دکتر محمد شعبانی راد

به‌روز باش! به‌نور باش! وَ أُولُوا الْعِلْمِ قائِماً بِالْقِسْطِ!

Update your heart. Live the moment.
The heart that understands the language of light actually realizes its mission, so it adapts and updates itself with this new command.
live the moment. See how knowledgeable the chameleon is in recognizing the color of its mission and immediately conforming itself to the color of the new recipe!
outer world examples- inner world feeling
… And verses from the Holy Quran
#emotionallanguage #jealousy #DivineLight #DynamicHeart #expiredHeart #EmergencyExit #EnchantingLight #advice #GuidanceLight #science #LuminousExamples #StrangeLight #ActivatorLight #justice #doubledoors #adaptation #update #conformity

قلب خود را به‌روز کنید!
در لحظه زندگی کنید!
قلبی که زبان نور را می‌فهمد در واقع ماموریت خود را درک می‌کند ، بنابراین خود را با این دستور جدید سازگار و به‌روز می کند.
در لحظه زندگی کن. ببینید چقدر آفتاب‌پرست در شناختن رنگ ماموریت خود آگاه است و بلافاصله خود را با رنگ دستور العمل جدید، مطابقت می دهد!
مثالهای دنیای خارج – احساس دنیای درونی
… و آیاتی از قرآن کریم
# زبان احساسی # حسادت # نور الهی # قلب پویا # قلب منقضی # خروج اضطراری # نور دلربا # مشاوره # نور راهنما # علم # نمونه های درخشان # نور عجیب # نور فعال کننده # عدالت # درب های دوتایی # سازگار # به روز رسانی # تغییر

«قسط» در معنای ممدوح، یکی از هزار واژه مترادف «نور الولایة»
و در معنای مذموم، یکی از هزار واژۀ مترادف «حسد» است.
در فرهنگ لغات عربی می‌نویسند:
«في رِجْلِه‏ قَسَطٌ»:
یعنی بعلت بیماری نرمی استخوان، پاها کج و پرانتزی شده است.
همان مفهوم انحراف و تمایل که از واژه «زور – زیارت» استنباط می‌شود، در واژه قسط نیز وجود دارد .
«القسط، النّور الولایة»
«شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ وَ الْمَلائِكَةُ وَ أُولُوا الْعِلْمِ قائِماً بِالْقِسْطِ»
«شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ وَ الْمَلائِكَةُ وَ أُولُوا الْعِلْمِ قائِماً بِالْنُّورِ»
«قائِماً بِالْقِسْطِ  قائِماً بِالْنُّورِ»: «اقامة صلاة»
قلب‌های مایل به نور!
به‌روز باش! به‌نور باش!

وَ أُولُوا الْعِلْمِ قائِماً بِالْقِسْطِ!

قلبی که مکانیسم نورانی‌اش فعال شده، قائما بالقسط رفتار می کند! 
قائما بالنّور رفتار می کند! به‌روز است! به‌نور است!

[سورة آل‏‌عمران (3): الآيات 18 الى 19] :
شَهِدَ اللَّهُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ وَ الْمَلائِكَةُ وَ أُولُوا الْعِلْمِ قائِماً بِالْقِسْطِ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ (18)
خدا كه همواره به عدل، قيام دارد، گواهى مى‌‏دهد كه جز او هيچ معبودى نيست؛ و فرشتگانِ [او] و دانشوران [نيز گواهى مى‌‏دهند كه:] جز او، كه توانا و حكيم است، هيچ معبودى نيست.
إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللَّهِ الْإِسْلامُ وَ مَا اخْتَلَفَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ إِلاَّ مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْياً بَيْنَهُمْ وَ مَنْ يَكْفُرْ بِآياتِ اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ سَرِيعُ الْحِسابِ (19)
در حقيقت، دين نزد خدا همان اسلام است. و كسانى كه كتابِ [آسمانى‏] به آنان داده شده، با يكديگر به اختلاف نپرداختند مگر پس از آنكه علم براى آنان [حاصل‏] آمد، آن هم به سابقه حسدى كه ميان آنان وجود داشت. و هر كس به آيات خدا كفر ورزد، پس [بداند] كه خدا زودشمار است.

