Dilemma!
The Most Dangerous Dilemma in Life Choosing hell or heaven is a conscious decision. A jealous heart willingly embraces the fire of unrest over the peace of light. God grants His servants the wisdom to recognize hell’s evil and heaven’s goodness. Yet, we decide how to use this knowledge—whether to honor the divine authority entrusted to us or to misuse it.
Reflections from the outer world mirror the emotions within.
And verses from the Holy Quran.
#EmotionalLanguage #Jealousy #Dilemma
خطرناکترین دوراهی زندگی:
انتخاب بهشت یا جهنم یک تصمیم آگاهانه است.
قلبی که دچار حسادت است، آگاهانه ناآرامیِ آتش را بر آرامشِ نور ترجیح میدهد.
خداوند به بندگانش دانشی عطا میکند تا بتوانند شر جهنم و خیر بهشت را تشخیص دهند.
اما این ما هستیم که تصمیم میگیریم چگونه از این دانش استفاده کنیم.
آیا به امانتی که خداوند به ما سپرده است وفادار میمانیم یا آن را به بیراهه میبریم؟
وَجَدْتُ ابْنَ آدَمَ بَيْنَ اللَّهِ وَ بَيْنَ الشَّيْطَانِ
وَ رُوِيتُ عَنِ الْعَالِمِ ع أَنَّهُ قَالَ:
الْقَدَرُ وَ الْعَمَلُ بِمَنْزِلَةِ الرُّوحِ وَ الْجَسَدِ
فَالرُّوحُ بِغَيْرِ الْجَسَدِ لَا يَتَحَرَّكُ وَ لَا يُرَى وَ الْجَسَدُ بِغَيْرِ الرُّوحِ صُورَةٌ لَا حِرَاكَ لَهُ
فَإِذَا اجْتَمَعَا قَوِيَا وَ صَلُحَا وَ حَسُنَا وَ مَلُحَا
كَذَلِكَ الْقَدَرُ وَ الْعَمَلُ
فَلَوْ لَمْ يَكُنِ الْقَدَرُ وَاقِعاً عَلَى الْعَمَلِ لَمْ يُعْرَفِ الْخَالِقُ مِنَ الْمَخْلُوقِ
وَ لَوْ لَمْ يَكُنِ الْعَمَلُ بِمُوَافَقَةٍ مِنَ الْقَدَرِ لَمْ يَمْضِ وَ لَمْ يَتِمَّ
وَ لَكِنْ بِاجْتِمَاعِهِمَا قَوِيَا وَ صَلُحَا وَ لِلَّهِ فِيهِ الْعَوْنُ لِعِبَادِهِ الصَّالِحِينَ
ثُمَّ تَلَا هَذِهِ الْآيَةَ
وَ لكِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإِيمانَ وَ زَيَّنَهُ فِي قُلُوبِكُمْ الْآيَةَ
ثُمَّ قَالَ ع
وَجَدْتُ ابْنَ آدَمَ بَيْنَ اللَّهِ وَ بَيْنَ الشَّيْطَانِ
فَإِنْ أَحَبَّهُ اللَّهُ تَقَدَّسَتْ أَسْمَاؤُهُ خَلَّصَهُ وَ اسْتَخْلَصَهُ
وَ إِلَّا خَلَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ عَدُوِّهِ.
و از عالم (امام) علیهالسلام روایت شده که فرمود:
تقدیر و عمل مانند روح و جسد هستند. پس روح بدون جسد حرکت نمیکند و دیده نمیشود، و جسد بدون روح تنها صورتی است که حرکتی ندارد.
پس هنگامی که این دو با هم جمع شوند، نیرومند، سالم، نیکو و زیبا میشوند.
همینگونه است تقدیر و عمل.
اگر تقدیر (سرنوشت الهی) بر عمل تأثیر نداشت، خالق از مخلوق شناخته نمیشد،
و اگر عملی بدون مطابقت با تقدیر انجام میشد، به انجام نمیرسید و کامل نمیشد.
