Nearness Beyond Distance
“Then He Drew Near and Descended Closer”
Which One Is Closer — This World or the Hereafter?
At first glance, the world feels closer.
We touch it, see it, breathe within it, and move through its days and nights.
But the Qur’an invites us to ask a deeper question:
Is nearness measured by distance… or by presence?
When the Qur’an says:
“Then He drew near and came even closer.”
(Thumma danā fa-tadallā)
It does not describe physical movement.
It reveals a spiritual reality.
Dunūw (دنوّ) is not about location.
It is about the proximity of the heart.
The world appears near because it is visible.
But the Hereafter is nearer because it is realer.
The world surrounds the body.
The Hereafter surrounds the soul.
That is why the Qur’an does not say “He approached a place”,
but rather speaks of a nearness beyond space —
a closeness that happens when the heart becomes ready,
when veils fall,
when the noise of desire fades,
and when the soul aligns with divine light.
True nearness is not measured by steps,
But by surrender.
Not by time,
but by awareness.
And this is the secret of “Thumma Danā Fa-Tadallā”:
A moment when distance disappears,
when the servant no longer walks toward the Truth —
but is gently drawn into it.
In that moment, the question answers itself:
The Hereafter is not far.
It is nearer than the world —
for it begins where illusion ends.
«دنو» در معنای ممدوح، یکی از هزار واژۀ مترادف «نور الولایة»،
و در معنای مذموم، یکی از هزار واژۀ مترادف «حسد» است.
در فرهنگ لغات عربی مینویسند:
«دَنَا إِلَيْهِ: قَرُبَ»
این حدیث ذیل این آیه بسیار زیباست:
«ثُمَّ دَنا فَتَدَلَّى»: «فَدَنَا بِالْعِلْمِ»
خدای مهربان، با آشکار کردن نور معلّم، خودشو به مخاطبین نزدیک میکنه!
+ «ظهر» + «ذبح» + «اخراج»
+ «سلسله مراتب نورانی! ثُمَّ دَنا فَتَدَلَّى!»
+ «آخرت؛ یک دنیای دیگه! وَ لَلْآخِرَةُ خَيْرٌ لَكَ مِنَ الْأُولى!»
امام علی علیه السلام:
عَنْ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ آبَائِهِ ع أَنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ع قَالَ فِي جَوَابِ الْيَهُودِيِّ الَّذِي سَأَلَ عَنْ مُعْجِزَاتِ الرَّسُولِ ص إِنَّهُ أُسْرِيَ بِهِ مِنَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ إِلَى الْمَسْجِدِ الْأَقْصَى مَسِيرَةَ شَهْرٍ وَ عُرِجَ بِهِ فِي مَلَكُوتِ السَّمَاوَاتِ مَسِيرَةَ خَمْسِينَ أَلْفَ عَامٍ فِي أَقَلَّ مِنْ ثُلُثِ لَيْلَةٍ حَتَّى انْتَهَى إِلَى سَاقِ الْعَرْشِ
فَدَنَا بِالْعِلْمِ فَتَدَلَّى
فَدُلِّيَ لَهُ مِنَ الْجَنَّةِ رَفْرَفٌ أَخْضَرُ
وَ غَشِيَ النُّورُ بَصَرَهُ
فَرَأَى عَظَمَةَ رَبِّهِ بِفُؤَادِهِ وَ لَمْ يَرَهَا بِعَيْنِهِ
فَكَانَ كَقَابِ قَوْسَيْنِ بَيْنَهَا وَ بَيْنَهُ أَوْ أَدْنَى الْخَبَرَ.
امام موسی کاظم (ع) از پدرانشان نقل میکنند که
امیرالمؤمنین علی (ع) در پاسخ به یهودیای که دربارهی معجزات پیامبر اسلام (ص) پرسید، فرمودند:
بیشک، پیامبر (ص) از مسجدالحرام به مسجدالاقصی در سفری که به اندازهی یک ماه طول میکشید، در یک شب برده شد. سپس، در آسمانها عروج کرد و مسافتی معادل پنجاه هزار سال را در کمتر از یکسوم شب پیمود، تا به ساق عرش رسید.
آنگاه، از طریق دانش به خداوند نزدیک شد، و بر او وحی نازل گردید.
پس از آن، از بهشت برای او “رفرفی سبز” آورده شد، و نور الهی چشمهایش را پوشاند.
او عظمت پروردگارش را با دل خود مشاهده کرد، اما آن را با چشم خود ندید.
در آن لحظه، فاصلهای به اندازهی دو کمان یا کمتر بین او و خداوند وجود داشت.
کدوم یکی نزدیکتره؟! کدوم یکی بهتره؟!
«دنو»:
«دنیا»: در معنای مذموم، یعنی تمناهایی که خیال می کنیم نزدیکه و دست بهش میرسه (ماهیهای روی آب در روز شنبه) [سراب]، اما نزدیک واقعی یه چیز دیگه است و ما باید یه چیز دیگهای اختیار کنیم که واقعا در دسترسه و توی مشته و توی قلبه (دنو در معنای ممدوح یعنی نور علم) و اون چیز دیگه اسمش آخرته و این دیگری همان نور قلبه که به این نور میگن: «اخری»: انگاری اخر یکی از هزار واژه مترادف نور است که میخواد به ما یاد بده منبع آرامش نزدیک، دنیا نیست! یه چیز دیگه است! آخرته! نور ولایته! رضایت به تقدیراته!
حسود خیال میکنه تمناهاش میتونن براش آرامش ایجاد کنن و خیال میکنه دسترسی به اینها برای او بدون داشتن یه چیز دیگه (یعنی نور آخرت، یعنی رضایت به تقدیرات) ممکنه!
اما حسود باید بدونه هرگز بدون قلب نورانی، هیچ چیزی نمیتونه ایجادکننده آرامش باشه
و راه دسترسی به هر آرزویی همینه که راضی به تقدیراتت باشی!
آخرت:
پشت به دنیا – رو به آخرت
پشت به این – رو به آن
دنیا و آخرت: تمنا و تقدیر!
