Narrow-mindedness
is the characteristic of an envious person!
«خنزر» یکی از هزار واژۀ مترادف «حسد» است.
در فرهنگ لغات عربی مینویسند:
«خَزِرَتِ العَيْنُ: إذَا صَغُرَتْ و ضَاقَتْ»
+ «نجل»
+ «رجس»: كل شيء يُسْتَقْذَر فهو رِجْس كالخنزير،
هر چیزی که مورد تنفر و انزجار قرار گیرد، پلید (رجس) است، مانند خوک.»
خنزر:
«خَزِرَتِ العَيْنُ: إذَا صَغُرَتْ و ضَاقَتْ»
«تَخَازَرَ الرَّجُلُ: قَبَضَ جَفْنَهُ لِيُحَدِّدَ النَّظَر، پلك چشم خود را تنگ كرد تا تيز بنگرد.»
«الأَخْزَر: آنكه داراى چشم خُرد يا تنگ باشد.»
«خَزِرَتْ عينُهُ: چشم او تنگ شد.»
«الخَزَر: تنگى و گودى چشم، نژادى از مردم كه داراى چشمهاى ريز و تنگ مىباشند.»
مفهوم «ضِيقٌ فى الشَّيء»:
همون مفهومی که در واژههای ثبر و قتر وجود داره!
لذا خنزیر هم نام با مسمایی برای لیدرهای سوء و آیات متشابه موید اندیشه آنهاست که اهل شک و حسود، با استعمال اندیشه اونها قلبشون به مضیقه میافتد!
هَذِهِ الْأُمَّةُ أَشْبَاهُ الْخَنَازِيرِ!
كَأَنَّكَ تَذْكُرُ حَيْرَةً أَوْ غَيْبَةً!
عبارت “كَأَنَّكَ تَذْكُرُ حَيْرَةً أَوْ غَيْبَةً” به این معناست که راوی حدیث (سدیر) وقتی شنید که امام صادق (ع) میفرماید در قائم (عج) سنتی از یوسف (ع) وجود دارد، گمان کرد که این سنت همان حیرت یا غیبت است. پس از امام (ع) میپرسد:
“گویا تو از حیرت یا غیبت سخن میگویی؟”
منظور از “حیرت” و “غیبت” چیست؟
غیبت: اشاره به پنهان بودن و عدم شناسایی حجت خدا دارد، همانگونه که یوسف (ع) در میان برادرانش بود، اما آنها او را نمیشناختند. در مورد امام زمان (عج)، این مفهوم به غیبت صغری و کبری اشاره دارد که طی آن، امام در میان مردم حضور دارد اما آنان او را نمیشناسند، تا زمانی که خداوند اجازه ظهور بدهد.
حیرت: به سرگردانی، شک و تردیدی اشاره دارد که مردم در دوران غیبت دچار آن میشوند. همانگونه که بنیاسرائیل در مورد یوسف (ع) دچار سردرگمی بودند و نمیدانستند چه بر سر او آمده، در زمان غیبت امام مهدی (عج) نیز بسیاری از مردم دچار شک و حیرت میشوند که آیا امام (عج) وجود دارد یا خیر، و چرا ظهور نمیکند.
پس این سؤال سدیر به این اشاره دارد که آیا شباهت امام قائم (عج) با یوسف (ع)، بهخاطر پنهان بودن (غیبت) است یا بهخاطر سرگردانی مردم در شناخت حجت خدا (حیرت)؟
هَذِهِ الْأُمَّةُ أَشْبَاهُ الْخَنَازِيرِ!
