The luminous branches of science!
«فنن» در معنای ممدوح، یکی از هزار واژۀ مترادف «نور الولایة»،
و در معنای مذموم، یکی از هزار واژۀ مترادف «حسد» است.
در فرهنگ لغات عربی مینویسند:
«الفن هو الغصن»
«مفهوم التشعّب من شيء»
+ «شعب»
فنّ: «ذَواتا أَفْنانٍ»
«ذو الفنون» نام زیبای معالم ربانی است.
+ «شطأ»
اصل علم نزد آل محمد ع است و صاحبان نور و علوم نزد آنها، شعبهای و شاخهای «فنّ» از این اصل میباشد و فنون علمی که از صاحبان نور میآموزیم «أَفَانِينُ الكلام»، همه به یک واژه بر میگردد و اصل تمام این اسامی گوناگون برای ما در یک معنی خلاصه میشود: «النّور الولایة».
+ «نو – نوآوری»:
«نوخاسته: الغُصن الجديد، فتى فى ريعان الشباب، فنًى، شابّ، ناشِىء»
«فنّ: صاحبان نور، فنّی هستند!»
کانه مثل شاخۀ نورسته و تازه سبز کرده اند!
علومِ نزد صاحبان نور، هر کدام فنّ و شاخۀ نو رستهای هستند.
یکی از فنون صاحبان نور، مثال زدن است «یضرب بحکمته الامثال» و این «فنّ» اینجوریه که واقعا وقتی مثال خوب و کاری زده میشه، مخاطب، حال دلش عوض میشه.
یک مثال: یک لیوان شیر داخل یخچال میمونه و سالم و خوشمزه ! یک لیوان شیر دیگه بیرون یخچال فورا فاسد میشه و بو میگیره و طعمش … از دور هر دو لیوان شیر سفید بنظر می آیند اما نزدیک بیای اگه چشم و گوش و بینی خوبی داشته باشی می بینی رنگش عوض شده بوش عوض شده اگه بچشی که دیگه … وای به حال اون روزی که نفهمی و بخوریش! دیگه خوب میفهمی شیر ترشیده و عفونی چجوریه … این مثال برای کسانی است که با شک نسبت به معالم ربانی، لیوان شیر خودشونو از یخچال صاحب نور در آوردن و خیال میکنن این شیر، خاصیت همون شیر سابق را داراست.
علومی که نزد لیدرهای سوء و اهل شک حسود است و از آموختههایی است که قبلا از صاحبان نور اخذ کرده اند «قبضة من اثر الرسول»، برای خودشان و دیگران مثل سم مهلک میماند، چون نمیدانند این علوم و فنون هر یک کجا کاربرد دارد، لذا مدام با استعمال متشابهات علمی همه را سردرگم مینمایند و همه را به نابودی می کشانند حال آنکه این قلب صاحب نور است که وصل به علم آل محمد ع است و در هر حرکتی که شخص اگر بخواهد درست انجامش دهد «ما من حرکة الا تحتاج الی المعرفة + قبض و بسط» نیاز به آرامش حاصل از ارتباط با نور مافوق است این فقط صاحب نور است که ناسخ و منسوخ و محکم و متشابه را دانسته و بجا «حق» عمل می کند و لذا از کارهای نابجا «ظلم» از جانب او خبری نیست. لیدرهای سوء با کارها و اقدامات نابجایی که انجام می دهند «ظلم» در واقع تداوم استعمال اندیشهای را می دهند که «لِأَنَّهُمَا سَبَبُ كُلِّ ظُلْمٍ مُذْ كَانَا» است یعنی اندیشه اولی و دومی!
« عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي كَثِيرٍ الْكُوفِيِّ، قَالَ:
كُنْتُ لَا أَخْتِمُ صَلَاتِي وَ لَا أَسْتَفْتِحُهَا إِلَّا بِلَعْنِهِمَا،
فَرَأَيْتُ فِي مَنَامِي طَائِراً مَعَهُ تَوْرٌ مِنَ الْجَوْهَرِ فِيهِ شَيْءٌ أَحْمَرُ شِبْهُ الْخَلُوقِ،
فَنَزَلَ إِلَى الْبَيْتِ الْمُحِيطِ بِرَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ،
ثُمَّ أَخْرَجَ شَخْصَيْنِ مِنَ الضَّرِيحِ فَخَلَّقَهُمَا بِذَلِكَ الْخَلُوقِ فِي عَوَارِضِهِمَا،
ثُمَّ رَدَّهُمَا إِلَى الضَّرِيحِ وَ عَادَ مُرْتَفِعاً،
فَسَأَلْتُ مَنْ حَوْلِي مَنْ هَذَا الطَّائِرُ؟
وَ مَا هَذَا الْخَلُوقُ؟
فَقَالَ: هَذَا مَلَكٌ يَجِيءُ فِي كُلِّ لَيْلَةِ جُمُعَةٍ يُخَلِّقُهُمَا،
فَأَزْعَجَنِي مَا رَأَيْتُ فَأَصْبَحْتُ لَا تَطِيبُ نَفْسِي بِلَعْنِهِمَا،
فَدَخَلْتُ عَلَى الصَّادِقِ عَلَيْهِ السَّلَامُ،
فَلَمَّا رَآنِي ضَحِكَ وَ قَالَ:
رَأَيْتَ الطَّائِرَ؟
فَقُلْتُ: نَعَمْ يَا سَيِّدِي.
فَقَالَ: اقْرَأْ: إِنَّمَا النَّجْوى مِنَ الشَّيْطانِ لِيَحْزُنَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ لَيْسَ بِضارِّهِمْ شَيْئاً إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ
فَإِذَا رَأَيْتَ شَيْئاً تَكْرَهُ فَاقْرَأْهَا، وَ اللَّهِ مَا هُوَ بِمَلَكٍ مُوَكَّلٍ بِهِمَا لِإِكْرَامِهِمَا،
بَلْ هُوَ مَلَكٌ مُوَكَّلٌ بِمَشَارِقِ الْأَرْضِ وَ مَغَارِبِهَا،
إِذَا قُتِلَ قَتِيلٌ ظُلْماً أَخَذَ مِنْ دَمِهِ فَطَوَّقَهُمَا بِهِ فِي رِقَابِهِمَا،
لِأَنَّهُمَا سَبَبُ كُلِّ ظُلْمٍ مُذْ كَانَا.»
+ «شعب – شعبان»
پس علم آل محمد ع دارای شعبههای گوناگون و متعددی است «ذَواتا أَفْنانٍ» که به هر کسی که بخواهند شعبه و یا شعباتی از این فنون علمی را عنایت مینمایند.
دیدهایم که صاحبان نور چقدر زیبا فن تغافل رو اجرا میکنند، انگار آب از آب تکان نمی خوره!
انجام عمل صالح نیاز به بکاربردن فنون علمی دارد.
باید فوت و فن این اعتقاد صحیح رو بخوبی از صاحب نورت یاد بگیری و اشکالات اعتقادی خودتو بشناسی و با این آموزگار اصلاحش کنی:
« وَ مِنْ دَلَائِلِ الْعَالِمِ انْتِقَادُهُ لِحَدِيثِهِ وَ عِلْمُهُ بِحَقَائِقِ فُنُونِ النَّظَرِ.
و از نشانههاى عالم انتقاد نمودن او براى حديث و گفتار و اطلاعش از فن و فوت واقعى بينش است.»