[قسط-عدل-حرب-قسطاس-وزن-میزان-رزق-قرب-لسن-بلغ-وفی-ضرب-مثل-رجل-جبل-امر-ولی-1000-نور]
[بغی-خطأ-زنأ-فحش-سوء-ظلم-کفر-کذب-شکک-مری-افک-فری-زیغ-ضنک-ضغن-حسر-غفل-1000-حسد]

[سورة الحديد (57): الآيات 21 الى 25] :
« لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ »
رسولان الهی، برای اقامه نور برانگیخته شده‌اند! برای به‌روز شدن قلبها! برای به‌نور شدن قلبها! برای فعال کردن مکانیسم نورانی قلبها!

سابِقُوا إِلى‏ مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَ جَنَّةٍ عَرْضُها كَعَرْضِ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ أُعِدَّتْ لِلَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ (21)
[براى رسيدن‏] به آمرزشى از پروردگارتان و بهشتى كه پهنايش چون پهناى آسمان و زمين است [و] براى كسانى آماده شده كه به خدا و پيامبرانش ايمان آورده‌‏اند، بر يكديگر سبقت جوييد. اين فضل خداست كه به هر كس بخواهد آن را مى‌‏دهد، و خداوند را فزون‌‏بخشى بزرگ است.
ما أَصابَ مِنْ مُصِيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا فِي أَنْفُسِكُمْ إِلاَّ فِي كِتابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَها إِنَّ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ (22)
هيچ مصيبتى نه در زمين و نه در نفسْهاى شما [=به شما] نرسد، مگر آنكه پيش از آنكه آن را پديد آوريم، در كتابى است. اين [كار] بر خدا آسان است.
لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى‏ ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ وَ اللَّهُ لا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتالٍ فَخُورٍ (23)
تا بر آنچه از دست شما رفته اندوهگين نشويد و به [سبب‏] آنچه به شما داده است شادمانى نكنيد، و خدا هيچ خودپسند فخرفروشى را دوست ندارد:
الَّذِينَ يَبْخَلُونَ وَ يَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبُخْلِ وَ مَنْ يَتَوَلَّ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ (24)
همانان كه بخل مى‌‏ورزند و مردم را به بخل ورزيدن وامى‏‌دارند. و هر كه روى گرداند قطعاً خدا بى‌‏نياز ستوده است.
لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الْمِيزانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ وَ أَنْزَلْنَا الْحَدِيدَ فِيهِ بَأْسٌ شَدِيدٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ وَ لِيَعْلَمَ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ وَ رُسُلَهُ بِالْغَيْبِ إِنَّ اللَّهَ قَوِيٌّ عَزِيزٌ (25)
به راستى [ما] پيامبران خود را با دلايل آشكار روانه كرديم و با آنها كتاب و ترازو را فرود آورديم تا مردم به انصاف برخيزند، و آهن را كه در آن براى مردم خطرى سخت و سودهايى است، پديد آورديم، تا خدا معلوم بدارد چه كسى در نهان، او و پيامبرانش را يارى مى‏‌كند. آرى، خدا نيرومند شكست ناپذير است.

[قسط-عدل-حرب-قسطاس-وزن-میزان-رزق-قرب-لسن-بلغ-وفی-ضرب-مثل-رجل-جبل-امر-ولی-قوم-وجه-صلی-صوم-سجد-خلص-هدی-سبق-غفر-فضل-1000-نور]
[بغی-خطأ-زنأ-فحش-سوء-ظلم-کفر-کذب-شکک-مری-افک-فری-زیغ-ضنک-ضغن-حسر-غفل-ضلل-بخل-1000-حسد]

[سورة الأعراف (7): الآيات 29 الى 30] :
« قُلْ أَمَرَ رَبِّي بِالْقِسْطِ »
ماموریت، اقامه نور است!