امام صادق علیه السلام:
عَنْ سَدِيرٍ قَالَ
سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع يَقُولُ
إِنَّ فِي الْقَائِمِ سُنَّةً مِنْ يُوسُفَ
قُلْتُ
كَأَنَّكَ تَذْكُرُ حَيْرَةً أَوْ غَيْبَةً
قَالَ لِي وَ مَا تُنْكِرُ مِنْ هَذَا
هَذِهِ الْأُمَّةُ أَشْبَاهُ الْخَنَازِيرِ
إِنَّ إِخْوَةَ يُوسُفَ كَانُوا أَسْبَاطاً أَوْلَادَ أَنْبِيَاءَ تَاجَرُوا يُوسُفَ وَ بَايَعُوهُ وَ خَاطَبُوهُ وَ هُمْ إِخْوَتُهُ وَ هُوَ أَخُوهُمْ فَلَمْ يَعْرِفُوهُ حَتَّى قَالَ لَهُمْ يُوسُفُ أَنَا يُوسُفُ
فَمَا تُنْكِرُ هَذِهِ الْأُمَّةُ الْمَلْعُونَةُ أَنْ يَكُونَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فِي وَقْتٍ مِنَ الْأَوْقَاتِ يُرِيدُ أَنْ يَسْتُرَ حُجَّتَهُ
لَقَدْ كَانَ يُوسُفُ إِلَيْهِ مُلْكُ مِصْرَ وَ كَانَ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ وَالِدِهِ مَسِيرَةُ ثَمَانِيَةَ عَشَرَ يَوْماً
فَلَوْ أَرَادَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَنْ يُعَرِّفَ مَكَانَهُ لَقَدَرَ عَلَى ذَلِكَ
وَ اللَّهِ لَقَدْ سَارَ يَعْقُوبُ وَ وُلْدُهُ عِنْدَ الْبِشَارَةِ تِسْعَةَ أَيَّامٍ مِنْ بَدْوِهِمْ إِلَى مِصْرَ
فَمَا تُنْكِرُ هَذِهِ الْأُمَّةُ أَنْ يَكُونَ اللَّهُ يَفْعَلُ بِحُجَّتِهِ مَا فَعَلَ بِيُوسُفَ أَنْ يَكُونَ يَسِيرُ فِي أَسْوَاقِهِمْ وَ يَطَأُ بُسُطَهُمْ وَ هُمْ لَا يَعْرِفُونَهُ حَتَّى يَأْذَنَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ أَنْ يُعَرِّفَهُمْ نَفْسَهُ كَمَا أَذِنَ لِيُوسُفَ حِينَ قَالَ
هَلْ عَلِمْتُمْ ما فَعَلْتُمْ بِيُوسُفَ وَ أَخِيهِ إِذْ أَنْتُمْ جاهِلُونَ
قالُوا أَ إِنَّكَ لَأَنْتَ يُوسُفُ
قالَ أَنَا يُوسُفُ وَ هذا أَخِي.
سدیر میگوید:
از امام صادق (ع) شنیدم که فرمود:
در قائم (عج) سنتی از یوسف (ع) وجود دارد.
گفتم:
گویا از حیرت یا غیبت سخن میگویی؟
فرمود: چرا از این موضوع تعجب میکنی؟
این امت مانند خوکها هستند!
برادران یوسف (ع) که قبایل بنیاسرائیل و فرزندان پیامبران بودند، با یوسف (ع) داد و ستد کردند، از او خرید و فروش کردند، با او سخن گفتند، در حالی که او برادرشان بود، اما نشناختند، تا زمانی که خود یوسف (ع) به آنها گفت: “من یوسف هستم.”
پس این امتِ ملعون چه جای انکار دارد که خداوند در زمانی از اوقات بخواهد حجت خود را از دیدگان مردم پنهان کند؟
یوسف (ع) که فرمانروای مصر بود، تنها ۱۸ روز با پدرش فاصله داشت.
اگر خدا میخواست، میتوانست مکان او را به یعقوب (ع) بشناساند.
به خدا سوگند، هنگامی که مژدهی یوسف (ع) به یعقوب (ع) رسید، یعقوب و فرزندانش در ۹ روز از بیابان به مصر رسیدند.
پس این امت چه جای انکار دارد که خداوند با حجت خود همانگونه رفتار کند که با یوسف (ع) کرد؟
حجت خدا در میان بازارهایشان راه برود، بر فرشهایشان پا بگذارد و او را نشناسند، تا زمانی که خداوند به او اجازه دهد خود را معرفی کند، همانگونه که به یوسف (ع) اجازه داد،
آن هنگام که فرمود:
“آیا دانستید که با یوسف و برادرش چه کردید، آنگاه که نادان بودید؟”
پس گفتند: “آیا واقعاً تو یوسف هستی؟”
یوسف (ع) پاسخ داد: “من یوسفم و این برادرم است.”
***
«كَأَنَّكَ تَذْكُرُ حَيْرَةً أَوْ غَيْبَةً» + «كَأَنَّكَ تَذْكُرُهُ حَيَاتَهُ أَوْ غَيْبَتَه»
هَذِهِ الْأُمَّةُ أَشْبَاهُ الْخَنَازِيرِ!!!
عبارت “هَذِهِ الْأُمَّةُ أَشْبَاهُ الْخَنَازِيرِ” (این امت شبیه خوکها هستند) از سوی امام صادق (ع) برای توصیف وضعیت اخلاقی و دینی مردم در دوران غیبت و بیاعتنایی آنان نسبت به حجت خدا به کار رفته است.
چرا امام (ع) مردم را به خوکها تشبیه کردهاند؟
تشبیه به خوک در متون دینی غالباً برای توصیف پستی اخلاقی، آلودگی معنوی، و بیغیرتی دینی به کار میرود.
چند نکته در این مورد وجود دارد:
1 – بیتفاوتی و نادانی مردم نسبت به حجت خدا
امام (ع) در این حدیث بیان میکنند که همانطور که برادران یوسف (ع) او را دیدند و با او معامله کردند اما او را نشناختند، مردم نیز امام زمان (عج) را خواهند دید اما او را نمیشناسند.
این ناآگاهی و بیتفاوتی به شناخت حجت خدا، نشانهای از غفلت شدید مردم است که باعث شده است امام آنها را به خوکها تشبیه کند، زیرا خوکها موجوداتی هستند که به اطراف خود توجهی ندارند و در آلودگی زندگی میکنند، بدون اینکه به حقیقت پاکی و طهارت توجه کنند.