اهل تمنا : اهل دنیا (حب دنیا)
اهل نور تقدیرات: اهل آخرت
اهل نور – اهل نار
حسود، اختیارا نور رو با نار عوض میکنه!
«أَ تَسْتَبْدِلُونَ الَّذي هُوَ أَدْنى بِالَّذي هُوَ خَيْرٌ»
+ «وَ لَلْآخِرَةُ خَيْرٌ لَكَ مِنَ الْأُولى»
دنیا، تمناهای نزدیک خیالی!
آخرت، نور نزدیک واقعی!
کدوم یکی نزدیکتره؟ دنیا یا آخرت؟!
دستت به کدوم یکی میرسه؟! دنیا یا آخرت؟!
نزدیک واقعی و بدرد بخور، این یکی نیست! اون یکیه!
این یکی اسمش دنیاست! اون یکی اسمش آخرت است.
آخرت یعنی یکی دیگه!
این یکی؟ یا یکی دیگه؟ انتخاب و اختیار با ماست؟!
این یکی دنیاست و خیال میکنی بهت نزدیکه و دستت بهش میرسه اما مثل سرابه! خیال میکنی آبه! هر چی دستتو به سمتش دراز میکنی، بهش نخواهی رسید و ازت دور میشه و سرابه!
اما اون یکی دیگه حقیقتا آب نزدیک و در دسترسی است که از تو رفع عطش میکنه و اگه تقدیر باشه تمنایی از دنیا هم برای تو ممکن بشه، باید با آرامش حاصل از همین نور ولایت باشه.
وَ لَلْآخِرَةُ خَيْرٌ لَكَ مِنَ الْأُولى
و قطعاً آخرت براى تو از دنيا نيكوتر خواهد بود.
[سورة الضحى (۹۳): الآيات ۱ الى ۱۱]
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
به نام خداوند رحمتگر مهربان
وَ الضُّحى (۱)
سوگند به روشنايى روز،
وَ اللَّيْلِ إِذا سَجى (۲)
سوگند به شب چون آرام گيرد،
ما وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَ ما قَلى (۳)
[كه] پروردگارت تو را وانگذاشته، و دشمن نداشته است.
وَ لَلْآخِرَةُ خَيْرٌ لَكَ مِنَ الْأُولى (۴)
و قطعاً آخرت براى تو از دنيا نيكوتر خواهد بود.
وَ لَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضى (۵)
و بزودى پروردگارت تو را عطا خواهد داد، تا خرسند گردى.
أَ لَمْ يَجِدْكَ يَتِيماً فَآوى (۶)
مگر نه تو را يتيم يافت، پس پناه داد؟
وَ وَجَدَكَ ضَالاًّ فَهَدى (۷)
و تو را سرگشته يافت، پس هدايت كرد؟
وَ وَجَدَكَ عائِلاً فَأَغْنى (۸)
و تو را تنگدست يافت و بىنياز گردانيد؟
فَأَمَّا الْيَتِيمَ فَلا تَقْهَرْ (۹)
و امّا [تو نيز به پاس نعمت ما] يتيم را ميازار،
وَ أَمَّا السَّائِلَ فَلا تَنْهَرْ (۱۰)
و گدا را مَران،
وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّثْ (۱۱)
و از نعمت پروردگار خويش [با مردم] سخن گوى.
«دُنیا یا آخرت؟ نزدیکِ فریبنده یا نزدیکِ حقیقی!»
«آخرت؛ نزدیکتر از آنچه گمان میکنی»
«أَتَسْتَبْدِلُونَ؟! معاملهی نور با سراب»
«دُنو یا اُخری؟ قصهی دو نزدیکی»
«آخرت نزدیکتر است… اگر بدانی کجاست»
«نزدیکترین حقیقت؛ دنیایی که دنیا نیست»
«وقتی آخرت از دنیا نزدیکتر است»
«آخرت؛ آن دیگری که همینجاست»
«وَلَلْآخِرَةُ خَيْرٌ لَكَ مِنَ الْأُولَى؛ رازِ نزدیکیِ حقیقی»
«أَدْنَى یا خَیْر؟ انتخاب میان تمنا و نور»
«دُنیا یا آخرت؟ نزدیکِ فریبنده یا نزدیکِ حقیقی!»
در قرآن، تعبیر «الدنیا و الآخرة» بارها و بارها تکرار شده است؛
اما آیا واقعاً میدانیم این دو واژه چه نسبتی با جان ما دارند؟
«أَتَسْتَبْدِلُونَ الَّذِي هُوَ أَدْنَى بِالَّذِي هُوَ خَيْرٌ»
«وَلَلْآخِرَةُ خَيْرٌ لَكَ مِنَ الْأُولَى»
قرآن با همین دو تعبیر، یک حقیقت عمیق را به ما گوشزد میکند:
دُنیا از ریشهی «دنو» است؛ یعنی نزدیک شدن.
آخرت از ریشهی «أُخری» است؛ یعنی «آن دیگری».
اما نکته اینجاست که این «نزدیکی» همیشه واقعی نیست…
دنو؛ نزدیکیِ فریبنده
«دنو» در معنای مذمومش، همان چیزی است که به نظر نزدیک میآید اما در واقع سراب است.
مثل:
تمنّاهایی که خیال میکنیم اگر به آن برسیم آرام میشویم
خواستههایی که به نظر دستیافتنیاند
لذتهایی که چشم را پر میکنند اما دل را خالیتر میسازند
همانند ماهیهای روی آب در روز شنبه؛
نزدیک، در دسترس، اما فریبنده…
این همان دنیایی است که قرآن از آن با تعبیر:
«أَدْنَى»
یاد میکند؛
یعنی چیزی که پایینتر و کمارزشتر است، هرچند نزدیک به نظر برسد.
دنو در معنای ممدوح؛ نزدیکی نور
اما «دنو» همیشه هم منفی نیست.
قرآن میفرماید:
«ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّى»
اینجا «دنو» یعنی:
نزدیکی به نور
نزدیکی به علم
نزدیکی به حقیقت
این همان دنوّی است که با علم، ولایت و نور همراه است:
«فَدَنَا بِالْعِلْمِ»
یعنی:
نزدیک شد، نه با بدن…
بلکه با فهم، با قلب، با نور.