اما با اجتماع این دو، قدرت و درستی حاصل میشود، و خداوند در این امر، بندگان صالحش را یاری میدهد.
سپس این آیه را تلاوت فرمود:
وَلَكِنَّ اللَّهَ حَبَّبَ إِلَيْكُمُ الْإِيمَانَ وَ زَيَّنَهُ فِي قُلُوبِكُمْ
ولی خدا ایمان را برای شما دوستداشتنی گردانید و آن را در دلهایتان زیبا ساخت.
سپس فرمود:
یافتم که فرزند آدم میان خدا و شیطان قرار دارد.
پس اگر خداوند – که نامهایش پاک و منزه است – او را دوست بدارد، او را خالص گردانده و برای خود برمیگزیند،
و اگر چنین نکند، او را به حال خود رها میسازد و میان او و دشمنش (شیطان) فاصلهای نمیگذارد.
وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَتُهُ لاتَّبَعْتُمُ الشَّيْطانَ إِلاَّ قَلِيلاً
[سورة النساء (۴): الآيات ۸۲ الى ۸۳]
أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً (۸۲)
آيا در [معانى] قرآن نمىانديشند؟ اگر از جانب غير خدا بود قطعاً در آن اختلاف بسيارى مىيافتند.
وَ إِذا جاءَهُمْ أَمْرٌ مِنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذاعُوا بِهِ وَ لَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَ إِلى أُولِي الْأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنْبِطُونَهُ مِنْهُمْ
وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَتُهُ لاتَّبَعْتُمُ الشَّيْطانَ إِلاَّ قَلِيلاً (۸۳)
و چون خبرى [حاكى] از ايمنى يا وحشت به آنان برسد، انتشارش دهند؛ و اگر آن را به پيامبر و اولياى امر خود ارجاع كنند، قطعاً از ميان آنان كسانىاند كه [مىتوانند درست و نادرست] آن را دريابند،
و اگر فضل خدا و رحمتِ او بر شما نبود، مسلّماً جز [شمارِ] اندكى، از شيطان پيروى مىكرديد.
دوراهی سخت!
خطرناک ترین معضل زندگی!
انتخابِ خودخواسته!
انتخاب جهنم یک انتخاب آگاهانه است!
انتخاب بهشت نیز انتخاب آگاهانه است!
یک فرد حسود آگاهانه آتش ناآرامی را به آرامش نور ترجیح می دهد.
خداوند بندگان خود را به داشتن دانش لازم برای درک شر جهنم و خیر بهشت الهام می کند و این ما هستیم که پس از کسب دانش لازم ، از اختیاری که خداوند به ما اعطا کرده به خوبی استفاده می کنیم یا سوء استفاده می کنیم.
مثالهای آفاقی – مشاهدات انفسی
«سَنُريهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ في أَنْفُسِهِمْ»
و آیاتی از قرآن کریم.
حِينَ أَقِفُ بَيْنَ دَعْوَتِكَ وَ دَعْوَةِ الشَّيْطَانِ!