2 – فساد اخلاقی و دینی در دوران غیبت
در برخی احادیث، خوک نماد بیغیرتی و فساد اخلاقی است. در دوران غیبت، بسیاری از مردم در بیدینی، فساد، و نادانی غرق میشوند، تا جایی که دیگر اهمیت و حرمت حجت خدا را درک نمیکنند.
همانطور که در حدیث آمده است، مردم با امام (عج) در بازارها راه خواهند رفت، اما او را نخواهند شناخت. این یعنی چنان در غفلت و دنیاپرستی فرو رفتهاند که حتی در حضور امام نیز توانایی درک او را ندارند.
3 – رفتار خیانتآمیز امت نسبت به امام خود
همانگونه که برادران یوسف (ع) او را فروختند و به او ظلم کردند، امت اسلام نیز به امام زمان (عج) جفا میکنند.
در تاریخ اسلام، خیانتهای مکرر نسبت به اهلبیت (ع) دیده میشود. بسیاری از مردم ادعای دینداری داشتند، اما در عمل، حجت خدا را تنها گذاشتند، با او جنگیدند یا او را انکار کردند.
چنین رفتارهایی، نشانهای از پستی و دوری از حقیقت است، که میتواند دلیل دیگری برای این تشبیه باشد.
***
امام صادق (ع) این تشبیه را از روی تحقیر عامدانه مردم به کار نبردهاند، بلکه برای نشان دادن شدت انحطاط اخلاقی، بیتفاوتی، و غفلت مردم در دوران غیبت است. این حدیث هشداری جدی برای مسلمانان است که مبادا دچار همان سرنوشت شوند و از شناخت حجت خدا باز بمانند.
خوک نماد بیغیرتی، شکمپرستی، شهوتپرستی، و بیتفاوتی نسبت به ناپاکی!
در متون دینی و فرهنگهای مختلف، خوک به عنوان نماد برخی از صفات مذموم و ناپسند شناخته شده است. این حیوان به دلایلی که در ادامه توضیح داده میشود، در تشبیهات و استعارات برای توصیف ویژگیهای منفی به کار میرود.
ویژگیهای مذموم خوکها در فرهنگ دینی و اخلاقی
1 – بیغیرتی و نداشتن حس شرافت
یکی از معروفترین ویژگیهای خوک، عدم غیرت و بیتفاوتی نسبت به مسائل اخلاقی و ناموسی است.
برخلاف بسیاری از حیوانات که نسبت به جفت خود حالت دفاعی دارند، خوک نسبت به جفتش بیتفاوت است و حتی اجازه میدهد که در حضور او با جفتش ارتباط برقرار شود.
در فرهنگ اسلامی و حتی در برخی فرهنگهای دیگر، این ویژگی نماد بیغیرتی و سقوط اخلاقی در انسانهاست.
2 – حرص و آز بیش از حد
خوک بهشدت شکمپرست و حریص است و هیچ حدی برای خوردن نمیشناسد.
او حتی از نجاست، کثافات و زبالهها تغذیه میکند و در آلودگیها غرق میشود، بدون اینکه به پاکی و طهارت توجه داشته باشد.
در ادبیات اخلاقی، چنین رفتاری نمادی از انسانهای طماع، دنیاپرست و شهوتران است که فقط به لذتهای مادی فکر میکنند و توجهی به مسائل معنوی و انسانی ندارند.
3 – بیارادگی و تابع هوا و هوس بودن
خوک یکی از حیواناتی است که بهشدت تابع امیال غریزی خود است و کنترل و ارادهای بر آن ندارد.
به همین دلیل، در بسیاری از متون دینی، خوک نمادی از انسانهایی است که بردهی شهوت، دنیاپرستی و هوای نفس شدهاند.
4 – نداشتن وفاداری و حس همبستگی
برخلاف برخی حیوانات مانند اسب، سگ و حتی گرگ که نوعی وفاداری به گروه و خانوادهی خود دارند، خوکها چنین ویژگیای ندارند.
آنها فقط به تأمین منافع شخصی خود فکر میکنند و به دیگر اعضای گروهشان اهمیت نمیدهند.
5 – زندگی در آلودگی و بیتوجهی به طهارت
خوک در کثافت زندگی میکند و از آلودگیها و نجاسات تغذیه میکند بدون اینکه مشکلی با آن داشته باشد.
در فرهنگ اسلامی، طهارت و نظافت از اصول مهم زندگی است و دوری از ناپاکیها از نشانههای ایمان است. ازاینرو، حیوانی که نماد آلودگی باشد، از دیدگاه دینی، مذموم است.