آخرت؛ آن «دیگری» که واقعاً نزدیک است
«آخرت» یعنی:
آن دیگری
آن حقیقت پنهان
آن جهانی که در ملکوت قلب آغاز میشود
آخرت فقط یک زمان بعد از مرگ نیست؛
بلکه یک کیفیتِ درونی است.
وقتی قلب با نور ولایت آرام میگیرد،
وقتی انسان به تقدیر راضی میشود،
وقتی دل از تمنا خالی میشود…
آنوقت آخرت شروع شده است.
بوی بهشت از همینجا میآید.
دنیا و آخرت؛ تمنا و تقدیر
قرآن صریح میپرسد:
«أَتَسْتَبْدِلُونَ الَّذِي هُوَ أَدْنَى بِالَّذِي هُوَ خَيْرٌ؟»
یعنی:
واقعاً حاضری نور را بدهی و سراب بگیری؟
آخرت را بدهی و دنیا را انتخاب کنی؟
🔥 حسد؛ معاملهی نور با نار
حسود دقیقاً همین کار را میکند:
نور را با نار عوض میکند
تقدیر را با تمنا
آرامش را با اضطراب
او گمان میکند بدون نور، با رسیدن به خواستهها آرام میشود…
اما نمیداند:
هیچ تمنایی بدون قلب نورانی آرامش نمیآورد.
آرامش، اول از رضایت به تقدیر میآید؛
بعد اگر چیزی از دنیا هم برسد، برکت میشود.
دنیا یعنی:
نزدیکِ فریبنده
آخرت یعنی:
نزدیکِ واقعی
دنیا میگوید: «من در دسترسم»
اما سراب است…
آخرت میگوید:
«اگر دلت آرام شد، من همینجا هستم.»
و انتخاب همیشه با ماست:
این یکی؟
یا آن یکی؟
دنیا یا آخرت؟
تمنا یا نور؟
سراب یا حقیقت؟
دلنوشته
«نزدیکتر از آنچه فکر میکنی…»
گاهی آدم میایستد…
نه از خستگیِ پا،
از خستگیِ دل.
نگاه میکند به دستهایش،
به آرزوهایی که سالها دنبالش دویده،
به تمنّاهایی که گفت:
«فقط این یکی… بعدش آرام میشوم…»
اما نشد.
هر بار که دست دراز کرد،
سراب عقب رفت…
و دل، تشنهتر شد.
آنوقت تازه میفهمد
که بعضی چیزها نزدیکاند
اما نزدیکِ واقعی نیستند.
دنیا همین است…
قشنگ، براق، دستفریب…
اما هرچه به آن میرسی،
کمتر سیراب میشوی.
و آنوقت، آرام و بیصدا،
یک صدا از درون بلند میشود:
«تو دنبال نزدیکی هستی…
اما نه این نزدیکی.»
آخرت یعنی همان «دیگری»…
نه آنکه بعداً میآید،
بلکه آنکه وقتی دلت آرام شد، خودش را نشان میدهد.
آخرت یعنی:
آن حسِ سبکی که بعد از تسلیم میآید،
آن آرامشی که بعد از راضیشدن مینشیند،
آن نوری که وقتی دل از تمنا خالی شد،
بیصدا میتابد.
آخرت یعنی:
جایی در درونت که دیگر حرص ندارد،
نمیدود،
نمیسوزد،
نمیسازد و نمیبازد…
فقط هست.
و چه عجیب است آدمی…
گاهی نور را میدهد
برای چیزی که فکر میکند نزدیکتر است.
گاهی «اُخری» را رها میکند
برای «اَدنی»…
و نمیداند:
آنکه واقعاً نزدیک است،
نه دنیا است
و نه خواستهها…
بلکه نوریست
که اگر در دل بنشیند
دنیا خودش به اندازهاش میآید.
حسود اما این را نمیفهمد…
او خیال میکند آرامش را باید گرفت،
تصاحب کرد،
ربود…
نمیداند آرامش هدیه است؛
هدیهی رضایت به تقدیر.
نمیداند بدون نور،
هیچ خواستهای آرامبخش نیست.
و حالا من و تو ماندهایم
میان این دو صدا:
صدایی که میگوید:
«این نزدیکتر است… بگیرش…»
و صدایی که آرام میگوید:
«رها کن… من نزدیکترم…»
یکی دنیا است،
یکی آخرت.
یکی سراب،
یکی آب.
یکی شتاب،
یکی طمأنینه.
و انتخاب…
همیشه با ماست.
دلنوشته
«آخرت؛ آنجا که دل راضی میشود»
و درست همینجا…
در لحظهای که دل خسته میشود،
در نقطهای که آدم خیال میکند همهچیز از دست رفته،
قرآن آرام در گوش جان زمزمه میکند:
«وَ لَلْآخِرَةُ خَيْرٌ لَكَ مِنَ الْأُولى»
یعنی…
اگر امروز سخت است،
اگر دلت گرفته،
اگر چیزی آنطور که میخواستی پیش نرفته،
بدان این پایان قصه نیست.
خدا دارد با تو حرف میزند؛
نه با زبان حساب و عدد،
بلکه با زبان دل.
وَ الضُّحى…
قسم به روشنای روز…
نه فقط روزی که خورشید در آسمان است،
بلکه روزی که دوباره در دلت نور میافتد.
وَ اللَّيْلِ إِذا سَجى…
و به شب، آنگاه که آرام میگیرد…
شبهایی که بغضت را قورت دادی،
شبهایی که نفهمیدی چرا اینقدر سنگین است،
شبهایی که فکر کردی تنها ماندهای…
اما بعدش خدا آرام میگوید:
«ما وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَ ما قَلى»
نه…
نه رهایت کردهام
و نه از تو روی برگرداندهام.
تو فقط در شب بودی…
و شب همیشه مقدمهی فجر است.