قُلْ أَمَرَ رَبِّي بِالْقِسْطِ وَ أَقيمُوا وُجُوهَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ وَ ادْعُوهُ مُخْلِصينَ لَهُ الدِّينَ كَما بَدَأَكُمْ تَعُودُونَ (29)
بگو: «پروردگارم به دادگرى فرمان داده است، و [اينكه‏] در هر مسجدى روى خود را مستقيم [به سوى قبله‏] كنيد، و در حالى كه دين خود را براى او خالص گردانيده‌‏ايد وى را بخوانيد، همان گونه كه شما را پديد آورد [به سوى او] برمى‌‏گرديد.»
فَرِيقاً هَدى‏ وَ فَرِيقاً حَقَّ عَلَيْهِمُ الضَّلالَةُ إِنَّهُمُ اتَّخَذُوا الشَّياطِينَ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ مُهْتَدُونَ (30)
[در حالى كه‏] گروهى را هدايت نموده، و گروهى گمراهى بر آنان ثابت شده است، زيرا آنان شياطين را به جاى خدا، دوستان [خود] گرفته‏‌اند و مى‌‏پندارند كه راه‌‏يافتگانند.

[قسط-عدل-حرب-قسطاس-وزن-میزان-رزق-قرب-لسن-بلغ-وفی-ضرب-مثل-رجل-جبل-امر-ولی-قوم-وجه-صلی-صوم-سجد-خلص-هدی–1000-نور]
[بغی-خطأ-زنأ-فحش-سوء-ظلم-کفر-کذب-شکک-مری-افک-فری-زیغ-ضنک-ضغن-حسر-غفل-ضلل-1000-حسد]

كُونُوا قَوَّامِينَ لِلَّهِ شُهَداءَ بِالْقِسْطِ

كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَداءَ لِلَّهِ

[سورة المائدة (5): الآيات 8 الى 10] :
« كُونُوا قَوَّامِينَ لِلَّهِ شُهَداءَ بِالْقِسْطِ »

يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ لِلَّهِ شُهَداءَ بِالْقِسْطِ وَ لا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلى‏ أَلاَّ تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوى‏ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِما تَعْمَلُونَ (8)
اى كسانى كه ايمان آورده‌‏ايد، براى خدا به داد برخيزيد [و] به عدالت شهادت دهيد، و البتّه نبايد دشمنىِ گروهى شما را بر آن دارد كه عدالت نكنيد. عدالت كنيد كه آن به تقوا نزديكتر است، و از خدا پروا داريد، كه خدا به آنچه انجام مى‌‏دهيد آگاه است.
وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ أَجْرٌ عَظِيمٌ (9)
خدا كسانى را كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كرده‌‏اند، به آمرزش و پاداشى بزرگ وعده داده است.
وَ الَّذِينَ كَفَرُوا وَ كَذَّبُوا بِآياتِنا أُولئِكَ أَصْحابُ الْجَحِيمِ (10)
و كسانى كه كفر ورزيدند و آيات ما را دروغ انگاشتند، آنان اهل دوزخند.

[قسط-عدل-حرب-قسطاس-وزن-میزان-رزق-قرب-لسن-بلغ-وفی-ضرب-مثل-رجل-جبل-امر-ولی-1000-نور]
[بغی-خطأ-زنأ-فحش-سوء-ظلم-کفر-کذب-شکک-مری-افک-فری-زیغ-ضنک-ضغن-حسر-غفل-1000-حسد]

[سورة النساء (4): آية 135] :
« كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَداءَ لِلَّهِ »

يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُونُوا قَوَّامِينَ بِالْقِسْطِ شُهَداءَ لِلَّهِ وَ لَوْ عَلى‏ أَنْفُسِكُمْ أَوِ الْوالِدَيْنِ وَ الْأَقْرَبِينَ إِنْ يَكُنْ غَنِيًّا أَوْ فَقِيراً فَاللَّهُ أَوْلى‏ بِهِما فَلا تَتَّبِعُوا الْهَوى‏ أَنْ تَعْدِلُوا وَ إِنْ تَلْوُوا أَوْ تُعْرِضُوا فَإِنَّ اللَّهَ كانَ بِما تَعْمَلُونَ خَبِيراً (135)
اى كسانى كه ايمان آورده‏‌ايد، پيوسته به عدالت قيام كنيد و براى خدا گواهى دهيد، هر چند به زيان خودتان يا [به زيان‏] پدر و مادر و خويشاوندان [شما] باشد. اگر [يكى از دو طرفِ دعوا] توانگر يا نيازمند باشد، باز خدا به آن دو [از شما] سزاوارتر است؛ پس، از پىِ هوس نرويد كه [درنتيجه از حق‏] عدول كنيد. و اگر به انحراف گراييد يا اعراض نماييد، قطعاً خدا به آنچه انجام مى‌‏دهيد آگاه است.