چرا در احادیث، برخی افراد به خوک تشبیه شدهاند؟
تشبیه انسانها به خوک در متون دینی برای نشان دادن رفتارهای پست، ناپسند و انحرافی است. وقتی امام صادق (ع) در حدیثی مردم را به خوک تشبیه میکند، این تشبیه بهخاطر بیتفاوتی نسبت به حجت خدا، دنیاطلبی، شهوتپرستی و سقوط اخلاقی آنهاست.
***
خوک در فرهنگ اسلامی و ادبیات اخلاقی، نماد بیغیرتی، شکمپرستی، دنیاپرستی، هواپرستی، و ناپاکی اخلاقی است.
وقتی امام صادق (ع) برخی از مردم را شبیه خوک توصیف میکند، منظورشان افرادی است که:
نسبت به حقایق دینی و معنوی بیتفاوتند (مثل نشناختن امام زمان در دوران غیبت).
فقط به منافع مادی خود فکر میکنند و حقیقت را نمیبینند.
در دنیاپرستی، فساد، و شهوت غرق شدهاند و به طهارت روحی و معنوی اهمیت نمیدهند.
این تشبیه، هشداری برای کسانی است که در غفلت زندگی میکنند و نسبت به حقیقت بیاعتنا هستند.
معارین حسودی که چشمشون به مائدۀ آسمانی افتاد اما …
وَ أَمَّا الْخَنَازِيرُ
فَكَانُوا قَوْماً نَصَارَى سَأَلُوا رَبَّهُمْ إِنْزَالَ الْمَائِدَةِ عَلَيْهِمْ
فَلَمَّا أُنْزِلَتْ عَلَيْهِمْ كَانُوا أَشَدَّ مَا كَانُوا كُفْراً وَ أَشَدَّ تَكْذِيباً
خوکها قومی از مسیحیان بودند که از خدا درخواست کردند مائده (سفرهی آسمانی) برای آنها نازل شود، اما وقتی نازل شد، بیشتر از قبل کافر و منکر شدند.
امام علی علیه السلام:
عَنْ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع قَالَ:
سَأَلْتُ رَسُولَ اللَّهِ ص عَنِ الْمُسُوخِ
فَقَالَ هُمْ ثَلَاثَةَ عَشَرَ
الْفِيلُ وَ الدُّبُّ وَ الْخِنْزِيرُ وَ الْقِرْدُ وَ الْجِرِّيثُ وَ الضَّبُّ وَ الْوَطْوَاطُ وَ الدُّعْمُوصُ وَ الْعَقْرَبُ وَ الْعَنْكَبُوتُ وَ الْأَرْنَبُ وَ سُهَيْلٌ وَ الزُّهَرَةُ
فَقِيلَ يَا رَسُولَ اللَّهِ وَ مَا كَانَ سَبَبُ مَسْخِهِمْ
فَقَالَ
أَمَّا الْفِيلُ فَكَانَ رَجُلًا لُوطِيّاً لَا يَدَعُ رَطْباً وَ لَا يَابِساً
وَ أَمَّا الدُّبُّ فَكَانَ رَجُلًا مُؤَنَّثاً يَدْعُو الرِّجَالَ إِلَى نَفْسِهِ
وَ أَمَّا الْخَنَازِيرُ فَكَانُوا قَوْماً نَصَارَى سَأَلُوا رَبَّهُمْ إِنْزَالَ الْمَائِدَةِ عَلَيْهِمْ فَلَمَّا أُنْزِلَتْ عَلَيْهِمْ كَانُوا أَشَدَّ مَا كَانُوا كُفْراً وَ أَشَدَّ تَكْذِيباً
وَ أَمَّا الْقِرَدَةُ فَقَوْمٌ اعْتَدَوْا فِي السَّبْتِ
وَ أَمَّا الْجِرِّيثُ فَكَانَ رَجُلًا دَيُّوثاً يَدْعُو الرِّجَالَ إِلَى حَلِيلَتِهِ
وَ أَمَّا الضَّبُّ فَكَانَ رَجُلًا أَعْرَابِيّاً يَسْرِقُ الْحَاجَّ بِمِحْجَنِهِ
وَ أَمَّا الْوَطْوَاطُ فَكَانَ رَجُلًا يَسْرِقُ الثِّمَارَ مِنْ رُءُوسِ النَّخْلِ
وَ أَمَّا الدُّعْمُوصُ فَكَانَ نَمَّاماً يُفَرِّقُ بَيْنَ الْأَحِبَّةِ
وَ أَمَّا الْعَقْرَبُ فَكَانَ رَجُلًا لَذَّاعاً لَا يَسْلَمُ عَلَى لِسَانِهِ أَحَدٌ
وَ أَمَّا الْعَنْكَبُوتُ فَكَانَتِ امْرَأَةٌ تَخُونُ زَوْجَهَا
وَ أَمَّا الْأَرْنَبُ فَكَانَتِ امْرَأَةٌ لَا تَطْهُرُ مِنْ حَيْضٍ وَ لَا غَيْرِهِ
وَ أَمَّا سُهَيْلٌ فَكَانَ عَشَّاراً بِالْيَمَنِ
وَ أَمَّا الزُّهَرَةُ فَكَانَتْ امْرَأَةً نَصْرَانِيَّةً وَ كَانَتْ لِبَعْضِ مُلُوكِ بَنِي إِسْرَائِيلَ وَ هِيَ الَّتِي فُتِنَ بِهَا هَارُوتُ وَ مَارُوتُ وَ كَانَ اسْمُهَا نَاهِيلَ وَ النَّاسُ يَقُولُونَ نَاهِيدَ.