بعد، خدا دستت را میگیرد و آرام یادت میآورد:
یادت هست؟
وقتی تنها بودی، پناهت دادم…
وقتی سرگشته بودی، راهت را نشان دادم…
وقتی دستت خالی بود، بینیازت کردم…
«أَلَمْ يَجِدْكَ يَتِيماً فَآوى»
«وَ وَجَدَكَ ضَالًّا فَهَدى»
«وَ وَجَدَكَ عَائِلًا فَأَغْنى»
یعنی:
من از اول کنارت بودم…
قبل از اینکه خودت بفهمی،
قبل از اینکه حتی بدانی چه میخواهی.
و بعد، آن وعدهی شیرین…
آن جملهای که دل را آرام میکند:
«وَ لَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضى»
نه فقط میدهم…
آنقدر میدهم
که دلت راضی شود.
نه به اندازهی تمنا،
به اندازهی آرامش.
نه آنچه فکر میکنی خوشبختی است،
بلکه آنچه واقعاً تو را خوشبخت میکند.
و آخرش…
وقتی دلت آرام شد،
وقتی نور درونت نشست،
وقتی فهمیدی «آخرت» یعنی همین حالِ روشنِ دل…
خدا میگوید:
اگر این نور را چشیدی،
اگر این آرامش را فهمیدی،
اگر دیدی که من چطور دستت را گرفتم…
پس:
یتیم را نیازار…
دل شکسته را مران…
و از نعمتی که به تو دادهام، بگو…
نه با غرور،
نه با فخر،
بلکه با شکر.
و اینگونه است که آدم میفهمد:
آخرت یعنی
همین آرامشی که بعد از طوفان میآید…
آخرت یعنی
وقتی دیگر نمیجنگی،
نمیدوی،
نمیسوزی…
فقط اعتماد میکنی.
و میفهمی که:
نزدیکترین چیز به تو،
همان نوری بود که تمام این مدت در دلت میتابید… ✨
دلنوشته
«یتیمِ نور؛ گوهر یگانهای که نباید دلش شکست»
و آنوقت، درست در اوج این آرامش…
قرآن ناگهان جهت نگاه را عوض میکند و میگوید:
«فَأَمَّا الْيَتِيمَ فَلَا تَقْهَر»
اما این «یتیم»…
فقط آن کودک بیپناهِ ظاهری نیست.
یتیم، در زبان قرآن،
یعنی یگانه…
یعنی بینظیر…
یعنی آن گوهر نادری که مثلش پیدا نمیشود:
«دُرَّةٌ يَتِيمَة»
مرواریدی که همتا ندارد.
و اینجاست که معنا ناگهان عوض میشود…
خدا دارد از معلم ربانی حرف میزند؛
از آن نوری که یکبار در زندگیات طلوع میکند،
از آن انسانی که خدا او را برای هدایتت انتخاب کرده،
از آن گوهر یکتایی که اگر از دستش بدهی،
جایش را هیچچیز پر نمیکند.
یعنی خدا دارد میگوید:
من تو را تنها نگذاشتم…
من برایت نور فرستادم…
من معلم فرستادم…
من دستی گذاشتم در دستت…
پس فقط یک خواهش دارم:
💔 دلش را نشکن…
نه با بیاعتنایی،
نه با بیمهری،
نه با ترجیح دادن تمنا به نور.
و بعد آیه ادامه میدهد:
«وَ أَمَّا السَّائِلَ فَلَا تَنْهَر»
یعنی اگر کسی آمد و از تو نور خواست،
اگر تشنهی فهم بود،
اگر دنبال راه میگشت…
او را نران.
او را تحقیر نکن.
او را با سردی رد نکن.
چون شاید همان لحظه،
تو واسطهی همان نوری باشی
که روزی خودت را نجات داد.
و بعد، قرآن به اوج معنا میرسد:
«وَ أَمَّا بِنِعْمَةِ رَبِّكَ فَحَدِّث»
یعنی چه؟
یعنی از نعمتی که به تو دادهام حرف بزن…
اما نه با غرور،
نه با ادعا…
بلکه با عشق.
و بزرگترین نعمت چیست؟
نه مال است،
نه مقام،
نه موفقیت…
بلکه همان معلمی است که خدا سر راهت قرار داد.
و اینجاست که معنای آیهی دیگر روشن میشود:
«قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى»
یعنی:
من در برابر این رسالت،
هیچ مزدی از تو نمیخواهم…
جز یک چیز:
❤️ دوست داشتن
❤️ حرمت نگه داشتن
❤️ دل نشکستن
نه پول،
نه تعریف،
نه تقدیر…
فقط محبت.
و حالا میفهمیم چرا خدا گفت:
«وَ لَلْآخِرَةُ خَيْرٌ لَكَ مِنَ الْأُولى»
چون آخرت،
همین لحظهایست که قدر نور را بدانی؛
همین لحظهای که بهجای تمنا،
به هدیهی خدا دل ببندی؛
همین لحظهای که بفهمی:
آرامش،
نه در رسیدن…
بلکه در حفظِ نور است.
و چه زیباست اگر آخرِ قصه این باشد:
نه دلِ معلم شکست…
نه نور خاموش شد…
و نه انسان، از خودش جا ماند. 🌿✨
مطالعۀ آیات زیر به علاقمندان توصیه میشود.
+ «آخرت؛ یک دنیای دیگه! وَ لَلْآخِرَةُ خَيْرٌ لَكَ مِنَ الْأُولى!»