الصحيفة السجادية ص78(16)
دعاى شانزدهم از دعاهاى امام عليه السّلام است:
(23) فَمَنْ أَجْهَلُ مِنِّي، يَا إِلَهِي، بِرُشْدِهِ وَ مَنْ أَغْفَلُ مِنِّي عَنْ حَظِّهِ وَ مَنْ أَبْعَدُ مِنِّي مِنِ اسْتِصْلَاحِ نَفْسِهِ حِينَ أُنْفِقُ مَا أَجْرَيْتَ عَلَيَّ مِنْ رِزْقِكَ فِيمَا نَهَيْتَنِي عَنْهُ مِنْ مَعْصِيَتِكَ وَ مَنْ أَبْعَدُ غَوْراً فِي الْبَاطِلِ، وَ أَشَدُّ إِقْدَاماً عَلَى السُّوءِ مِنِّي حِينَ أَقِفُ بَيْنَ دَعْوَتِكَ وَ دَعْوَةِ الشَّيْطَانِ فَأَتَّبِعُ دَعْوَتَهُ عَلَى غَيْرِ عَمًى مِنِّي فِي مَعْرِفَةٍ بِهِ وَ لَا نِسْيَانٍ مِنْ حِفْظِي لَهُ
[23 اى خداى من، كيست به رستگارى خود از من نادانتر و از بهره خود فراموشكارتر و از اصلاح و سازگار نمودن نفس خود دورتر در حاليكه روزى را كه بر من رساندهاى در نافرمانيت كه مرا از آن بازداشتى صرف ميكنم؟
و كيست از من در نادرستى فرو روندهتر و بر اقدام به بدى سختتر هنگاميكه بين دعوت تو (به سعادت و نيكبختى) و دعوت شيطان (به شقاوت و بدبختى) ميايستم پس (با اينكه در پذيرفتن هر يك از آن دو دعوت توانا هستم) دعوت شيطان را نه از روى نابينائى در شناختن او و نه از روى فراموشى (گمراه كردن) او ميپذيرم؟-](24) وَ أَنَا حِينَئِذٍ مُوقِنٌ بِأَنَّ مُنْتَهَى دَعْوَتِكَ إِلَى الْجَنَّةِ، وَ مُنْتَهَى دَعْوَتِهِ إِلَي النَّارِ.
[24 و من در اين هنگام باور دارم كه سرانجام (نتيجه) دعوت تو بهشت و انجام دعوت او آتش است-]
(25) سُبْحَانَكَ!! مَا أَعْجَبَ مَا أَشْهَدُ بِهِ عَلَى نَفْسِي، وَ أُعَدِّدُهُ مِنْ مَكْتُومِ أَمْرِي.
[25 منزّه و پاكى (شگفتا) چه شگفتآور است آنچه در باره خود به آن گواهى ميدهم، و كار پنهانى خويش را شمارش مينمايم (آشكار ميسازم)-]
فَمِنْكُمْ كافِرٌ وَ مِنْكُمْ مُؤْمِنٌ
[سورة التغابن (64): الآيات 1 الى 5] :
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
به نام خداوند رحمتگر مهربان
يُسَبِّحُ لِلَّهِ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ لَهُ الْمُلْكُ وَ لَهُ الْحَمْدُ وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ (1)
هر چه در آسمانها و هر چه در زمين است خدا را تسبيح مىگويند. او راست فرمانروايى و او راست سپاس و او بر هر چيزى تواناست.
هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ فَمِنْكُمْ كافِرٌ وَ مِنْكُمْ مُؤْمِنٌ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ (2)
اوست آن كس كه شما را آفريد؛ برخى از شما كافرند و برخى مؤمن و خدا به آنچه مىكنيد بيناست.
خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ بِالْحَقِّ وَ صَوَّرَكُمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَكُمْ وَ إِلَيْهِ الْمَصِيرُ (3)
آسمانها و زمين را به حقّ آفريد و شما را صورتگرى كرد و صورتهايتان را نيكو آراست، و فرجام به سوى اوست.يَعْلَمُ ما فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ يَعْلَمُ ما تُسِرُّونَ وَ ما تُعْلِنُونَ وَ اللَّهُ عَلِيمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ (4)
آنچه را كه در آسمانها و زمين است مىداند، و آنچه را كه پنهان مىكنيد و آنچه را كه آشكار مىداريد [نيز] مىداند، و خدا به راز دلها داناست.
أَ لَمْ يَأْتِكُمْ نَبَأُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَبْلُ فَذاقُوا وَبالَ أَمْرِهِمْ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ (5)
آيا خبر كسانى كه پيش از اين كفر ورزيدند، و فرجام بَدِ كارشان را چشيدند و عذاب پردردى خواهند داشت، به شما نرسيده است؟
+ « فَجَعَلَ الِاخْتِيَارَ إِلَيْهِمْ فِي الْكُفْرِ وَ الْإِيمَانِ »
+ « فمنکم من یختار الکفر بسوء اختیاره و منکم من یختار الایمان بحسن اختیاره »
فَقَدِّمْ لِي مَا أَخَّرْتَ، وَ أَخِّرْ عَنِّي مَا قَدَّمْتَ
الصحيفة السجادية ص88
(18) دعاى هجدهم از دعاهاى امام عليه السّلام است:
(1) اللَّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ عَلَى حُسْنِ قَضَائِكَ، وَ بِمَا صَرَفْتَ عَنِّي مِنْ بَلَائِكَ، فَلَا تَجْعَلْ حَظِّي مِنْ رَحْمَتِكَ مَا عَجَّلْتَ لِي مِنْ عَافِيَتِكَ فَأَكُونَ قَدْ شَقِيتُ بِمَا أَحْبَبْتُ وَ سَعِدَ غَيْرِي بِمَا كَرِهْتُ.
