Full moon at night reflected on the water.
sea reflection + moonlight bright.
Clear big distinct moon glowing over the ocean in an eerie night scene.
outer world examples- inner world feeling
… And verses from the Holy Quran
#emotionallanguage #jealousy #distortion #certainty
إِنَّ لِلْقُلُوبِ شَوَاهِدَ
قلبی که مکانیسم نورانی اش فعال شده، قلب شاهد است. و مشهود، نور فرشته نگهبان اوست!
«وَ شاهِدٍ وَ مَشْهُودٍ»
شاهد نور باش!
چشم از بازتاب نورانی ماه آسمان قلبت برندار!
نور ماه کامل در شب روی آب منعکس می شود.
بازتاب دریا + مهتاب روشن.
ماه کاملاً واضح که در یک شب وهمآلود بر فراز اقیانوس می درخشد.
مثالهای دنیای خارج – احساس دنیای درونی
… و آیاتی از قرآن کریم
# زبان احساسی # حسادت # انحراف # قطعیت
اللَّهُ يَقْبِضُ وَ يَبْصُطُ.
أَيُّهَا النَّاسُ، إِنَّ لِلْقُلُوبِ شَوَاهِدَ تُجْرِي الْأَنْفُسَ عَنْ مَدْرَجَةِ أَهْلِ التَّفْرِيطِ.
اى مردم ، به راستى دلها را نشانهيابهايى است كه نفوس را از پيمودن راه تقصيركاران به سويى ديگر مىكشاند.
« لَيْسَ الْعِلْمُ بِالتَّعَلُّمِ إِنَّمَا هُوَ نُورٌ يَقَعُ فِي قَلْبِ مَنْ يُرِيدُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَنْ يَهْدِيَهُ »
« اللَّهُمَّ انّی أَسْأَلُكَ أَنْ تَعْصِمَنِي … بِالْيَقِينِ عَنِ الرَّيْبَةِ »
« وَ مَنْ لَا يَنْفَعُهُ الْيَقِينُ يَضُرُّهُ الشَّكُّ »
از آبِ آرام بپرس:
کی کنارت نشسته؟
میگه : یه پرنده!
میگی از کجا فهمیدی؟
میگه رفلکسشو توی خودم دارم میبینم.
چون من به یقین و آرامش رسیدم، لازم نیست به بیرون نگاه کنم.
هر چی لازم باشه بدونم، توی قلب خودمه.
از آبِ ناآرام و متلاطم اگه همین سوال رو بپرسی، جوابش رو نمیدونه!
چون بازتاب نور در حال تلاطم و ناآرامی قلب حاصل نمی شود.
امام صادق عليه السلام :
لَيسَ العِلمُ بِالتَّعَلُّمِ ، إنَّما هُوَ نورٌ يَقَعُ في قَلبِ مَن يُريدُ اللّه ُ تَبارَكَ وتَعالى أن يَهدِيَهُ ، فإن أرَدتَ العِلمَ فَاطلُب أوَّلاً في نَفسِكَ حَقيقَةَ العُبودِيَّةِ ، وَاطلُبِ العِلمَ بِاستِعمالِهِ ، وَاستَفهِمِ اللّه َ يُفهِمْكَ .
دانش به آموختن نيست، بلكه نورى است كه در دل هر كس كه خداوند تبارك و تعالى بخواهد هدايتش كند، مى افتد. بنابراين، اگر خواهان دانش هستى، نخست حقيقت عبوديت را در جانت جويا شو و [آن گاه] در پى دانش باش از طريق به كار بستن آن و از خداوند فهم و دانايى بخواه تا تو را فهم و دانايى دهد.
+ «بازتابِ نورانیِ مهتاب!»
این تصویرِ مهتاب که بر اقیانوسِ شب میافتد،
دریچهای دیگر است به «معماریِ قلب».
این همان «شاهد و مشهود» است که در باطنِ ما جریان دارد.
بیایید این تصویر را با حکمتِ نور و یقین پیوند بزنیم:
***
#دلنوشته
بازتابِ نورانیِ مهتاب؛ قلبی که شاهد شد
در شبی که وهم، سایههایش را بر اقیانوسِ جان میگسترد،
آنگاه که دریایِ دل در تلاطم است
و بادهایِ «حسد» و «انحراف» بر سطحِ آن میوزند،
بازتابِ ماهِ کامل، تکهتکه میشود.
