دکتر محمد شعبانی راد

چیدمان زیبای علوم نورانی! قُطُوفُها دانِيَةٌ!

The elegant arrangement of luminous sciences!

«قطف» در معنای ممدوح، یکی از هزار واژۀ مترادف «نور الولایة»،
و در معنای مذموم، یکی از هزار واژۀ مترادف «حسد» است.
در فرهنگ لغات عربی می‌نویسند:
«قطفت الثمرة»: ميوه را كاملا چيدم.»
«قَطَفتُ الْعِنَبَ: قَطَعْتُهُ»
«قَطَفَتِ‏ الدّابّةُ: آهسته رفت و ستوری است آهسته رو.»
«أَقْطَفَ الکرمُ: زمان چیدن انگور از تاک نزدیک شد.»
چیدمان زیبای علوم نورانی!

واژه زیبای انگلیسی « pick»: «We hope you enjoy our latest pick for you»: گزینه!
انتخاب! چیدن – برگزیدن – نوک زدن به … اختیار ، جنی الثمار ، اخذ ، التقط ، قطف ،
[جنی – قطف]:
+ «جنی»: … و أمّا الجناية: فهو اكتساب الإثم و أخذه و اقتطافه، تشبيها باقتطاف الثمرة
[wheeled trolley]:
[Europe Style Mall Shopping Cart/ Rolling Basket Cart/Street Vending Carts]
سبد خرید چرخدار رو بردار و برای قلبت از علوم نورانی آشکار شده، انتخاب کن!
«إِنَّهَا مِنْ قِطْفِ الْجَنَّةِ»
+ «رکز – سیتی سنتر»
[به آیات و تقدیراتت، به دید مرکز خریدت نگاه کن]:
«آیت مال!»
[قطف – رفق]:
در واژه قطف مفهوم رفق هم هست.
قَطَفَتِ‏ الدّابّةُ : آهسته رفت و ستورى است آهسته رو.
و استعمال ذلك فيه استعارة، و تشبيه‏ بِقَاطِفِ‏ شي‏ء
و بكار بردن- قطف و قطوف- در ستور استعاره است و تشبيهى است به كسى كه چيزى را به‏ آهستگى مى‌‏چيند.
وَ عَنْهُ ع أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَالَ:
يَنْبَغِي أَنْ يَكُونَ أَمِيرُ الْقَوْمِ أَقْطَفَهُمْ دَابَّةً يَعْنِي ص أَقَلَّهُمْ مَشْياً لِيَرْتَفِقَ الضَّعِيفُ بِذَلِكَ.
گزینه! گزینه علمی!
انتخاب عالم بالا برای ما چیزی است بنام آیت «إِنَّهَا مِنْ قِطْفِ الْجَنَّةِ».
علیرغم اینکه با رفق برامون انتخاب شده و مشمول فضل آل محمد ع شده ایم اما اولش ترش میکنیم و حالمون گرفته میشه [+ نار و نور] اما اگه خوب فکر کنیم و با یاد معالم ربانی به قضیه نگاه کنیم میبینیم انتخاب درستی است! گزینه صحیح همینه! اینه که قلبو اصلاح و تربیت میکنه و مهم هم همینه که قلب از حسادت پاک بشه «إِنَّهَا مِنْ قِطْفِ الْجَنَّةِ» وگرنه ما کار دیگه‌ای توی این دنیا نداریم و کار اصلی ما توی اون دنیا است و این دنیا میشه آفاق و اون دنیا میشه انفس! انفس درون خود ما! قلب ما! این درون، باید از لوث وجود حسادت پاک بشه، ان شاء الله تعالی و این فرایند مستلزم اینه که به گزینه‌هایی که آل محمد ع برای ما برمی‌گزینند و می‌چینند و انتخاب می‌کنند، راضی باشیم! ناراضی نباشیم!
این میشه اهل نور ولایتی که از این انتخاب و گزینه راضی است!
این میشه معنای واژه قطف و این میشه بهره‌مندی اهل نور ولایت از آیه زیبای «قطوفها دانیة» که هر دو واژه یعنی قطف و دنو مفهوم نور ولایت دارند. یعنی هر آیتی که برای اصلاح عیب ما مقدر میشه عامل دنو و نزدیکی قلب ما رو به نور ولایت بیشتر و بیشتر میکنه و خودت با قلبت میفهمی انتخاب درستی است و این تقدیر به ظاهر نار و تلخ، حرف نداره! ذم نداره! جای حمد داره!
حسود به گزینه منتخب آل محمد ع برای اصلاح قلبش راضی نیست و تن نمیده!
«الحاسد جاحد لانه لم یرض بقضاء الله»
کانه لم یرض به «قطف»!
حسود میگه: اینم شد عروس که خدایا قسمت ما کردی؟!
اهل نور ولایت در مورد این گزینه‌ها میگه «إِنَّهَا مِنْ قِطْفِ الْجَنَّةِ»:
