Pristine luminous sciences
that have never been reached by anyone before!
«طمث» در معنای ممدوح، یکی از هزار واژۀ مترادف «نور الولایة»،
و در معنای مذموم، یکی از هزار واژۀ مترادف «حسد» است.
در فرهنگ لغات عربی مینویسند:
«الطَّمْثُ: دم الحيض و الافتضاض»
علوم نورانی بکر و دستنخورده، که تا بحال دست هیچکسی بهش نرسیده!
این تصویر نمایانگر درختی نورانی با شاخههایی است که به کهکشانی بیکران گسترش یافتهاند، با پسزمینهای پرستاره و هالهای از نورهای طلایی و آبی که مفهوم علوم بکر و کشف نشده را به تصویر میکشد.
+ «ذبح»
طمث:
[سورة الرحمن (55): الآيات 46 الى 78]
فيهِنَّ قاصِراتُ الطَّرْفِ لَمْ يَطْمِثْهُنَ إِنْسٌ قَبْلَهُمْ وَ لا جَانٌّ (56) … لَمْ يَطْمِثْهُنَ إِنْسٌ قَبْلَهُمْ وَ لا جَانٌّ (74)
الطَّمْثُ: دم الحيض و الافتضاض (خون حيض و دوشيزگى)
و الطَّامِثُ: الحائض (حائض و دشتان)
و طَمِثَ المرأةَ: إذا افتضَّها (وقتى است كه زن زفاف كند.)
ما طَمِثَ هذه الرّوضةَ أحدٌ قبلنا، أي: ما افتضَّها (اين گلستان و سر چشمه را پيش از ما كسى دست نزده است و نيالوده.)
ما طَمِثَ الناقةَ جَمَلٌ (هيچ شتر فحلى، ناقه را لقاح نكرده است.)
«طمث الرجل امرأته: افتضّها و افترعها، و لا يكون الطمث نكاحا إلّا بالتدمية، أى الجماع بالتدمية و إخراج الدم، كما في إزالة البكارة»
+ «رحق»
مفهوم «مسّ مؤثّر يوجب تصرّفا في الشيء» از واژه طمث استنباط میشود.
+ «مطالب علمی بکر – نوبرانه – رحیق مختوم – دست نخورده»
«العلم ما یحدث باللیل و النهار»
+ «محدثة»
اهل یقین با یاد معالم ربانی در دل شرایط آیات سعی میکنن با عمل به معالم ربانی، نور و علمی عایدشون بشه که هنوز چشم کسی به اون نیفتاده، این همون رحیق مختوم است.
«طمثت البعير: إذا عقلته»
نمیخوای اولین کسی باشی که پای شتر رو می بندی و اونو مینشانی!
علم آل محمد ع … حکمة … سُکتة …
مشتقات ریشه «طمث» در آیات قرآن:
[سورة الرحمن (۵۵): الآيات ۴۶ الى ۶۱]
فِيهِنَّ قاصِراتُ الطَّرْفِ لَمْ يَطْمِثْهُنَّ إِنْسٌ قَبْلَهُمْ وَ لا جَانٌّ (۵۶)
در آن [باغها، دلبرانى] فروهشتهنگاهند كه دست هيچ انس و جنّى پيش از ايشان به آنها نرسيده است.