The luminous call! Herald of light!
«ندی» یکی از هزار واژه مترادف «نور» است.
در فرهنگ لغات عربی مینویسند:
«ندَا الْقَوْمُ: اجْتَمَعُوا، آن گروه در باشگاه حاضر شدند، آنان را در باشگاه جمع كرد.»
«انْتَدَى القومُ: آن قوم در باشگاه گردهم آمدند.»
«دَارُ النَّدْوَةِ»
«المُنْتَدَى: باشگاه، انجمن»
«النَّادِي: باشگاه، محل اجتماع مردم»
«community» – «association»
گردهمایی!
+ «خوشههای نور – قنوان دانیة»
ندای نورانی! منادی نور!
«بدنبال نور علم! بدنبال معلم نورانی!»
+ «دعو»
+ پاتوق: «وقت»
+ «قری»
+ «جبی»
«ندای نورانی – منادی نور»
+ «دعو» + «اذن»
[سورة آلعمران (۳): الآيات ۱۹۰ الى ۱۹۴]
رَبَّنا إِنَّنا سَمِعْنا مُنادِياً يُنادِي لِلْإِيمانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا
رَبَّنا فَاغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا وَ كَفِّرْ عَنَّا سَيِّئاتِنا وَ تَوَفَّنا مَعَ الْأَبْرارِ (۱۹۳)
پروردگارا، ما شنيديم كه دعوتگرى به ايمان فرا مىخواند كه:
«به پروردگار خود ايمان آوريد»، پس ايمان آورديم.
پروردگارا، گناهان ما را بيامرز، و بديهاى ما را بزداى و ما را در زمره نيكان بميران.
رَبَّنا وَ آتِنا ما وَعَدْتَنا عَلى رُسُلِكَ
وَ لا تُخْزِنا يَوْمَ الْقِيامَةِ إِنَّكَ لا تُخْلِفُ الْمِيعادَ (۱۹۴)
پروردگارا، و آنچه را كه به وسيله فرستادگانت به ما وعده دادهاى به ما عطا كن،
و ما را روز رستاخيز رسوا مگردان، زيرا تو وعدهات را خلاف نمىكنى.
«مقام ابراهیم ع» + «ثوی»
«قبض و بسط نور، الگوی قابل اعتماد!»
فِيهِ آياتٌ بَيِّناتٌ مَقامُ إِبْراهِيمَ
يَعْنِي نِدَاءَ إِبْرَاهِيمَ عَلَى الْمَقَامِ بِالْحَجِ.
أَذِّنْ عَلَيْكَ الْأَذَانُ وَ عَلَيَّ الْبَلَاغُ
تفسير القمي:
وَ إِذْ بَوَّأْنا لِإِبْراهِيمَ مَكانَ الْبَيْتِ أَيْ عَرَّفْنَاهُ
قَوْلُهُ وَ عَلى كُلِّ ضامِرٍ يَقُولُ الْإِبِلُ الْمَهْزُولَةُ
قَالَ وَ لَمَّا فَرَغَ إِبْرَاهِيمُ مِنْ بِنَاءِ الْبَيْتِ أَمَرَهُ اللَّهُ أَنْ يُؤَذِّنَ فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ
فَقَالَ يَا رَبِّ وَ مَا يَبْلُغُ صَوْتِي
فَقَالَ اللَّهُ
أَذِّنْ عَلَيْكَ الْأَذَانُ وَ عَلَيَّ الْبَلَاغُ
وَ ارْتَفَعَ إِلَى الْمَقَامِ وَ هُوَ يَوْمَئِذٍ يَلْصَقُ بِالْبَيْتِ فَارْتَفَعَ بِهِ الْمَقَامُ حَتَّى كَانَ أَطْوَلَ مِنَ الْجِبَالِ فَنَادَى وَ أَدْخَلَ إِصْبَعَهُ فِي أُذُنَيْهِ وَ أَقْبَلَ بِوَجْهِهِ شَرْقاً وَ غَرْباً يَقُولُ أَيُّهَا النَّاسُ
كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْحَجُّ إِلَى الْبَيْتِ الْعَتِيقِ فَأَجِيبُوا رَبَّكُمْ
فَأَجَابُوهُ مِنْ تَحْتِ الْبُحُورِ السَّبْعِ وَ مِنْ بَيْنِ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ إِلَى مُنْقَطَعِ التُّرَابِ مِنْ أَطْرَافِهَا أَيِ الْأَرْضِ كُلِّهَا وَ مِنْ أَصْلَابِ الرِّجَالِ وَ أَرْحَامِ النِّسَاءِ بِالتَّلْبِيَةِ لَبَّيْكَ اللَّهُمَّ لَبَّيْكَ
أَ وَ لَا تَرَوْنَهُمْ يَأْتُونَ يُلَبُّونَ فَمَنْ حَجَّ مِنْ يَوْمِئِذٍ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ فَهُمْ مِمَّنِ اسْتَجَابَ اللَّهَ
وَ ذَلِكَ قَوْلُهُ
فِيهِ آياتٌ بَيِّناتٌ مَقامُ إِبْراهِيمَ
يَعْنِي نِدَاءَ إِبْرَاهِيمَ عَلَى الْمَقَامِ بِالْحَجِ.