امام علی (ع) فرمود:
از رسول خدا (ص) دربارهی مسوخ (موجودات مسخشده) پرسیدم.
پس فرمود:
آنها سیزده دستهاند:
فیل، خرس، خوک، میمون، مارماهی، سوسمار، خفاش، حشرهای به نام دعموص، عقرب، عنکبوت، خرگوش، ستارهی سهیل و ستارهی زهره.
پرسیده شد:
ای رسول خدا، علت مسخ شدن آنها چه بود؟
فرمود:
فیل مردی بود که عمل لواط انجام میداد و در این کار هیچ حلال و حرامی را رعایت نمیکرد.
خرس مردی مخنث و زننما بود که مردان را به خود فرا میخواند.
خوکها قومی از مسیحیان بودند که از خدا درخواست کردند مائده (سفرهی آسمانی) برای آنها نازل شود، اما وقتی نازل شد، بیشتر از قبل کافر و منکر شدند.
میمونها گروهی از مردم بودند که در روز شنبه (که برایشان حرام بود) تجاوز و نافرمانی کردند. مارماهی مردی بیغیرت بود که مردان را به سوی همسرش دعوت میکرد.
سوسمار مردی از اعراب بود که در مسیر حج از مردم دزدی میکرد.
خفاش مردی بود که از بالای درختان خرما، میوه میدزدید.
حشرهی دعموص کسی بود که نمّامی (سخنچینی) میکرد و بین دوستان جدایی میانداخت.
عقرب مردی بود که با زخم زبان و سخنان نیشدار، هیچکس از آزار او در امان نبود.
عنکبوت زنی بود که به همسرش خیانت میکرد.
خرگوش زنی بود که از حیض و سایر ناپاکیها خود را پاک نمیکرد.
ستارهی سهیل مردی ظالم و باجگیر در یمن بود.
ستارهی زهره زنی مسیحی بود که همسر یکی از پادشاهان بنیاسرائیل بود و هاروت و ماروت (دو فرشته) به وسیلهی او گرفتار فتنه شدند. نام او ناهیل بود، اما مردم او را ناهید مینامند.
وَ أَمَّا الْخَنَازِيرُ
فَكَانُوا قَوْماً مِنْ بَنِي إِسْرَائِيلَ دَعَا عَلَيْهِمْ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ ع فَمَسَخَهُمُ اللَّهُ خَنَازِير.
عن عبد الصمد بن بندار قال:
سمعت أبا الحسن ع يقول
كانت الخنازير قوم من القصارين، كذبوا بالمائدة فمسخوا خنازير.
ثُمَّ قَالَ لَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ ص:
يَا عِبَادَ اللَّهِ
إِنَّ قَوْمَ عِيسَى لَمَّا سَأَلُوا عِيسَى أَنْ يُنَزِّلَ عَلَيْهِمْ مَائِدَةً مِنَ السَّمَاءِ قَالَ اللَّهُ تَعَالَى:
إِنِّي مُنَزِّلُها عَلَيْكُمْ فَمَنْ يَكْفُرْ بَعْدُ مِنْكُمْ فَإِنِّي أُعَذِّبُهُ عَذاباً لا أُعَذِّبُهُ أَحَداً مِنَ الْعالَمِينَ
فَأَنْزَلَهَا عَلَيْهِمْ، فَمَنْ كَفَرَ بَعْدُ مِنْهُمْ مَسَخَهُ اللَّهُ إِمَّا خِنْزِيراً، وَ إِمَّا قِرْداً وَ إِمَّا دُبّاً وَ إِمَّا هِرّاً، وَ إِمَّا عَلَى صُورَةِ بَعْضٍ مِنَ الطُّيُورِ- وَ الدَّوَابِّ الَّتِي فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ حَتَّى مُسِخُوا عَلَى أَرْبَعِمِائَةِ نَوْعٍ مِنَ الْمَسْخِ.
فَإِنَّ مُحَمَّداً رَسُولَ اللَّهِ لَا يَسْتَنْزِلُ لَكُمْ مَا سَأَلْتُمُوهُ مِنَ السَّمَاءِ حَتَّى يَحِلَّ بِكَافِرِكُمْ مَا حَلَّ بِكُفَّارِ قَوْمِ عِيسَى ع، وَ إِنَّ مُحَمَّداً أَرْأَفُ بِكُمْ مِنْ أَنْ يُعَرِّضَكُمْ لِذَلِكَ.
سپس رسول خدا (ص) به آنان فرمود:
«ای بندگان خدا!