[1 بار خدايا سپاس تو را بر نيكوئى آنچه مقدّر نمودهاى، و به آفت و بدى كه از من دور ساختى، پس بهره مرا از رحمت خود (تنها) تندرستى كه اكنون بخشيدهاى قرار مده كه (در آخرت) بدبخت شوم بسبب آنچه دوست دارم و ديگرى بسبب آنچه (در دنيا) پسند من نيست خوشبخت شود.]
(2) وَ إِنْ يَكُنْ مَا ظَلِلْتُ فِيهِ أَوْ بِتُّ فِيهِ مِنْ هَذِهِ الْعَافِيَةِ بَيْنَ يَدَيْ بَلَاءٍ لَا يَنْقَطِعُ وَ وِزْرٍ لَا يَرْتَفِعُ فَقَدِّمْ لِي مَا أَخَّرْتَ، وَ أَخِّرْ عَنِّي مَا قَدَّمْتَ.
[2 و اگر اين تندرستى كه روز را در آن به شب رسانده يا شب را به روز بردهام در جلو من (آخرت) بلاء و گرفتارى هميشگى و بار سنگينى باشد كه بر طرف نشود پس آنچه (گرفتارى آخرت) كه برايم پس انداختهاى پيش انداز، و آنچه (عافيت در دنيا) كه پيش انداختهاى پسانداز-]
(3) فَغَيْرُ كَثِيرٍ مَا عَاقِبَتُهُ الْفَنَاءُ، وَ غَيْرُ قَلِيلٍ مَا عَاقِبَتُهُ الْبَقَاءُ، وَ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ.
[3 زيرا چيزى (خوشى) كه پايانش نيستى است اندك است (هر چند در نظر بسيار آيد) و چيزى (سودى) كه پايانش هميشگى است بسيار است (هر چند آن را كم بينند) و بر محمّد و آل او درود فرست.-]
بین الامرین: قضاوتی دشوار در دوراهی سخت!
بدون حمایت فرشته نگهبان نمیشه فهمید!
لَا جَبْرَ وَ لَا تَفْوِيضَ بَلْ أَمْرٌ بَيْنَ أَمْرَيْنِ.
فَمَا أَمْرٌ بَيْنَ أَمْرَيْنِ؟
وُجُودُ السَّبِيلِ إِلَى إِتْيَانِ مَا أُمِرُوا بِهِ وَ تَرْكِ مَا نُهُوا عَنْهُ.
+ «حسودِ دوتابعیتی!»
الْخِيَارِ – الِاخْتِيَارِ
إِنَّ يُوسُفَ رَجَعَ إِلَى اخْتِيَارِ نَفْسِهِ!
وَ الْتَجَأَ نَبِيُّ اللَّهِ مُحَمَّدٌ ص إِلَى الْخِيَارِ فَتَبَرَّأَ مِنَ الِاخْتِيَارِ
فرق «رَجَعَ إِلَى اخْتِيَارِ نَفْسِهِ»
و «الْتَجَأَ إِلَى الْخِيَارِ فَتَبَرَّأَ مِنَ الِاخْتِيَارِ» چقدر زیاد است!
در زبان عربی، «الخیار» و «الاختیار» هرچند از یک ریشه (خير) مشتق شدهاند،
اما از نظر ساختار و معنا تفاوتهایی دارند:
«الخیار» انتخابی است که از سوی خداوند تعیین شده یا برتر و اصلح است.