خدایا واقعا انتخابت درسته و حرف نداره و چقدر این قنات برای ما پر آب و پر ثمر است اگر قدرشو بدونیم و ازش بهره ببریم ان شاء الله تعالی «اکرمی مثواه».
قدر چیزایی که خدا برای ما صلاح دیده رو باید خوب بدانیم.
این انتخاب عالم بالا، نوری است که تو قلبت اینقدر نزدیک میشه که میتونی بچینیش! انتخابش کنی! گزینه خوبی برات میشه! گزینه انتخابی آل محمد ع برای توست که باید با گزینه حسادت خودت عوضش کنی یعنی گزینه حسادت خودتو بذاری کنار و قرنطینه‌اش کنی و درناژش کنی و این گزینه که اینقدر خودشو بهت نزدیک کرده و با قلبت داری این کلام و نور رو حسش میکنی [+ سایه نزدیک! + «یتفیّوا ظلاله»: وَ دانِيَةً عَلَيْهِمْ ظِلالُها وَ ذُلِّلَتْ قُطُوفُها تَذْلِيلاً … و سايه‌‏ها[ى درختان‏] به آنان نزديك است، و ميوه‏‌هايش [براى چيدن‏] رام] و می‌فهمی خدای تو با این کلام از تو چی میخواد، چی نمیخواد، رو بهش توجه کنی و گوش کنی و عمل کنی ان شاء الله و اینه که اهل نور ولایت از این زبان آنلاین توی قلبش مدام میوه‌های بهشتی رو میچینه و بر میگزیند و انتخاب میکنه و اینا رو واژه قطف داره به ما یاد میده، انگاری این واژه میگه منم یکی از هزار واژه مترادف نور ولایتم و میخوام بهت یاد بدم فرایند نور ولایت یعنی اینقدر شاخه‌های درختان میوه‌های بهشتی توی قلبت بهت نزدیک میشن که بدون اینکه از جات تکون بخوری و به خودت زحمت بدی، میتونی این گزینه‌های زیبا رو بچینی و میل کنی و این همون «آیاتی و رسلی» است و این قطف نام زیبای معالم ربانی صاحبان نور و آیات محکم موید اندیشه آنهاست که اهل یقین در دل شرایط، چیزی رو که آل محمد ع براشون گزینش کرده‌اند رو می‌بینن و می‌شنوند و قبول می‌کنند و همونو می‌پسندند و حسدشونو میذارن کنار و این فرایند نور ولایت چقدر زیبا و شیرین و دلنشین است برای قلبی که حسادتشو صادقانه گذاشته کنار و چشم دوخته به کلام نورانی عالم بالا در ملکوت قلب خودش و او انگاری در آفاق سیر نمیکنه و اصلا توی این دنیا نیست بلکه در اون دنیا و در انفس نفیس قلب با ارزش نورانی خودش که به برکت حضور نور علمی معلم ربانی منور شده داره زندگی میکنه و چه زندگی شیرین و لذتبخش و بی‌انتهایی است و او به خلود رسیده اونم در همین دنیا و او در همین دنیا به اون دنیا رسیده و او قلبش با نور ولایت قبل از اینکه مرگ دنیاییش فرا برسه زوج و قرین شده!
او قبل از موتة الاولی قلبش قرین نور ولایت شده الحمد لله رب العالمین.
واژه زیبایی است واژه قطف! اما نکته اینجاست که وقتی چشمت به انتخاب عالم بالا برای تو می افته اولش کُپ میکنی! جا میخوری! آخه این چه تقدیریه که نصیب من شده؟!
چی میشد اگه اینجور و اونجور؟!
و این گیر دادنهای اندیشه حسد آلود تمامی ندارد!
«الحاسد جاحد لانه لم یرض بقضاء الله»

ادامه مطلب:
مطالب علمی دُمشون بهم وصله [قطوفها دانیة + قنوان دانیة]!
مثل میوه درخت خرما و یا موز و انگور یا بقیه میوه‌هاست که یه کمی دقت کنی می بینی این واژه به اون واژه وصله و اون به بعدی و … خلاصه تمام واژه ها و کلمات و آیات و سوره ها و کل قرآن و کل آیات عرضه شده در آفاق و انفس ، همه و همه یکصدا برای ما میگن «صاحبان نور» هر چه به تو یاد میدن حقه و این مطلب در آیه سنریهم آیاتنا فی الآفاق و فی انفسهم حتی یتبین لهم انه الحق، به صراحت اومده.
اینکه دُم مطالب علمی به هم وصله در عبارت قطوفها دانیة است.
نزدیک هم چیده شدند بطوریکه یکی‌شونو برداری همه دادشون در میاد! ما هم هستیم!
«مثال دومینو!»
واژه ها هم همینطوره ، همه به هم وصلند و یک مفهوم مشترک در همه هست: نور الولایة!

