The arrogant envy’s true nature will surely be revealed!
«خرطم» در معنای ممدوح، یکی از هزار واژۀ مترادف «نور الولایة»،
و در معنای مذموم، یکی از هزار واژۀ مترادف «حسد» است.
در فرهنگ لغات عربی مینویسند:
«الْمُخْرَنْطِمُ: الغضبان المتكبّر مع رفع رأسه»
+ «حسادت چه بلایی سرِ متکبّر میاره!»
خرطوم:
[خرطوم – غضب – قبض و بسط] :
کتاب لغت لسان العرب:
الْمُخْرَنْطِمُ: الغضبان المتكبّر مع رفع رأسه
کتاب لغت فقه اللغة:
الاخْرِنْطَامُ : و هو الغضب مع تكَبُّر، و رَفْعُ رَأْسٍ
الخرطوم مظهر التأنّف و التكبّر و التظاهر كما في الأنف
«سَنَسِمُهُ عَلَى الْخُرْطُومِ»:
یعنی حتما لیبل حسادت، به اهل حسادتی که راضی به تقدیراتشون نشن، زده خواهد شد!
ماهیت واقعی حسود متکبر قطعا آشکار خواهد شد.
+ «غضب ، خشم (خیشوم)، سخط، غیظ»
مفهوم واژه خرطوم در عنوان کلی «غضب» بررسی میشود یعنی استعمال اندیشه لیدرهای سوء حالت قلبی غضب ایجاد میکند که مراتب این غضب از سخط قلب شروع می شود تا مراتب شدید غضب که هر حالت اسم بخصوصی دارد و «الاخْرِنْطَامُ، و هو الغضب مع تكَبُّر، و رَفْعُ رَأْسٍ» بعد از حالت سخط است.
انگاری این آیه و این واژه باید با عنایت به مفهوم کلی غضب فهمیده بشه!
[سورة القلم (68): الآيات 1 الى 16]: سَنَسِمُهُ عَلَى الْخُرْطُومِ (16)
این آیه اشاره به قلب اهل شک معاری داره که معالم ربانی صاحبان نور و آیات رو به مسخره گرفته و هرگز رابطه قلبی توام با یقین، با نورش ایجاد نکرده لذا آخرش یه همچین بلایی سرش میاد که در ترجمۀ این آیه، مترجم این ترجمه زیبا را برای حال قلبی زشت این افراد آورده:
زودا كه بر بينىاش داغ نهيم [و رسوايش كنيم].
شنیدی میگن:
انگاری از دماغ فیل افتاده!
انگاری از خرطوم فیل افتاده! (یعنی خیلی متکبره)
«He acts like he’s God’s gift to the world»
شنیدی میگن: نگاه از بالا به پایین داره!!!
«He looks down on others»
اینو باید یاد بگیریم که غضب چه بلایی بر سر صاحب قلب متکبر خشمگین میآورد.
به محض اینکه قلب تاریک میشه و سخط رو میفهمی، فورا بفهم که کاری کردی که مورد رضایت مافوق نیست و حسدت عکس العمل نشون داده و داری میری به سمت تیرگی غضب و اگه با یادآوری معالم ربانی فرشتۀ مهربان، جلوی این تیرگی رو نگیری همچنان بر شدت تاریکی و غضب افزوده میشه و دیگه نمیشه جلوشو گرفت.
مشتقات ریشه «خرطم» در آیات قرآن:
[سورة القلم (۶۸): الآيات ۱ الى ۱۶]
سَنَسِمُهُ عَلَى الْخُرْطُومِ (۱۶)
زودا كه بر بينىاش داغ نهيم [و رسوايش كنيم].
علیّبنابراهیم (رحمة الله علیه):
سَنَسِمُهُ عَلَی الْخُرْطُومِ قَالَ فِی الرَّجْعَهًْ إِذَا رَجَعَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ (علیه السلام) وَ رَجَعَ أَعْدَاؤُهُ فَیَسِمُهُمْ بِمِیسَمٍ مَعَهُ کَمَا تُوسَمُ الْبَهَائِمُ عَلَی الْخُرْطُومِ وَ الْأَنْفِ وَ الشَّفَتَیْن.
سَنَسِمُهُ عَلَی الخُرْطُومِ؛ هنگام رجعت، آن هنگام که امیرالمؤمنین (علیه السلام) باز میگردد و دشمنانش باز میگردند و با وسیلهی داغزنی، بینی و لبهای آنان را مانند چهارپایان، نشانه میگذارد، و «خراطیم» بینی و دو لب را گویند.
امام باقر علیه السلام:
وَ أَمَّا قُضِیَ الْأَمْرُ فَهُوَ الْوَسْمُ عَلَی الْخُرْطُومِ یُوسَمُ الْکَافِرُ.
و امّا [معنای] قُضِیَ الْأَمْرُ، در آیه: آیا (پیروان فرمان شیطان، پس از این همه نشانهها و برنامههای روشن) انتظار دارند که خداوند و فرشتگان، در سایههایی از ابرها به سوی آنان بیایند (و دلایل تازهای در اختیارشان بگذارند؟! با اینکه چنین چیزی محال است!) و همه چیز انجام شده، و همه کارها به سوی خدا بازمیگردد. همان علامت و داغ ننگنهادن بر بینی است که علامت و داغ ننگ بر بینی کافر نهاده میشود.
ابنعبّاس (رحمة الله علیه):
إِنَّ الْمَعْنَی سَنَخْطِمُهُ بِالسَّیْفِ فِی الْقِتَالِ حَتَّی یَبْقَی أَثَرُهُ. فَفَعَلَ ذَلِکَ یَوْمَ بَدْرٍ.
معنای [آیه] این است که در جنگ با شمشیر بر بینی او میزنیم تا اثرش بماند.
این کار را در جنگ بدر انجام داد [و بینی بعضی از کافران در جنگ بدر بریده شد].