[قسط-عدل-حرب-قسطاس-وزن-میزان-رزق-قرب-لسن-بلغ-وفی-ضرب-مثل-رجل-جبل-امر-ولی-1000-نور]
[بغی-خطأ-زنأ-فحش-سوء-ظلم-کفر-کذب-شکک-مری-افک-فری-زیغ-ضنک-ضغن-حسر-غفل-1000-حسد]

[سورة آل‏‌عمران (3): الآيات 21 الى 22] :
« وَ يَقْتُلُونَ الَّذِينَ يَأْمُرُونَ بِالْقِسْطِ »
تکرار قصه کربلا!

إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِآياتِ اللَّهِ وَ يَقْتُلُونَ النَّبِيِّينَ بِغَيْرِ حَقٍّ
وَ يَقْتُلُونَ الَّذِينَ يَأْمُرُونَ بِالْقِسْطِ مِنَ النَّاسِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَلِيمٍ (21)
كسانى كه به آيات خدا كفر مى‌‏ورزند، و پيامبران را بناحق مى‌‏كشند، و دادگستران را به قتل مى‏‌رسانند، آنان را از عذابى دردناك خبر ده.
أُولئِكَ الَّذِينَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ ما لَهُمْ مِنْ ناصِرِينَ (22)
آنان كسانى‏‌اند كه در [اين‏] دنيا و [در سراى‏] آخرت، اعمالشان به هدر رفته و براى آنان هيچ ياورى نيست.

[قسط-عدل-حرب-قسطاس-وزن-میزان-رزق-قرب-لسن-بلغ-وفی-ضرب-مثل-رجل-جبل-امر-ولی-1000-نور]
[بغی-خطأ-زنأ-فحش-سوء-ظلم-کفر-کذب-شکک-مری-افک-فری-زیغ-ضنک-ضغن-حسر-غفل-1000-حسد]

دانستن زبان نور و انطباق با آن، تنها روند دستیابی به رشد و کمال است.
تنظیم ساعت با ساعت گرینویچ، مثال زیبایی برای درک این مفهوم است.
رفتارهای قلب عاقل با نور مطابقت دارد «قائما بالنور».

Knowing the language of light and conforming to it is the only process of achieving growth and perfection. Adjusting the watch with Greenwich Mean Time is a beautiful example of this concept. The behaviors of the wise heart correspond to light.

آفتاب‌پرست، چقدر سریع ماموریت خودشو میفهمه و به رنگ اون در میاد!
قلب سلیم، یعنی قلبی که حسادتشو غیر فعال کرده و مکانیسم نورانی‌اش فعال شده، به همین سرعت متوجه اوامر نورانی فرشته نگهبان خودش میشه و خودشو همرنگ اون میکنه!

همه باید ساعتشونو به وقت گرینویچ تنظیم کنن!

«حری – تحرّی» یکی از هزار وازه مترادف «نور الولایة» است.
«حرى الشّيء: آهنگ او كرد، و به‌سويش رفت.»
مفهوم «sought»: جستجو کردن!
یعنی نورتو با قلبت جستجو کنی و خودتو به رنگ و بوی اون در بیاری!
+ «هم‌قافیه با نور! فَاسْلُكي‏ سُبُلَ رَبِّكِ ذُلُلاً!»

تَحَرَّى [حري] 
أي طلبوا الحق.

مجمع البحرين، جلد 1، صفحه 98

حَرَى قصد كرد و خواست،
حرى الشّيء يَحْرِي – يعنى آهنگش كرد، و به‌سويش رفت.
تَحَرَّاه – به همان معنى است يعنى بسوى او قصد كرد و او را مقصد خود قرار داد.

ترجمه و تحقیق مفردات الفاظ قرآن با تفسیر لغوی و ادبی قرآن، جلد 1، صفحه 476

در مجمع گويد: اصل تحرّى بمعنى طلب شىء و قصد آنست.
در اقرب الموارد هست: «تحرّى الامر: قصده»
و منه فى القرآن «فَأُولٰئِكَ‌ تَحَرَّوْا رَشَداً.»

قاموس قرآن، جلد 2، صفحه 126

حَرَى الشيء يَحْرِي، أي: قصد حَرَاهُ‌، أي: جانبه، و تَحَرَّاهُ‌ كذلك.

مفردات ألفاظ القرآن، جلد 1، صفحه 230

اَلتَّحَرِّي و التوخي: القصد و الاجتهاد في الطلب و العزم على تخصيص الشيء بالفعل و القول.

مجمع البحرين، جلد 1، صفحه 98

فلان يتَحَرَّى الأَمرَ أَي يتَوَخّاه و يَقْصِده.
و التَّحَرِّي: قصْدُ الأَوْلى و الأَحَقِّ‌،
مأْخوذ من الحَرَى و هو الخَليقُ‌، و التَّوَخِّي مثله…
و التَّحَرِّي: القَصْدُ و الاجتهادُ في الطلب و العزمُ‌ على تخصيص الشيء بالفعل و القول.
و تحَرَّى فلانٌ‌ بالمكان أَي تمكَّث.
و قوله تعالى: فَأُولٰئِكَ‌ تَحَرَّوْا رَشَداً ; أَي توَخَّوْا و عَمَدُوا، عن أَبي عبيد.

لسان العرب، جلد 14، صفحه 173

### 1) **«آهنگِ نور؛ تحرّیِ رشد در مسیر رب»**
### 2) **«وقتی دل، سمتِ نور را قصد می‌کند»**

### 3) **«تحرّیِ نور؛ تنظیمِ ساعتِ قلب با فرشته نگهبان»**
### 4) **«آفتاب‌پرستِ دل؛ قصۀ طلبِ نور»**

### 5) **«دل که قصدِ نور کند…»**
### 6) **«طلب نور؛ قصهٔ دل‌هایی که آهنگ می‌کنند»**

### 7) **«تَحَرَّوْا رَشَدًا؛ دل‌هایی که نور را جستجو می‌کنند»**

دلنوشته

تحرّی؛ وقتی دل، آهنگِ نور می‌کند

گاهی حس می‌کنم دلِ آدم یک «ساعت مخفی» دارد.
ساعتی که نه با کوکِ دنیا،
نه با تشویق و تحقیر آدم‌ها،
نه با ترس و توقع،
بلکه فقط با «نورِ فرشتهٔ نگهبان» تنظیم می‌شود.

وقتی این ساعت را با نورش هم‌زمان می‌کنی،
یک اتفاق عجیب می‌افتد:
آرام‌آرام «رشد» می‌کنی…
درست مثل همین وعدهٔ قرآن:

«فَمَنْ أَسْلَمَ فَأُولئِكَ تَحَرَّوْا رَشَدًا»
یعنی:
کسانی که دلشان را به نور سپردند،
«آهنگِ رشد» کردند؛
قصد کردند، رفتند، طلب کردند…
نور را «جستجو» کردند، نه این‌که منتظرش بمانند.

و این «تحرّی» فقط یک واژه نیست؛
انگار یک «حالت روحی» است:
این‌که دلت را در جهتی قرار بدهی که نور می‌وزد.

این همان «حَرَى» است.
همان آهنگ‌کردن.
همان رفتن به‌سوی یک سمت مشخص.
همان که لغوی‌ها گفتند:
«قصد کردن، آهنگ نمودن، طلب کردن، انتخاب جهت.»

انسان وقتی «ذلول» می‌شود،
نرم و رام در مسیر رب،
دلش برای اولین بار می‌فهمد
معنای واقعی «تحرّی» چیست:
این‌که محلِ فرود نور را پیدا کنی،
و کم‌کم خودت را به رنگش درآوری.
نه با اجبار،
نه با ترس،
با «عشق».

و شاید به همین خاطر است که
«حری» یکی از هزاران واژهٔ مترادف «نور الولایة» است؛
چون ولایت، فقط فرمان‌برداری نیست؛
یک «جستجوی عاشقانه» است.
دل، نور را دنبال می‌کند…
و نور، دل را.

تحرّی یعنی انتخاب جهتِ نور.
یعنی تصمیم بگیری «دل»ت را همان‌جا بگذاری که فرشتهٔ نگهبان ایستاده است.
یعنی هر روز کمی بیشتر،
به رنگِ همان نوری دربیایی که از کودکی،
توی تاریکی‌ها تو را صدا می‌زد.