[إِنَّهَا مِنْ قِطْفِ الْجَنَّةِ] :
عَنْ حَبِيبٍ السِّجِسْتَانِيِّ قَالَ:
سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع عَنْ قَوْلِهِ عَزَّ وَ جَلَ‏
ثُمَّ دَنا فَتَدَلَّى فَكانَ قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى‏.
فَأَوْحى‏ إِلى‏ عَبْدِهِ ما أَوْحى‏ فَقَالَ لِي يَا حَبِيبُ لَا تَقْرَأْ هَكَذَا اقْرَأْ ثُمَّ دَنَا فَتَدَانَى فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ فِي الْقُرْبِ أَوْ أَدْنَى فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَى عَبْدِهِ يَعْنِي رَسُولَ اللَّهِ‏ ما أَوْحى‏ يَا حَبِيبُ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص لَمَّا فَتَحَ مَكَّةَ أَتْعَبَ نَفْسَهُ فِي عِبَادَةِ اللَّهِ تَعَالَى وَ الشُّكْرِ لِنِعَمِهِ فِي الطَّوَافِ بِالْبَيْتِ وَ كَانَ عَلِيٌّ ص مَعَهُ قَالَ فَلَمَّا غَشِيَهُمُ اللَّيْلُ انْطَلَقَا إِلَى الصَّفَا وَ الْمَرْوَةِ يُرِيدَانِ السَّعْيَ قَالَ فَلَمَّا هَبَطَا مِنَ الصَّفَا إِلَى الْمَرْوَةِ وَ صَارَا فِي الْوَادِي دُونَ الْعَلَمِ الَّذِي رَأَيْتَ غَشِيَهُمَا مِنَ السَّمَاءِ نُورٌ فَأَضَاءَتْ جِبَالُ مَكَّةَ وَ خَشَعَتْ أَبْصَارُهُمَا قَالَ فَفَزِعَا لِذَلِكَ فَزَعاً شَدِيداً قَالَ فَمَضَى رَسُولُ اللَّهِ ص حَتَّى ارْتَفَعَ عَنِ الْوَادِي وَ تَبِعَهُ عَلِيٌّ ع فَرَفَعَ رَسُولُ اللَّهِ ص رَأْسَهُ إِلَى السَّمَاءِ فَإِذَا هُوَ بِرُمَّانَتَيْنِ عَلَى رَأْسِهِ قَالَ فَتَنَاوَلَهُمَا رَسُولُ اللَّهِ ص
فَأَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَى مُحَمَّدٍ يَا مُحَمَّدُ إِنَّهَا مِنْ قِطْفِ الْجَنَّةِ فَلَا تَأْكُلْ مِنْهُمَا إِلَّا أَنْتَ وَ وَصِيُّكَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ قَالَ فَأَكَلَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِحْدَاهُمَا وَ أَكَلَ عَلِيٌّ ع الْأُخْرَى ثُمَّ أَوْحَى اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَى مُحَمَّدٍ ص مَا أَوْحَى قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع يَا حَبِيبُ‏ وَ لَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرى‏ عِنْدَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهى‏ عِنْدَها جَنَّةُ الْمَأْوى‏ يَعْنِي عِنْدَهَا وَافَى بِهِ جَبْرَئِيلُ حِينَ صَعِدَ إِلَى السَّمَاءِ قَالَ فَلَمَّا انْتَهَى إِلَى مَحَلِّ السِّدْرَةِ وَقَفَ جَبْرَئِيلُ دُونَهَا وَ قَالَ يَا مُحَمَّدُ إِنَّ هَذَا مَوْقِفِيَ الَّذِي وَضَعَنِيَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِيهِ وَ لَنْ أَقْدِرَ عَلَى أَنْ أَتَقَدَّمَهُ وَ لَكِنِ امْضِ أَنْتَ أَمَامَكَ إِلَى السِّدْرَةِ فَقِفْ عِنْدَهَا قَالَ فَتَقَدَّمَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِلَى السِّدْرَةِ وَ تَخَلَّفَ جَبْرَئِيلُ ع قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع إِنَّمَا سُمِّيَتْ سِدْرَةَ الْمُنْتَهَى لِأَنَّ أَعْمَالَ أَهْلِ الْأَرْضِ تَصْعَدُ بِهَا الْمَلَائِكَةُ الْحَفَظَةُ إِلَى مَحَلِّ السِّدْرَةِ وَ الْحَفَظَةُ الْكِرَامُ الْبَرَرَةُ دُونَ السِّدْرَةِ يَكْتُبُونَ مَا تَرْفَعُ إِلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ مِنْ أَعْمَالِ الْعِبَادِ فِي الْأَرْضِ قَالَ فَيَنْتَهُونَ بِهَا إِلَى مَحَلِّ السِّدْرَةِ قَالَ فَنَظَرَ رَسُولُ اللَّهِ ص فَرَأَى أَغْصَانَهَا تَحْتَ الْعَرْشِ وَ حَوْلَهُ قَالَ فَتَجَلَّى بِمُحَمَّدٍ ص نُورُ الْجَبَّارِ عَزَّ وَ جَلَّ فَلَمَّا غَشِيَ مُحَمَّداً النُّورُ شَخَصَ بِبَصَرِهِ وَ ارْتَعَدَتْ فَرَائِصُهُ قَالَ فَشَدَّ اللَّهُ تَعَالَى لِمُحَمَّدٍ قَلْبَهُ وَ قَوَّى لَهُ بَصَرَهُ حَتَّى رَأَى مِنْ آيَاتِ رَبِّهِ مَا رَأَى وَ ذَلِكَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ‏ وَ لَقَدْ رَآهُ نَزْلَةً أُخْرى‏ عِنْدَ سِدْرَةِ الْمُنْتَهى‏ عِنْدَها جَنَّةُ الْمَأْوى‏ قَالَ يَعْنِي الْمُوَافَاةَ فَرَأَى مُحَمَّدٌ ص مَا رَأَى بِبَصَرِهِ‏ مِنْ آياتِ رَبِّهِ الْكُبْرى‏ يَعْنِي أَكْبَرَ الْآيَاتِ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع وَ إِنَّ غِلَظَ السِّدْرَةِ بِمَسِيرَةِ مِائَةِ عَامٍ مِنْ أَيَّامِ الدُّنْيَا وَ إِنَّ الْوَرَقَةَ مِنْهَا تُغَطِّي أَهْلَ الدُّنْيَا وَ إِنَّ لِلَّهِ تَعَالَى مَلَائِكَةً وَكَّلَهُمْ بِنَبَاتِ الْأَرْضِ مِنَ الشَّجَرِ وَ النَّخْلِ فَلَيْسَ مِنْ شَجَرَةٍ وَ لَا نَخْلَةٍ إِلَّا وَ مَعَهَا مَلَكٌ مِنَ اللَّهِ تَعَالَى يَحْفَظُهَا وَ مَا كَانَ فِيهَا وَ لَوْ لَا أَنَّ مَعَهَا مَنْ يَمْنَعُهَا لَأَكَلَهَا السِّبَاعُ وَ هَوَامُّ الْأَرْضِ إِذَا كَانَ فِيهَا ثَمَرُهَا قَالَ وَ إِنَّمَا نَهَى رَسُولُ اللَّهِ ص أَنْ يَضْرِبَ أَحَدٌ مِنَ الْمُسْلِمِينَ خَلَاهُ تَحْتَ شَجَرَةٍ أَوْ نَخْلَةٍ قَدْ أَثْمَرَتْ لِمَكَانِ الْمَلَائِكَةِ الْمُوَكَّلِينَ بِهَا قَالَ وَ لِذَلِكَ يَكُونُ لِلشَّجَرَةِ وَ النَّخْلِ أُنْساً إِذَا كَانَ فِيهِ حَمْلُهُ لِأَنَّ الْمَلَائِكَةَ تَحْضُرُهُ.

***
عَنْ أَنَسٍ قَالَ:
لَمَّا مَرِضَ أَبُو طَالِبٍ مَرَضَهُ الَّذِي مَاتَ فِيهِ أَرْسَلَنِي إِلَى النَّبِيِّ ص وَ قَالَ
قُلْ لَهُ ادْعُ رَبَّكَ أَنْ يَشْفِيَنِي فَإِنَّ رَبَّكَ يُطِيعُكَ وَ ابْعَثْ إِلَيَّ بِقِطَافٍ مِنْ قِطَافِ الْجَنَّةِ
فَأَرْسَلَ إِلَيْهِ النَّبِيُّ ص وَ أَنْتَ يَا عَمِّ إِنْ أَطَعْتَ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَطَاعَكَ‏.

مشتقات ریشه‌ «قطف» در آیات قرآن:

قُطُوفُها دانِيَةٌ (23)
وَ دانِيَةً عَلَيْهِمْ ظِلالُها وَ ذُلِّلَتْ قُطُوفُها تَذْليلاً (14)

اشتراک گذاری مطالب در شبکه های اجتماعی