«الاختیار» انتخابی است که بنده انجام میدهد و وابسته به اراده و تصمیم اوست.
+ «منی – قدر — تمنا و تقدیر»
الخیار چون بیشتر به حق انتخاب و گزینه برتر اشاره دارد، میتوان گفت که «الخیار» انتخابی است که خداوند برای بندگان قرار داده و تنها گزینۀ اصلح است.
الاختیار چون به عمل انتخاب و تصمیمگیری بنده اشاره دارد، به ارادهی انسان در گزینش میان چند گزینه برمیگردد.
انگاری میتوان گفت:
«الخيار خيار الله»: انتخاب خداوند است و بهترین گزینه است.
«الاختيار اختيار العبد»: انتخابی است که بنده با اراده خود انجام میدهد.
لذا این عبارت، دقیقاً همان تفکیک معنایی را تأیید میکند:
«الْتَجَأَ نَبِيُّ اللَّهِ مُحَمَّدٌ (ص) إِلَى الْخِيَارِ»
یعنی پیامبر (ص) به انتخاب الهی (الخيار) پناه برد،
یعنی خودش تصمیمگیری نکرد، بلکه بهترین گزینه را به خداوند واگذار کرد.
«فَتَبَرَّأَ مِنَ الِاخْتِيَارِ» یعنی از اختیار شخصی (الاختيار) تبری جست،
یعنی خود را از فرآیند تصمیمگیری شخصی کنار کشید و تصمیمگیری را کاملاً به خداوند سپرد.
پس این عبارت به روشنی تأیید میکند که
«الخيار» به انتخاب برتر و اصلح الهی اشاره دارد،
در حالی که «الاختيار» به انتخاب شخصی و ارادی انسان مربوط است.
سَمِعْتُ مُحَمَّدَ بْنَ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ طَيْفُورٍ يَقُولُ
فِي قَوْلِ يُوسُفَ ع
محمد بن عبدالله بن طیفور نقل میکند که در مورد گفتار حضرت یوسف (ع) که فرمود:
رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَيَّ مِمَّا يَدْعُونَنِي إِلَيْهِ.
پروردگارا! زندان برای من محبوبتر است از آنچه مرا به آن دعوت میکنند.
إِنَّ يُوسُفَ رَجَعَ إِلَى اخْتِيَارِ نَفْسِهِ
فَاخْتَارَ السِّجْنَ
فَوُكِلَ إِلَى اخْتِيَارِهِ
گفته شد که یوسف (ع) در اینجا به اختیار خود رجوع کرد
و زندان را انتخاب نمود،
پس به انتخاب خود واگذار شد.
وَ الْتَجَأَ نَبِيُّ اللَّهِ مُحَمَّدٌ ص إِلَى الْخِيَارِ فَتَبَرَّأَ مِنَ الِاخْتِيَارِ
اما پیامبر خدا، حضرت محمد (ص)، به اختیار الهی پناه برد و از انتخاب شخصی خود تبری جست
وَ دَعَا دُعَاءَ الِافْتِقَارِ
فَقَالَ عَلَى رُؤْيَةِ الِاضْطِرَارِ
و با حالت نیازمندی دعا کرد و گفت:
يَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ ثَبِّتْ قَلْبِي عَلَى طَاعَتِكَ
ای کسی که دلها و دیدهها را میگردانی، قلب مرا بر طاعتت ثابت بدار.
فَعُوفِيَ مِنَ الْعِلَّةِ وَ عُصِمَ
پس از این دعا، از بیماری و گرفتاری مصون ماند و از هر لغزش و خطری حفظ شد.
فَاسْتَجَابَ اللَّهُ لَهُ وَ أَحْسَنَ إِجَابَتَهُ
خداوند نیز دعای او را پذیرفت و بهترین پاسخ را به او داد،
وَ هُوَ أَنَّ اللَّهَ عَصَمَهُ ظَاهِراً وَ بَاطِناً.
چنانکه او را از ظاهر و باطن حفظ کرد.