در تفسیر قمی، آیه “وَ إِذْ بَوَّأْنا لِإِبْراهِيمَ مَكانَ الْبَيْتِ” به این معنا تفسیر شده است که
خداوند جایگاه خانه کعبه را به حضرت ابراهیم (ع) معرفی و نشان داد.
عبارت “وَ عَلى كُلِّ ضامِرٍ” که در ادامه آیه آمده، به معنای شتران لاغر و تکیدهای است که برای انجام حج و رسیدن به خانه خدا، مسیرهای طولانی را طی میکنند.
پس از اتمام بنای کعبه، خداوند به حضرت ابراهیم (ع) فرمان داد تا مردم را به حج دعوت کند. ابراهیم (ع) عرض کرد: «پروردگارا، چگونه صدایم به مردم خواهد رسید؟»
خداوند پاسخ داد:
«اذان را تو بگو، و رساندن آن بر عهده من است.»
سپس ابراهیم (ع) بر مقام ابراهیم ایستاد، که در آن زمان به کعبه چسبیده بود.
مقام با او بالا رفت و از کوهها نیز بلندتر شد.
او با قرار دادن انگشتان در گوشهایش، رو به شرق و غرب ندا داد:
«ای مردم! حج به سوی خانه کهن (کعبه) بر شما واجب شده است،
پس دعوت پروردگارتان را اجابت کنید!»
در این هنگام، تمام موجودات، حتی کسانی که در اعماق هفت دریا و از شرق تا غرب زمین بودند، و نیز ارواحی که در صُلب پدران و رحم مادرانشان بودند، همگی با گفتن «لبیک اللهم لبیک» پاسخ دادند.
راوی میگوید:
«آیا نمیبینید که مردم تا روز قیامت به حج میآیند و لبیک میگویند؟
پس هر که از آن روز تا قیامت حج بجا آورد، از جمله کسانی است که دعوت الهی را پذیرفتهاند.»
و این همان معنای آیه «فِیهِ آیاتٌ بَیِّنَاتٌ مَقامُ إِبْراهِیمَ» (در آن [خانه] نشانههای روشنی است، از جمله مقام ابراهیم) است که اشاره به ندای ابراهیم (ع) از مقام برای دعوت مردم به حج دارد.
وَ تَأْتُونَ فِي نادِيكُمُ الْمُنْكَرَ
یعنی نسبت به نور خودتون «نادیکم» مرتکب کار زشت و اشتباهی «المنکر» میشوید!
عَنِ الصَّادِقِ عَنْ آبَائِهِ ع أَنَّ النَّبِيَّ ص قَالَ:
الْخَذْفُ فِي النَّادِي مِنْ أَخْلَاقِ قَوْمِ لُوطٍ
ثُمَّ تَلَا ع
وَ تَأْتُونَ فِي نادِيكُمُ الْمُنْكَرَ
قَالَ
هُوَ الْخَذْفُ.
از امام صادق (علیهالسلام) از پدران ایشان روایت شده است که پیامبر (صلىاللهعليهوآله) فرمودند:
سنگپرانی در مجامع از اخلاق قوم لوط است.
سپس آیهای را تلاوت فرمودند:
“و شما در مجمع خود کار زشتی انجام میدهید”.
سپس پیامبر فرمودند:
مراد از آن، سنگپرانی است.
[سورة العنكبوت (۲۹): الآيات ۲۶ الى ۳۰]
أَ إِنَّكُمْ لَتَأْتُونَ الرِّجالَ وَ تَقْطَعُونَ السَّبِيلَ
وَ تَأْتُونَ فِي نادِيكُمُ الْمُنْكَرَ
فَما كانَ جَوابَ قَوْمِهِ إِلاَّ أَنْ قالُوا
ائْتِنا بِعَذابِ اللَّهِ إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ (۲۹)
آيا شما با مردها درمىآميزيد و راه [توالد و تناسل] را قطع مىكنيد
و در محافل [اُنس] خود پليدكارى مىكنيد؟»
و[لى] پاسخ قومش جز اين نبود كه گفتند:
«اگر راست مى گويى عذاب خدا را براى ما بياور.»