بهراستی که قوم عیسی هنگامی که از او خواستند مائدهای از آسمان برایشان نازل کند،
خداوند متعال فرمود:
“من آن را بر شما نازل خواهم کرد، اما هر کس بعد از آن کفر ورزد، او را به عذابی گرفتار خواهم کرد که هیچکس از جهانیان را بدان عذاب نکردهام.”
پس خداوند آن را بر آنان نازل کرد، اما هر کس بعد از آن کفر ورزید، خداوند او را مسخ کرد، برخی را به خوک، برخی را به میمون، برخی را به خرس، برخی را به گربه، و برخی را به شکل برخی از پرندگان و جانورانی که در خشکی و دریا هستند، تا آنجا که آنان به چهارصد نوع از مسخشدگان تبدیل شدند.
پس بدانید که محمد، رسول خدا، هرگز از خداوند درخواست نخواهد کرد که آنچه شما از آسمان خواستهاید، بر شما نازل کند، تا مبادا بر کافران شما همان چیزی نازل شود که بر کافران قوم عیسی (ع) نازل شد.
و بهراستی که محمد (ص) از شما مهربانتر است، و شما را در معرض چنین عذابی قرار نخواهد داد.»
شیر خوک، خوراک بخت النصر!
تفسير القمي ؛ ج1 ؛ ص87
… فَقَالَ أَرْمِيَا رَبِّ أَعْلِمْنِي مَنْ هُوَ- حَتَّى آتِيَهُ وَ آخُذَ لِنَفْسِي وَ أَهْلِ بَيْتِي مِنْهُ أَمَاناً- قَالَ ائْتِ مَوْضِعَ كَذَا وَ كَذَا فَانْظُرْ إِلَى غُلَامٍ أَشَدِّهِمْ زَمَاناً- وَ أَخْبَثِهِمْ وِلَادَةً وَ أَضْعَفِهِمْ جِسْماً وَ شَرِّهِمْ غِذَاءً فَهُوَ ذَلِكَ، فَأَتَى أَرْمِيَا ذَلِكَ الْبَلَدَ فَإِذَا هُوَ غُلَامٌ فِي خَانٍ زَمِنٍ «أَيْ مَخْرُوبَةٍ» مُلْقًى عَلَى مَزْبَلَةٍ وَسْطَ الْخَانِ- وَ إِذَا لَهُ أُمٌّ تزني [تُزَبِّي] بِالْكِسَرِ وَ تَفُتُّ الْكِسَرَ فِي الْقَصْعَةِ
وَ تَحْلُبُ عَلَيْهِ خِنْزِيرَةً لَهَا ثُمَّ تُدْنِيهِ مِنْ ذَاكَ الْغُلَامِ فَيَأْكُلُهُ،
فَقَالَ أَرْمِيَا إِنْ كَانَ فِي الدُّنْيَا الَّذِي وَضَعَهُ اللَّهُ فَهُوَ هَذَا، فَدَنَى مِنْهُ فَقَالَ لَهُ مَا اسْمُكَ
فَقَالَ بُخْتَنَصَّرُ، فَعَرَفَهُ أَنَّهُ هُوَ فَعَالَجَهُ حَتَّى بَرَأَ ثُمَّ قَالَ لَهُ تَعْرِفُنِي قَالَ لَا أَنْتَ رَجُلٌ صَالِحٌ، قَالَ أَنَا أَرْمِيَا نَبِيُّ بَنِي إِسْرَائِيلَ، أَخْبَرَنِي اللَّهُ أَنَّهُ سَيُسَلِّطُكَ عَلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ فَتَقْتُلُ رِجَالَهُمْ وَ تَفْعَلُ بِهِمْ كَذَا وَ كَذَا، قَالَ فَتَاهَ فِي نَفْسِهِ فِي ذَاكَ الْوَقْتِ- ثُمَّ قَالَ أَرْمِيَا اكْتُبْ لِي كِتَاباً بِأَمَانٍ مِنْكَ فَكَتَبَ لَهُ كِتَاباً، وَ كَانَ يَخْرُجُ فِي الْجَبَلِ وَ يَحْتَطِبُ وَ يُدْخِلُهُ الْمَدِينَةَ وَ يَبِيعُهُ.
ارمیا (ع) گفت:
«پروردگارا! مرا آگاه کن که او (کسی که بنیاسرائیل را مجازات خواهد کرد) کیست، تا نزد او بروم و برای خود و خانوادهام از او امان بگیرم.»
خداوند به او فرمود:
«به فلان مکان برو و به دنبال پسری بگرد که:
از همه کهنسالتر (زمان زیادی را در سختی سپری کرده)، از همه بدتر زاده شده، از همه ضعیفتر از نظر جسمی، و از همه بدتر تغذیهشده است؛ او همان فرد است.»