الدُّنْيا – الْآخِرَة
أُولئِكَ الَّذينَ اشْتَرَوُا الْحَياةَ الدُّنْيا بِالْآخِرَةِ فَلا يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذابُ وَ لا هُمْ يُنْصَرُونَ (86)
وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ مَساجِدَ اللَّهِ أَنْ يُذْكَرَ فيهَا اسْمُهُ وَ سَعى في خَرابِها أُولئِكَ ما كانَ لَهُمْ أَنْ يَدْخُلُوها إِلاَّ خائِفينَ لَهُمْ فِي الدُّنْيا خِزْيٌ وَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذابٌ عَظيمٌ (114)
وَ مَنْ يَرْغَبُ عَنْ مِلَّةِ إِبْراهيمَ إِلاَّ مَنْ سَفِهَ نَفْسَهُ وَ لَقَدِ اصْطَفَيْناهُ فِي الدُّنْيا وَ إِنَّهُ فِي الْآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحينَ (130)
فَإِذا قَضَيْتُمْ مَناسِكَكُمْ فَاذْكُرُوا اللَّهَ كَذِكْرِكُمْ آباءَكُمْ أَوْ أَشَدَّ ذِكْراً فَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَقُولُ رَبَّنا آتِنا فِي الدُّنْيا وَ ما لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ خَلاقٍ (200)
وَ مِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ رَبَّنا آتِنا فِي الدُّنْيا حَسَنَةً وَ فِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنا عَذابَ النَّارِ (201)
يَسْئَلُونَكَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرامِ قِتالٍ فيهِ قُلْ قِتالٌ فيهِ كَبيرٌ وَ صَدٌّ عَنْ سَبيلِ اللَّهِ وَ كُفْرٌ بِهِ وَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَ إِخْراجُ أَهْلِهِ مِنْهُ أَكْبَرُ عِنْدَ اللَّهِ وَ الْفِتْنَةُ أَكْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ وَ لا يَزالُونَ يُقاتِلُونَكُمْ حَتَّى يَرُدُّوكُمْ عَنْ دينِكُمْ إِنِ اسْتَطاعُوا وَ مَنْ يَرْتَدِدْ مِنْكُمْ عَنْ دينِهِ فَيَمُتْ وَ هُوَ كافِرٌ فَأُولئِكَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فيها خالِدُونَ (217)
فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْيَتامى قُلْ إِصْلاحٌ لَهُمْ خَيْرٌ وَ إِنْ تُخالِطُوهُمْ فَإِخْوانُكُمْ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ الْمُفْسِدَ مِنَ الْمُصْلِحِ وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَأَعْنَتَكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَزيزٌ حَكيمٌ (220)
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِذا تَدايَنْتُمْ بِدَيْنٍ إِلى أَجَلٍ مُسَمًّى فَاكْتُبُوهُ وَ لْيَكْتُبْ بَيْنَكُمْ كاتِبٌ بِالْعَدْلِ وَ لا يَأْبَ كاتِبٌ أَنْ يَكْتُبَ كَما عَلَّمَهُ اللَّهُ فَلْيَكْتُبْ وَ لْيُمْلِلِ الَّذي عَلَيْهِ الْحَقُّ وَ لْيَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ وَ لا يَبْخَسْ مِنْهُ شَيْئاً فَإِنْ كانَ الَّذي عَلَيْهِ الْحَقُّ سَفيهاً أَوْ ضَعيفاً أَوْ لا يَسْتَطيعُ أَنْ يُمِلَّ هُوَ فَلْيُمْلِلْ وَلِيُّهُ بِالْعَدْلِ وَ اسْتَشْهِدُوا شَهيدَيْنِ مِنْ رِجالِكُمْ فَإِنْ لَمْ يَكُونا رَجُلَيْنِ فَرَجُلٌ وَ امْرَأَتانِ مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَداءِ أَنْ تَضِلَّ إِحْداهُما فَتُذَكِّرَ إِحْداهُمَا الْأُخْرى وَ لا يَأْبَ الشُّهَداءُ إِذا ما دُعُوا وَ لا تَسْئَمُوا أَنْ تَكْتُبُوهُ صَغيراً أَوْ كَبيراً إِلى أَجَلِهِ ذلِكُمْ أَقْسَطُ عِنْدَ اللَّهِ وَ أَقْوَمُ لِلشَّهادَةِ وَ أَدْنى أَلاَّ تَرْتابُوا إِلاَّ أَنْ تَكُونَ تِجارَةً حاضِرَةً تُديرُونَها بَيْنَكُمْ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ أَلاَّ تَكْتُبُوها وَ أَشْهِدُوا إِذا تَبايَعْتُمْ وَ لا يُضَارَّ كاتِبٌ وَ لا شَهيدٌ وَ إِنْ تَفْعَلُوا فَإِنَّهُ فُسُوقٌ بِكُمْ وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ يُعَلِّمُكُمُ اللَّهُ وَ اللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَليمٌ (282)
أُولئِكَ الَّذينَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ ما لَهُمْ مِنْ ناصِرينَ (22)
إِذْ قالَتِ الْمَلائِكَةُ يا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكِ بِكَلِمَةٍ مِنْهُ اسْمُهُ الْمَسيحُ عيسَى ابْنُ مَرْيَمَ وَجيهاً فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ مِنَ الْمُقَرَّبينَ (45)
فَأَمَّا الَّذينَ كَفَرُوا فَأُعَذِّبُهُمْ عَذاباً شَديداً فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ ما لَهُمْ مِنْ ناصِرينَ (56)
وَ ما كانَ لِنَفْسٍ أَنْ تَمُوتَ إِلاَّ بِإِذْنِ اللَّهِ كِتاباً مُؤَجَّلاً وَ مَنْ يُرِدْ ثَوابَ الدُّنْيا نُؤْتِهِ مِنْها وَ مَنْ يُرِدْ ثَوابَ الْآخِرَةِ نُؤْتِهِ مِنْها وَ سَنَجْزِي الشَّاكِرينَ (145)