کافی است یک‌بار صادقانه به نور بگویی:
«من آمدم… من قصد کردم… من آهنگ کردم…»
همین را که بگویی،
آیه درباره‌ات صادق می‌شود:
«فَأُولئِكَ تَحَرَّوْا رَشَدًا»
و کم‌کم می‌بینی که رشد،
همین نزدیک‌ها بود…
فقط منتظر بود
ساعتِ دلت را با نورش تنظیم کنی.

تَحَرَّ رِضَى اللَّهِ وَ تَجَنَّبْ سَخَطَهُ!

[سورة الجن (۷۲): الآيات ۱۱ الى ۲۰]
«فَمَنْ أَسْلَمَ فَأُولئِكَ تَحَرَّوْا رَشَداً»
اگه ساعت قلبتو با نور فرشته نگهبان تنظیم کنی، رشد و تکامل پیدا میکنی!
این همون مفهومی است که در مثال آفتاب‌پرست وجود داره!

امام على عليه السلام:
تَحَرَّ رِضَى اللَّهِ وَ تَجَنَّبْ سَخَطَهُ
فَإِنَّهُ لَا يَدَ لَكَ بِنَقِمَتِهِ وَ لَا غِنَى بِكَ عَنْ مَغْفِرَتِهِ وَ لَا مَلْجَأَ لَكَ‏ مِنْهُ إِلَّا إِلَيْهِ.
خشنودى خدا را بجوى و از خشمش دورى كن؛
زيرا در برابر كيفر او، از تو هيچ كارى ساخته نيست
و از آمرزش او، بى‌‏نياز نيستى و تو را گريزى از او، جز به خود او نباشد.

دلنوشته

تحرّی؛ وقتی دل، سمتِ نور را قصد می‌کند

و همین‌جاست که صدای امیرالمؤمنین علیه‌السلام
مثل نوری که از اوج می‌تابد،
راه را روشن‌تر می‌کند:

«تَحَرَّ رِضَى اللَّهِ وَ تَجَنَّبْ سَخَطَهُ…»
رضای خدا را «قصد» کن…
آهنگش را بگیر…
جهت دلت را به سمتش تنظیم کن.

امیر مومنان می‌فرماید: تحرّی یعنی
دل را برداری و
در جهتی قرار بدهی که خدا راضی‌تر است.

نه اینکه فقط کار خوب انجام بدهی؛
نه…
یعنی حرکت کنی،
هدفت را تنظیم کنی،
سمت و سوی دلت را عوض کنی،
مثل آفتاب‌گردان که به سمت نور می‌چرخد.

و بعد می‌فرماید:

«فَإِنَّهُ لَا يَدَ لَكَ بِنَقِمَتِهِ»
اگر جهتِ دل، غلط باشد
و آفتاب پشتِ کوه بماند،
دیگر دستت به جایی بند نیست.
با تاریکی، نمی‌شود جنگید.

«وَلَا غِنَى بِكَ عَنْ مَغْفِرَتِهِ»
بدون مغفرت خدا
هیچ‌کس سیر نمی‌شود؛
هیچ‌کس آرام نمی‌شود؛
هیچ‌کس نور نمی‌گیرد.
آدم، بدون آمرزش،
مثل مسافری‌ست که GPS‌اش خاموش شده.

«وَلَا مَلْجَأَ لَكَ مِنْهُ إِلَّا إِلَيْهِ»
و این جمله…
این جمله یعنی تمام حقیقتِ تحرّی:

چارهٔ گریختن از تاریکی
فقط یک چیز است:
دویدن به‌سوی نور.

فرار از خدا؟
به سوی خدا.
پناه از او؟
در آغوش او.

این است معنای تحرّی.
این است معنای قصد.
این است معنای دلِ ذلول؛
دلی که نمی‌جنگد،
نمی‌گریزد،
نمی‌چرخد…
فقط جهتش را
به سمتِ خدا تنظیم می‌کند.

گاهی در دل شب،
فقط کافی‌ست یک لحظه بگویی:
«خدایا… من قصد کردم. من تحرّی کردم. من آهنگ تو را گرفتم.»

همین یک جمله
ساعت دل را با نور کوک می‌کند؛
و بعد، مثل همان آفتاب‌گردان زیبا،
آرام‌آرام
«به رنگ نور درمی‌آیی.»

اشتراک گذاری مطالب در شبکه های اجتماعی