پس ارمیا به آن شهر رفت، و دید که پسری در یک کاروانسرای ویران و مخروبه، در میان زبالهها افتاده است. مادرش زنی بدکاره بود که در مقابل نان خشک، خود را عرضه میکرد. او تکههای نان خشک را در ظرفی میریخت، سپس از خوک مادهای که داشت، شیر میدوشید و بر آن غذا میریخت، و آن را به سوی پسر میآورد تا بخورد.
ارمیا (ع) با خود گفت:
«اگر آن کسی که خداوند وعده داده، در این دنیا باشد، همین پسر است.»
سپس به او نزدیک شد و پرسید: «نامت چیست؟»
پسر پاسخ داد: «بُختنصر.»
پس ارمیا دانست که او همان شخص مورد نظر است. پس به درمان و مراقبت از او پرداخت تا اینکه او بهبود یافت. سپس به او گفت: «مرا میشناسی؟»
پسر گفت: «نه، تو فقط مردی نیکوکار هستی.»
ارمیا (ع) گفت: «من ارمیا، پیامبر بنیاسرائیل هستم. خداوند مرا آگاه کرده است که تو روزی بر بنیاسرائیل مسلط خواهی شد، مردانشان را خواهی کشت و با آنها چنین و چنان خواهی کرد.» بختنصر در آن لحظه این سخنان را در دل خود جای داد.
سپس ارمیا (ع) به او گفت: «برای من نامهای بنویس که از سوی تو در امان باشم.» پس بختنصر برای او اماننامهای نوشت. بعد از آن، ارمیا (ع) به کوهستان رفت و هیزم جمع میکرد، آن را به شهر میآورد و میفروخت.
______________________________
بُخْتَنَصَّرُ بِضَمِّ الْبَاءِ وَ تَشْدِيدِ الصَّادِ أَصْلُهُ بُوخَتُ وَ مَعْنَاهُ ابْنٌ وَ نَصَّرُ اسْمُ صَنَمٍ لِأَنَّهُ كَانَ وُجِدَ مُلْقًى عِنْدَهُ فَنُسِبَ إِلَيْهِ لِأَنَّهُ لَمْ يُعْرَفْ لَهُ أَبٌ.
فاسِقُونَ، الْخَنَازِيرُ
امام صادق علیه السلام:
عَنْ مَسْعَدَةَ بْنِ صَدَقَةَ قَالَ
سَأَلَ رَجُلٌ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ قَوْمٍ مِنَ الشِّيعَةِ
يَدْخُلُونَ فِي أَعْمَالِ السُّلْطَانِ وَ يَعْمَلُونَ لَهُمْ وَ يُحِبُّونَهُمْ وَ يُوَالُونَهُمْ،
قَالَ لَيْسَ هُمْ مِنَ الشِّيعَةِ وَ لَكِنَّهُمْ مِنْ أُولَئِكَ
ثُمَّ قَرَأَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع هَذِهِ الْآيَةَ
لُعِنَ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ بَنِي إِسْرائِيلَ عَلى لِسانِ داوُدَ وَ عِيسَى ابْنِ مَرْيَمَ إِلَى قَوْلِهِ وَ لكِنَّ كَثِيراً مِنْهُمْ فاسِقُونَ
قَالَ الْخَنَازِيرُ عَلَى لِسَانِ دَاوُدَ وَ الْقِرَدَةُ عَلَى لِسَانِ عِيسَى.
مسعده بن صدقه میگوید:
مردی از امام صادق (ع) درباره گروهی از شیعیان پرسید که
در حکومتهای ظالمانه وارد میشوند،
برای آنان کار میکنند، آنها را دوست دارند و از آنان پیروی میکنند.
امام صادق (ع) فرمودند:
«آنها از شیعیان نیستند، بلکه از همان ستمگران هستند.»
سپس امام (ع) این آیه را تلاوت کردند:
“لعن شدند کسانی که کفر ورزیدند از بنیاسرائیل، به زبان داوود و عیسی بن مریم… ولی بسیاری از آنها فاسق بودند.” (مائده: 78)
سپس فرمودند:
“خوکها (ملعونین) بر زبان داوود، و میمونها (ملعونین) بر زبان عیسی (ع) مذمت شدند.”
داستان تکراری اصحاب سبت:
معارین حسودی که برای رسیدن به تمناهای خودشون پشت به نور معلم کردند و با مکر و حیله، مثلا به خواستههای خودشون رسیدند اما به چه قیمتی؟ به قیمت مسخ شدن به صورت خوک!!!