فَآتاهُمُ اللَّهُ ثَوابَ الدُّنْيا وَ حُسْنَ ثَوابِ الْآخِرَةِ وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنينَ (148)
وَ لَقَدْ صَدَقَكُمُ اللَّهُ وَعْدَهُ إِذْ تَحُسُّونَهُمْ بِإِذْنِهِ حَتَّى إِذا فَشِلْتُمْ وَ تَنازَعْتُمْ فِي الْأَمْرِ وَ عَصَيْتُمْ مِنْ بَعْدِ ما أَراكُمْ ما تُحِبُّونَ مِنْكُمْ مَنْ يُريدُ الدُّنْيا وَ مِنْكُمْ مَنْ يُريدُ الْآخِرَةَ ثُمَّ صَرَفَكُمْ عَنْهُمْ لِيَبْتَلِيَكُمْ وَ لَقَدْ عَفا عَنْكُمْ وَ اللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَلَى الْمُؤْمِنينَ (152)
فَلْيُقاتِلْ في سَبيلِ اللَّهِ الَّذينَ يَشْرُونَ الْحَياةَ الدُّنْيا بِالْآخِرَةِ وَ مَنْ يُقاتِلْ في سَبيلِ اللَّهِ فَيُقْتَلْ أَوْ يَغْلِبْ فَسَوْفَ نُؤْتيهِ أَجْراً عَظيماً (74)
أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذينَ قيلَ لَهُمْ كُفُّوا أَيْدِيَكُمْ وَ أَقيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ فَلَمَّا كُتِبَ عَلَيْهِمُ الْقِتالُ إِذا فَريقٌ مِنْهُمْ يَخْشَوْنَ النَّاسَ كَخَشْيَةِ اللَّهِ أَوْ أَشَدَّ خَشْيَةً وَ قالُوا رَبَّنا لِمَ كَتَبْتَ عَلَيْنَا الْقِتالَ لَوْ لا أَخَّرْتَنا إِلى أَجَلٍ قَريبٍ قُلْ مَتاعُ الدُّنْيا قَليلٌ وَ الْآخِرَةُ خَيْرٌ لِمَنِ اتَّقى وَ لا تُظْلَمُونَ فَتيلاً (77)
مَنْ كانَ يُريدُ ثَوابَ الدُّنْيا فَعِنْدَ اللَّهِ ثَوابُ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ كانَ اللَّهُ سَميعاً بَصيراً (134)
إِنَّما جَزاءُ الَّذينَ يُحارِبُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ يَسْعَوْنَ فِي الْأَرْضِ فَساداً أَنْ يُقَتَّلُوا أَوْ يُصَلَّبُوا أَوْ تُقَطَّعَ أَيْديهِمْ وَ أَرْجُلُهُمْ مِنْ خِلافٍ أَوْ يُنْفَوْا مِنَ الْأَرْضِ ذلِكَ لَهُمْ خِزْيٌ فِي الدُّنْيا وَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذابٌ عَظيمٌ (33)
يا أَيُّهَا الرَّسُولُ لا يَحْزُنْكَ الَّذينَ يُسارِعُونَ فِي الْكُفْرِ مِنَ الَّذينَ قالُوا آمَنَّا بِأَفْواهِهِمْ وَ لَمْ تُؤْمِنْ قُلُوبُهُمْ وَ مِنَ الَّذينَ هادُوا سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ سَمَّاعُونَ لِقَوْمٍ آخَرينَ لَمْ يَأْتُوكَ يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ مِنْ بَعْدِ مَواضِعِهِ يَقُولُونَ إِنْ أُوتيتُمْ هذا فَخُذُوهُ وَ إِنْ لَمْ تُؤْتَوْهُ فَاحْذَرُوا وَ مَنْ يُرِدِ اللَّهُ فِتْنَتَهُ فَلَنْ تَمْلِكَ لَهُ مِنَ اللَّهِ شَيْئاً أُولئِكَ الَّذينَ لَمْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ يُطَهِّرَ قُلُوبَهُمْ لَهُمْ فِي الدُّنْيا خِزْيٌ وَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذابٌ عَظيمٌ (41)
وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلاَّ لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ لَلدَّارُ الْآخِرَةُ خَيْرٌ لِلَّذينَ يَتَّقُونَ أَ فَلا تَعْقِلُونَ (32)
وَ اكْتُبْ لَنا في هذِهِ الدُّنْيا حَسَنَةً وَ فِي الْآخِرَةِ إِنَّا هُدْنا إِلَيْكَ قالَ عَذابي أُصيبُ بِهِ مَنْ أَشاءُ وَ رَحْمَتي وَسِعَتْ كُلَّ شَيْءٍ فَسَأَكْتُبُها لِلَّذينَ يَتَّقُونَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ الَّذينَ هُمْ بِآياتِنا يُؤْمِنُونَ (156)
فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ وَرِثُوا الْكِتابَ يَأْخُذُونَ عَرَضَ هذَا الْأَدْنى وَ يَقُولُونَ سَيُغْفَرُ لَنا وَ إِنْ يَأْتِهِمْ عَرَضٌ مِثْلُهُ يَأْخُذُوهُ أَ لَمْ يُؤْخَذْ عَلَيْهِمْ ميثاقُ الْكِتابِ أَنْ لا يَقُولُوا عَلَى اللَّهِ إِلاَّ الْحَقَّ وَ دَرَسُوا ما فيهِ وَ الدَّارُ الْآخِرَةُ خَيْرٌ لِلَّذينَ يَتَّقُونَ أَ فَلا تَعْقِلُونَ (169)
ما كانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَكُونَ لَهُ أَسْرى حَتَّى يُثْخِنَ فِي الْأَرْضِ تُريدُونَ عَرَضَ الدُّنْيا وَ اللَّهُ يُريدُ الْآخِرَةَ وَ اللَّهُ عَزيزٌ حَكيمٌ (67)
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا ما لَكُمْ إِذا قيلَ لَكُمُ انْفِرُوا في سَبيلِ اللَّهِ اثَّاقَلْتُمْ إِلَى الْأَرْضِ أَ رَضيتُمْ بِالْحَياةِ الدُّنْيا مِنَ الْآخِرَةِ فَما مَتاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا فِي الْآخِرَةِ إِلاَّ قَليلٌ (38)
كَالَّذينَ مِنْ قَبْلِكُمْ كانُوا أَشَدَّ مِنْكُمْ قُوَّةً وَ أَكْثَرَ أَمْوالاً وَ أَوْلاداً فَاسْتَمْتَعُوا بِخَلاقِهِمْ فَاسْتَمْتَعْتُمْ بِخَلاقِكُمْ كَمَا اسْتَمْتَعَ الَّذينَ مِنْ قَبْلِكُمْ بِخَلاقِهِمْ وَ خُضْتُمْ كَالَّذي خاضُوا أُولئِكَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ أُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُونَ (69)
يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ ما قالُوا وَ لَقَدْ قالُوا كَلِمَةَ الْكُفْرِ وَ كَفَرُوا بَعْدَ إِسْلامِهِمْ وَ هَمُّوا بِما لَمْ يَنالُوا وَ ما نَقَمُوا إِلاَّ أَنْ أَغْناهُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ مِنْ فَضْلِهِ فَإِنْ يَتُوبُوا يَكُ خَيْراً لَهُمْ وَ إِنْ يَتَوَلَّوْا يُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ عَذاباً أَليماً فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ ما لَهُمْ فِي الْأَرْضِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا نَصيرٍ (74)
لَهُمُ الْبُشْرى فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ فِي الْآخِرَةِ لا تَبْديلَ لِكَلِماتِ اللَّهِ ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظيمُ (64)
رَبِّ قَدْ آتَيْتَني مِنَ الْمُلْكِ وَ عَلَّمْتَني مِنْ تَأْويلِ الْأَحاديثِ فاطِرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ أَنْتَ وَلِيِّي فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ تَوَفَّني مُسْلِماً وَ أَلْحِقْني بِالصَّالِحينَ (101)
اللَّهُ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشاءُ وَ يَقْدِرُ وَ فَرِحُوا بِالْحَياةِ الدُّنْيا وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا فِي الْآخِرَةِ إِلاَّ مَتاعٌ (26)
لَهُمْ عَذابٌ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ لَعَذابُ الْآخِرَةِ أَشَقُّ وَ ما لَهُمْ مِنَ اللَّهِ مِنْ واقٍ (34)
الَّذينَ يَسْتَحِبُّونَ الْحَياةَ الدُّنْيا عَلَى الْآخِرَةِ وَ يَصُدُّونَ عَنْ سَبيلِ اللَّهِ وَ يَبْغُونَها عِوَجاً أُولئِكَ في ضَلالٍ بَعيدٍ (3)
يُثَبِّتُ اللَّهُ الَّذينَ آمَنُوا بِالْقَوْلِ الثَّابِتِ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ فِي الْآخِرَةِ وَ يُضِلُّ اللَّهُ الظَّالِمينَ وَ يَفْعَلُ اللَّهُ ما يَشاءُ (27)
وَ قيلَ لِلَّذينَ اتَّقَوْا ما ذا أَنْزَلَ رَبُّكُمْ قالُوا خَيْراً لِلَّذينَ أَحْسَنُوا في هذِهِ الدُّنْيا حَسَنَةٌ وَ لَدارُ الْآخِرَةِ خَيْرٌ وَ لَنِعْمَ دارُ الْمُتَّقينَ (30)
وَ الَّذينَ هاجَرُوا فِي اللَّهِ مِنْ بَعْدِ ما ظُلِمُوا لَنُبَوِّئَنَّهُمْ فِي الدُّنْيا حَسَنَةً وَ لَأَجْرُ الْآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ (41)
ذلِكَ بِأَنَّهُمُ اسْتَحَبُّوا الْحَياةَ الدُّنْيا عَلَى الْآخِرَةِ وَ أَنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرينَ (107)
وَ آتَيْناهُ فِي الدُّنْيا حَسَنَةً وَ إِنَّهُ فِي الْآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحينَ (122)
وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَعْبُدُ اللَّهَ عَلى حَرْفٍ فَإِنْ أَصابَهُ خَيْرٌ اطْمَأَنَّ بِهِ وَ إِنْ أَصابَتْهُ فِتْنَةٌ انْقَلَبَ عَلى وَجْهِهِ خَسِرَ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةَ ذلِكَ هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبينُ (11)
مَنْ كانَ يَظُنُّ أَنْ لَنْ يَنْصُرَهُ اللَّهُ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ فَلْيَمْدُدْ بِسَبَبٍ إِلَى السَّماءِ ثُمَّ لْيَقْطَعْ فَلْيَنْظُرْ هَلْ يُذْهِبَنَّ كَيْدُهُ ما يَغيظُ (15)
وَ قالَ الْمَلَأُ مِنْ قَوْمِهِ الَّذينَ كَفَرُوا وَ كَذَّبُوا بِلِقاءِ الْآخِرَةِ وَ أَتْرَفْناهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا ما هذا إِلاَّ بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يَأْكُلُ مِمَّا تَأْكُلُونَ مِنْهُ وَ يَشْرَبُ مِمَّا تَشْرَبُونَ (33)
وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَتُهُ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ لَمَسَّكُمْ فيما أَفَضْتُمْ فيهِ عَذابٌ عَظيمٌ (14)
إِنَّ الَّذينَ يُحِبُّونَ أَنْ تَشيعَ الْفاحِشَةُ فِي الَّذينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ أَليمٌ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ (19)
إِنَّ الَّذينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَناتِ الْغافِلاتِ الْمُؤْمِناتِ لُعِنُوا فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ لَهُمْ عَذابٌ عَظيمٌ (23)
وَ ابْتَغِ فيما آتاكَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَةَ وَ لا تَنْسَ نَصيبَكَ مِنَ الدُّنْيا وَ أَحْسِنْ كَما أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَيْكَ وَ لا تَبْغِ الْفَسادَ فِي الْأَرْضِ إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْمُفْسِدينَ (77)