مثال کُشتی بین عقل و هوا:
دوبنده سفید «عقل» اسامی فنون را از صاحب نور میآموزد و فقط به دانستن اسامی اکتفا نمیکند بلکه عملا این فنون را در میدان مبارزه بکار میگیرد تا بر حریف چقر خود یعنی «هوای نفس» با دوبنده سیاه غلبه نماید و حالا عقل غالب بر هوای نفس عملا هر کسی که به تماشای مبارزه جانانه آنها را تماشا کرده به دوبنده سفید مشتاق می شوند و او را تشویق می کنند و از او می پرسند با چه فنی توانستی بر او غلبه نمایی و او برای کمک به آنها فقط نام فن را می تواند به آنها بگوید ولی آنچه که آنها را مشتاق به او کرده این است که او در عمل، اول خود فن را اجراء کرده و نتیجه امتیاز و پیروزی را در اثر استفاده از این فن به آنها نشان داده! وگرنه اسم خالی گفتن و شنیدن که دردی دوا نمی کند خیلی ها اسم تیمشان پیروزی است ولی چه بسا شکست خورده و ته جدول باشند یا به رده پایین تر سقوط کنند! اسم خود را عاقل و دوست اهل بیت ع نگذاریم و شیطان هم با این اسم گولمان بزند و عملا، هوای نفس بر ما حکومت کند. در عمل باید عقل از صاحب نورش فنون تئوری و عملی را آموخته و در میدان مبارزه اجراء کند. بعضیها با گذاشتن نام عقل بر هوای نفسشان موضوع را بر خود و دیگران مشتبه کرده اند! علامت اینکه فن اجراء شده توسط عقل بوده و صحیح اجراء شده کسب امتیاز برای دوبنده سفید است و کسب امتیاز یعنی نور و آرامش بیشتر که عاقل غالب بر هوای نفس در قلب خود احساس می کند.
پس تغافل نام فن است که عقل آن را در دل شرایط مسابقه اجراء می کند .
سخا نام فن دیگری است که عقل آن را اجرا ء می کند .
عاقل تمام این فنون را از صاحب نورش در کلاس درس تئوری و زندگی عملی او که خودش هم هر روز مجری این «فنون من العلم» زیبا میباشد را یاد گرفته است.
حدیث و مثال زیبا:
وَ قَالَ ص:
مَرَّ أَخِي عِيسَى ع بِمَدِينَةٍ
وَ إِذَا فِي ثِمَارِهَا الدُّودُ
فَشَكَوْا إِلَيْهِ مَا بِهِمْ
فَقَالَ
دَوَاءُ هَذَا مَعَكُمْ وَ لَيْسَ تَعْلَمُونَ
اسم اون فنی رو که برای غلبه عقل بر هوای نفس لازم دارین رو از صاحب نور یاد بگیرین، چون باید اول عقل رو بر هوای نفس غالب کنین، بعدا … و به این فن عمل کنین تا امتیاز بگیرین! دور و بری های عیسی ع به او گفتند چرا میوه های ما عملا کرمو در میاد « وَ إِذَا فِي ثِمَارِهَا الدُّودُ »؟!
شما اول به فکر غذای جسم و هوای نفس آنها هستید و در اولویت دوم به فکر علم و معلم بچه هاتون ، اینه که بچه هاتون کرمو و …. از آب در می آن ولی اگه اول خودتون با بچه هاتون پیش معلم برید و فن علمی ازش یاد بگیرید و عقل رو بر هوای نفس غالب کنین وقتی به فکر جسم بچههاتون هم باشین دیگه بچه ها کرمو از آب در نمیآن.
الا اینکه از عالم ذر قلبش با نورش مشکل داشته و از فرصت دنیا هم استفاده نکرده.
اگه از تمنا دل نکنه، تلاش نور برای هدایت او بیفایده است!
حسود، اقرار به فضل معالم ربانی صاحبان نور نمیکنه!
أَنْتُمْ قَوْمٌ إِذَا غَرَسْتُمُ الْأَشْجَارَ صَبَبْتُمُ التُّرَابَ ثُمَّ صَبَبْتُمُ الْمَاءَ وَ لَيْسَ هَكَذَا يَجِبُ
بَلْ يَنْبَغِي أَنْ تَصُبُّوا الْمَاءَ فِي أُصُولِ الشَّجَرِ ثُمَّ تَصُبُّوا التُّرَابَ لِكَيْلَا يَقَعَ فِيهِ الدُّودُ
فَاسْتَأْنَفُوا كَمَا وَصَفَ فَذَهَبَ ذَلِكَ عَنْهُم ».