میبینی؟
در آبِ ناآرام، ماه به صد پاره تقسیم شده است.
این همان سرنوشتِ «جانِ معار» (جانِ عاریتی) است که به لرزشِ حسد گرفتار است؛
او حقیقت را در هم شکسته میبیند،
چون ظرفِ وجودش به استقرار نرسیده است.
اما…
آنگاه که «اللَّهُ يَقْبِضُ وَ يَبْصُطُ» در ساحتِ جانِ مؤمن جاری میشود،
قلبی که مکانیسمِ نورانیاش فعال شده،
به مرتبهی «شاهد» میرسد.
این، همان قلبِ «مشهود» است.
وقتی دریایِ دل از طوفانِ تردید و حسادت آرام میگیرد،
دیگر ماه در آن شکسته نیست؛
بلکه ماه، تمامقد در آینهی وجودِ تو نشسته است.
«وَ شَاهِدٍ وَ مَشْهُودٍ»
شاهد باش!
چشم از بازتابِ نورانیِ ماهِ آسمانِ قلبت برندار.
آن ماه، همان «معلم» است،
همان نورِ ولایت که بر افقِ جانت تابیده است.
وقتی قلبت شاهد شد،
دیگر حاجتی به اخبارِ بیرونی نداری.
او دیگر برای دیدنِ نور، به بیرون نگاه نمیکند؛
چون نور را در «خود» مییابد.
«أَيُّهَا النَّاسُ، إِنَّ لِلْقُلُوبِ شَوَاهِدَ تُجْرِي الْأَنْفُسَ عَنْ مَدْرَجَةِ أَهْلِ التَّفْرِيطِ.»
(ای مردم،
به راستی دلها را نشانهیابیهایی است
که نفوس را از پیمودنِ راهِ تقصیرکاران به سویی دیگر میکشاند).
این «شاهدها»، همان چراغهایِ فانوسبهدستِ قلباند.
وقتی این چراغ روشن شود،
تو دیگر در تاریکیِ وهمناکِ بیرون سرگردان نیستی.
«به تماشا بنشین:»
آبِ آرامِ جان،
حالا در سکوتِ شب،
مهتاب را تماموکمال در خود دارد.
این یعنی «یقین».
کسی که به یقین رسیده،
تلاطمِ حسد را در وجودش کشته است.
او میفهمد که اگر شک، «ضدِ یقین» است،
پس «حسد» همان شکِ متحرک است که تصویرِ نور را در جانِ آدمی ویران میکند.
و در این ضیافتِ نور،
آن کلامِ نورانیِ امام صادق (ع) را بر جانت بنشان:
«لَيْسَ الْعِلْمُ بِالتَّعَلُّمِ، إنَّما هُوَ نورٌ يَقَعُ في قَلبِ مَن يُريدُ اللّه ُ تَبارَكَ وتَعالى أن يَهدِيَهُ.»
(دانش به آموختن نیست،
بلکه نوری است که در دلِ هر کس که خدا بخواهد هدایتش کند، میافتد.)
میبینی؟
برایِ دیدنِ ماه در قلبت،
نیاز به خواندنِ کتابهایِ بیرونی نداری.
نیاز به «استقرار» داری.
«فَاطْلُب أَوَّلاً فِي نَفْسِكَ حَقِيقَةَ الْعُبُودِيَّةِ…»
اول، بندِ بندگی را بر پایِ جانت ببند،
تا دریایِ وجودت آرام بگیرد.
وقتی بنده شدی،
وقتی از خودت تهی شدی،
آنگاه نورِ معرفت،
همچون ماهِ کامل،
در حوضِ وجودت فرود میآید.
در این شبهایِ وهمآلودِ روزگار،
تو را به همان دعایِ جانبخش دعوت میکنم:
«اللَّهُمَّ انّی أَسْأَلُكَ أَنْ تَعْصِمَنِي … بِالْيَقِينِ عَنِ الرَّيْبَةِ»
(خداوندا!
از تو میخواهم که مرا با «یقین» از «شک و تردید» نگاه داری).
آری، یقین، تنها پناهگاهِ جان از تلاطمِ حسد است.
بگذار قلبت، شاهدِ نور باشد، نه میدانِ جنگِ تاریکیها.
بگذار ماهِ ولایت، در اقیانوسِ آرامِ جانت، به ابدیت بتابد.