وَ وَهَبْنا لَهُ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ وَ جَعَلْنا في ذُرِّيَّتِهِ النُّبُوَّةَ وَ الْكِتابَ وَ آتَيْناهُ أَجْرَهُ فِي الدُّنْيا وَ إِنَّهُ فِي الْآخِرَةِ لَمِنَ الصَّالِحينَ (27)
وَ ما هذِهِ الْحَياةُ الدُّنْيا إِلاَّ لَهْوٌ وَ لَعِبٌ وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ (64)
يَعْلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غافِلُونَ (7)
إِنَّ الَّذينَ يُؤْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ أَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً مُهيناً (57)
فَأَذاقَهُمُ اللَّهُ الْخِزْيَ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ لَعَذابُ الْآخِرَةِ أَكْبَرُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ (26)
يا قَوْمِ إِنَّما هذِهِ الْحَياةُ الدُّنْيا مَتاعٌ وَ إِنَّ الْآخِرَةَ هِيَ دارُ الْقَرارِ (39)
لا جَرَمَ أَنَّما تَدْعُونَني إِلَيْهِ لَيْسَ لَهُ دَعْوَةٌ فِي الدُّنْيا وَ لا فِي الْآخِرَةِ وَ أَنَّ مَرَدَّنا إِلَى اللَّهِ وَ أَنَّ الْمُسْرِفينَ هُمْ أَصْحابُ النَّارِ (43)
فَأَرْسَلْنا عَلَيْهِمْ ريحاً صَرْصَراً في أَيَّامٍ نَحِساتٍ لِنُذيقَهُمْ عَذابَ الْخِزْيِ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ لَعَذابُ الْآخِرَةِ أَخْزى وَ هُمْ لا يُنْصَرُونَ (16)
نَحْنُ أَوْلِياؤُكُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ فِي الْآخِرَةِ وَ لَكُمْ فيها ما تَشْتَهي أَنْفُسُكُمْ وَ لَكُمْ فيها ما تَدَّعُونَ (31)
مَنْ كانَ يُريدُ حَرْثَ الْآخِرَةِ نَزِدْ لَهُ في حَرْثِهِ وَ مَنْ كانَ يُريدُ حَرْثَ الدُّنْيا نُؤْتِهِ مِنْها وَ ما لَهُ فِي الْآخِرَةِ مِنْ نَصيبٍ (20)
وَ زُخْرُفاً وَ إِنْ كُلُّ ذلِكَ لَمَّا مَتاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةُ عِنْدَ رَبِّكَ لِلْمُتَّقينَ (35)
اعْلَمُوا أَنَّمَا الْحَياةُ الدُّنْيا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ زينَةٌ وَ تَفاخُرٌ بَيْنَكُمْ وَ تَكاثُرٌ فِي الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ كَمَثَلِ غَيْثٍ أَعْجَبَ الْكُفَّارَ نَباتُهُ ثُمَّ يَهيجُ فَتَراهُ مُصْفَرًّا ثُمَّ يَكُونُ حُطاماً وَ فِي الْآخِرَةِ عَذابٌ شَديدٌ وَ مَغْفِرَةٌ مِنَ اللَّهِ وَ رِضْوانٌ وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلاَّ مَتاعُ الْغُرُورِ (20)
وَ لَوْ لا أَنْ كَتَبَ اللَّهُ عَلَيْهِمُ الْجَلاءَ لَعَذَّبَهُمْ فِي الدُّنْيا وَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذابُ النَّارِ (3)
إِنَّ رَبَّكَ يَعْلَمُ أَنَّكَ تَقُومُ أَدْنى مِنْ ثُلُثَيِ اللَّيْلِ وَ نِصْفَهُ وَ ثُلُثَهُ وَ طائِفَةٌ مِنَ الَّذينَ مَعَكَ وَ اللَّهُ يُقَدِّرُ اللَّيْلَ وَ النَّهارَ عَلِمَ أَنْ لَنْ تُحْصُوهُ فَتابَ عَلَيْكُمْ فَاقْرَؤُا ما تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ عَلِمَ أَنْ سَيَكُونُ مِنْكُمْ مَرْضى وَ آخَرُونَ يَضْرِبُونَ فِي الْأَرْضِ يَبْتَغُونَ مِنْ فَضْلِ اللَّهِ وَ آخَرُونَ يُقاتِلُونَ في سَبيلِ اللَّهِ فَاقْرَؤُا ما تَيَسَّرَ مِنْهُ وَ أَقيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ وَ أَقْرِضُوا اللَّهَ قَرْضاً حَسَناً وَ ما تُقَدِّمُوا لِأَنْفُسِكُمْ مِنْ خَيْرٍ تَجِدُوهُ عِنْدَ اللَّهِ هُوَ خَيْراً وَ أَعْظَمَ أَجْراً وَ اسْتَغْفِرُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحيمٌ (20)
کدام نزدیکتر است؛ دنیا یا آخرت؟
«ثُمَّ دَنا فَتَدَلّى»
در نگاه اول، دنیا نزدیکتر به نظر میرسد.
آن را لمس میکنیم، میبینیم، در آن نفس میکشیم و شب و روز در آن رفتوآمد داریم.
اما قرآن ما را به پرسشی عمیقتر دعوت میکند:
نزدیکی با فاصله سنجیده میشود یا با حضور؟
آنجا که میفرماید:
«ثُمَّ دَنا فَتَدَلّى»
سخن از حرکت جسمانی نیست.
این آیه از یک حقیقت باطنی پرده برمیدارد.
«دُنوّ» به معنای نزدیک شدن مکانی نیست؛
بلکه نزدیکیِ دل است.
دنیا نزدیک به نظر میرسد، چون دیده میشود؛
اما آخرت نزدیکتر است، چون واقعیتر است.
دنیا پیرامون جسم ماست،
اما آخرت پیرامون جان ما.
به همین دلیل قرآن نمیگوید «نزدیک شد به جایی»،
بلکه از قربی سخن میگوید فراتر از مکان؛
قربی که زمانی رخ میدهد که دل آماده شود،
پردهها کنار بروند،
هیاهوی تمنّا خاموش گردد،
و جان با نور الهی همنوا شود.
نزدیکیِ حقیقی با قدمها اندازهگیری نمیشود،
با تسلیم سنجیده میشود.
نه با زمان،
بلکه با بیداری.
و این است رازِ «ثُمَّ دَنا فَتَدَلّى»:
لحظهای که فاصله از میان برداشته میشود،
لحظهای که بنده دیگر به سوی حق نمیرود،
بلکه به آرامی در آغوش قرب کشیده میشود.
در آن لحظه، پاسخ روشن است:
آخرت دور نیست؛
از دنیا نزدیکتر است…
چون از جایی آغاز میشود که وهم پایان میگیرد.