***
« مَعَ آيٍ كَثِيرَةٍ فِي هَذَا الْفَنِّ مِمَّنْ كَذَّبَ وَعِيدَ اللَّهِ وَ يَلْزَمُهُ فِي تَكْذِيبِهِ آيَةً مِنْ كِتَابِ اللَّهِ الْكُفْرُ وَ هُوَ مِمَّنْ قَالَ اللَّه »
[بِفُنُونِ كَرَامَاتِهِ] :
+ «رتل – زشت و زیبا»
« مصباح الشريعة ؛ ص28
الباب الثاني عشر في قراءة القرآن
قَالَ الصَّادِقُ ع
مَنْ قَرَأَ الْقُرْآنَ وَ لَمْ يَخْضَعْ لِلَّهِ وَ لَمْ يَرِقَّ قَلْبُهُ وَ لَا يُنْشِئُ حَزَناً وَ وَجَلًا فِي سِرِّهِ فَقَدِ اسْتَهَانَ بِعِظَمِ شَأْنِ اللَّهِ تَعَالَى وَ خَسِرَ خُسْرَاناً مُبِيناً
فَقَارِئُ الْقُرْآنِ مُحْتَاجٌ إِلَى ثَلَاثَةِ أَشْيَاءَ
قَلْبٍ خَاشِعٍ وَ بَدَنٍ فَارِغٍ وَ مَوْضِعٍ خَالٍ
فَإِذَا خَشَعَ لِلَّهِ قَلْبُهُ فَرَّ مِنْهُ الشَّيْطَانُ الرَّجِيمُ
قَالَ اللَّهُ تَعَالَى فَإِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ مِنَ الشَّيْطانِ الرَّجِيمِ
فَإِذَا تَفَرَّغَ نَفْسُهُ مِنَ الْأَسْبَابِ تَجَرَّدَ قَلْبُهُ لِلْقِرَاءَةِ وَ لَا يَعْتَرِضُهُ عَارِضٌ فَيَحْرِمَهُ بَرَكَةَ نُورِ الْقُرْآنِ وَ فَوَائِدَهُ
فَإِذَا اتَّخَذَ مَجْلِساً خَالِياً وَ اعْتَزَلَ عَنِ الْخَلْقِ بَعْدَ أَنْ أَتَى بِالْخَصْلَتَيْنِ خُضُوعِ الْقَلْبِ وَ فَرَاغِ الْبَدَنِ اسْتَأْنَسَ رُوحُهُ وَ سِرُّهُ بِاللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ وَجَدَ حَلَاوَةَ مُخَاطَبَاتِ اللَّهِ تَعَالَى عَزَّ وَ جَلَّ عِبَادَهُ الصَّالِحِينَ وَ عَلِمَ لُطْفَهُ بِهِمْ وَ مَقَامَ اخْتِصَاصِهِ لَهُمْ بِفُنُونِ كَرَامَاتِهِ وَ بَدَائِعِ إِشَارَاتِهِ فَإِنْ شَرِبَ كَأْساً مِنْ هَذَا الْمَشْرَبِ لَا يَخْتَارُ عَلَى ذَلِكَ الْحَالِ حَالًا وَ عَلَى ذَلِكَ الْوَقْتِ وَقْتاً بَلْ يُؤْثِرُهُ عَلَى كُلِّ طَاعَةٍ وَ عِبَادَةٍ لِأَنَّ فِيهِ الْمُنَاجَاةَ مَعَ الرَّبِّ بِلَا وَاسِطَةٍ
فَانْظُرْ كَيْفَ تَقْرَأُ كِتَابَ رَبِّكَ وَ مَنْشُورَ وَلَايَتِكَ وَ كَيْفَ تُجِيبُ أَوَامِرَهُ وَ تَجْتَنِبُ نَوَاهِيَهُ وَ كَيْفَ تَتَمَثَّلُ حُدُودَهُ فَإِنَّهُ كِتَابٌ عَزِيزٌ لا يَأْتِيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ تَنْزِيلٌ مِنْ حَكِيمٍ حَمِيدٍ فَرَتِّلْهُ تَرْتِيلًا وَ قِفْ عِنْدَ وَعْدِهِ وَ وَعِيدِهِ وَ تَفَكَّرْ فِي أَمْثَالِهِ وَ مَوَاعِظِهِ وَ احْذَرْ أَنْ تَقَعَ مِنْ إِقَامَتِكَ حُرُوفَهُ فِي إِضَاعَةِ حُدُودِه.»
مشتقات ریشه «فنن» در آیات قرآن:
[سورة الرحمن (۵۵): الآيات ۴۶ الى ۶۱]
ذَواتا أَفْنانٍ (۴۸)
كه داراى شاخسارانند.