسطه‌ی فیض و تبیین‌گرِ علوم ولایت

و شگفتا از این فرازِ تکان‌دهنده که پشتِ اهلِ فهم را می‌لرزاند!
رسول خدا (ص) خط بطلان بر هرگونه سجده برای غیر ذاتِ اقدس الهی می‌کشد،
اما حقیقتِ شأنِ تعلیم و وساطتِ فیض را با برهانی بی‌نظیر آشکار می‌سازد:

«وَ لَوْ أَمَرْتُ أَحَداً أَنْ يَسْجُدَ هَكَذَا لِغَيْرِ اللَّهِ…
لَأَمَرْتُ ضُعَفَاءَ شِيعَتِنَا وَ سَائِرَ الْمُكَلَّفِينَ أَنْ يَسْجُدُوا لِمَنْ تَوَسَّطَ فِي عُلُومِ عَلِيٍّ وَصِيِّ رَسُولِ اللَّهِ ص…»
«اگر بنا بود امر کنم کسی برای غیر خدا این‌گونه سجده کند،
بی‌گمان به ضعفای شیعیان و سایر مکلفان فرمان می‌دادم که سجده کنند در برابر کسی که واسطه در نشر و تبیین علوم علی (ع) وصیّ رسول خدا شده است؛
کسی که محبت خالصانه به خیر خلقِ خدا، علی، را در جان پرورانده و در آشکار ساختن و تصریح به حقوق الهی، سختی‌ها و بلاها را به جان خریده است…»

چه جایگاهی است این مقام؟!
این‌که اگر اجازهٔ خضوعِ سجده برای غیرخدا صادر می‌شد،
محرابش پیشِ پای کسی بود که «واسطهٔ علوم علی (ع)» است!
چرا؟ چون جان‌های ضعیف، در ظلماتِ شبهات و تندبادِ بلاها و وسوسه‌های ابلیسی گم می‌شوند،
مگر آن‌که نوری از علومِ وصیّ،
از مَجرای یک معلّمِ مخلص،
بر تاریکیِ عقل‌هایشان بتابد.
معلّمی که بلاها را به جان می‌خرد،
طعن‌ها را تحمل می‌کند،
تا ریسمانِ نجاتِ ولایت را به دستِ شیفتگان برساند.

—

نتیجه‌ی جان: رهایی از غشّ و دغل

این حدیث، آیینه‌ای است روبه‌روی حقیقتِ دل:
فرمود هیچ‌یک از محبان علی (ع) نیست که دلش را از چرکیِ «غشّ (ناخالصی)، دَغَل (فریب و تزویر)، غِلّ (کینه و حسد) و نجاستِ گناهان» پاکیزه کند،
مگر آن‌که از فرشتگانِ مقرب الهی پاک‌تر و برتر خواهد شد.

پس ای جانِ خسته!
روانپزشکِ خویش باش و ریشه‌های کبر را بخشکان.
مبادا علم، شأن، مدرک، یا عباداتِ ظاهری‌ات تو را بفریبد و مانند ابلیس،
خودت را از معلّمِ منتخب و هادیانِ مسیر برتر ببینی که این دامی مرگبار است.
بلکه چون آدم، در اوجِ شکستگی و نیاز،
به دامانِ انوارِ محمّد و آل محمّد (ع) و علومِ نابِ وصیّ چنگ بزن؛
تنها با این تسلیم و تواضع است که تاریکیِ هر لغزشی زائل می‌شود و آدمی،
هم‌نشین و مسجودِ افلاکیان می‌گردد.

اشتراک گذاری مطالب در شبکه های اجتماعی