تفسير القمي ؛ ج1 ؛ ص244
و أما قوله
وَ قَطَّعْناهُمُ اثْنَتَيْ عَشْرَةَ أَسْباطاً أُمَماً أي ميزناهم به وَ سْئَلْهُمْ عَنِ الْقَرْيَةِ الَّتِي كانَتْ حاضِرَةَ الْبَحْرِ- إِذْ يَعْدُونَ فِي السَّبْتِ إِذْ تَأْتِيهِمْ حِيتانُهُمْ يَوْمَ سَبْتِهِمْ شُرَّعاً- وَ يَوْمَ لا يَسْبِتُونَ لا تَأْتِيهِمْ
فَإِنَّهَا قَرْيَةٌ كَانَتْ لِبَنِي إِسْرَائِيلَ قَرِيباً مِنَ الْبَحْرِ، وَ كَانَ الْمَاءُ يَجْرِي عَلَيْهَا فِي الْمَدِّ وَ الْجَزْرِ- فَيَدْخُلُ أَنْهَارَهُمْ وَ زُرُوعَهُمْ، وَ يَخْرُجُ السَّمَكُ مِنَ الْبَحْرِ- حَتَّى يَبْلُغَ آخِرَ زَرْعِهِمْ، وَ قَدْ كَانَ اللَّهُ قَدْ حَرَّمَ عَلَيْهِمُ الصَّيْدَ يَوْمَ السَّبْتِ وَ كَانُوا يَضَعُونَ الشِّبَاكَ فِي الْأَنْهَارِ لَيْلَةَ الْأَحَدِ يَصِيدُونَ بِهَا السَّمَكَ- وَ كَانَ السَّمَكُ يَخْرُجُ يَوْمَ السَّبْتِ وَ يَوْمَ الْأَحَدِ لَا يَخْرُجُ- وَ هُوَ قَوْلُهُ إِذْ تَأْتِيهِمْ حِيتانُهُمْ يَوْمَ سَبْتِهِمْ شُرَّعاً- وَ يَوْمَ لا يَسْبِتُونَ لا تَأْتِيهِمْ فَنَهَاهُمْ عُلَمَاؤُهُمْ عَنْ ذَلِكَ فَلَمْ يَنْتَهُوا فَمُسِخُوا قِرَدَةً وَ خَنَازِيرَ، وَ كَانَتِ الْعِلَّةُ فِي تَحْرِيمِ الصَّيْدِ عَلَيْهِمْ يَوْمَ السَّبْتِ أَنَّ عِيدَ جَمِيعِ الْمُسْلِمِينَ وَ غَيْرِهِمْ كَانَ يَوْمَ الْجُمُعَةِ فَخَالَفَتِ الْيَهُودُ وَ قَالُوا عِيدُنَا يَوْمُ السَّبْتِ فَحَرَّمَ اللَّهُ عَلَيْهِمُ الصَّيْدَ يَوْمَ السَّبْتِ وَ مُسِخُوا قِرَدَةً وَ خَنَازِيرَ.
يَا إِخْوَةَ الْقِرَدَةِ وَ الْخَنَازِيرِ وَ عَبَدَةَ الطَّاغُوتِ!
فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ يَا عَلِيُّ لَعَلَّهُمْ شَتَمُونِي إِنَّهُمْ لَوْ قَدْ رَأَوْنِي لَأَذَلَّهُمُ اللَّهُ
ثُمَّ دَنَا رَسُولُ اللَّهِ ص مِنْ حِصْنِهِمْ فَقَالَ:
يَا إِخْوَةَ الْقِرَدَةِ وَ الْخَنَازِيرِ وَ عَبَدَةَ الطَّاغُوتِ!
أَ تَشْتِمُونِي
إِنَّا إِذَا نَزَلْنَا بِسَاحَةِ قَوْمٍ فَسَاءَ صَبَاحُهُمْ …
پس رسول خدا (ص) فرمودند:
«ای علی! شاید آنان مرا دشنام میدهند؟ به راستی اگر مرا ببینند، خداوند آنان را خوار خواهد کرد.»
سپس رسول خدا (ص) به قلعه آنها نزدیک شد و فرمود:
«ای برادران میمونها و خوکها! ای پرستندگان طاغوت!
آیا مرا دشنام میدهید؟!
به درستی که هرگاه ما در سرزمین قومی فرود آییم، صبحگاه آنان بد خواهد شد…»
حرمت گوشت خوک کجا و بیحرمتی به معلم کجا!!!
اهل حسادتی که به نور با ارزش پشت میکنن و رو میکنن به لیدر سوء بی ارزش، این اشتباه مرگبار نابخشودنی است، اما کسی که مضطر میشه و از گوشت خوک میخوره، چون از باب اضطرار هست راه بخشش و نجات برای او باز هست اما قانون «عدم رخصت در ولایت» برای معارین حسودی که آگاهانه به نور علوم آشکار شده، پشت کردند و یوسف ع را به مبلغی ناچیز فروختند، این اشتباه هیچوقت قابل بخشش نیست!
قَالَ اللَّهُ جَلَّ وَ عَلَا:
«وَ لا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً- أَ يُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتاً فَكَرِهْتُمُوهُ»
وَ إِنَّ الدَّمَ أَخَفُّ عَلَيْكُمْ- فِي تَحْرِيمِ أَكْلِهِ- مِنْ أَنْ يَشِيَ أَحَدُكُمْ بِأَخِيهِ الْمُؤْمِنِ مِنْ شِيعَةِ مُحَمَّدٍ ص إِلَى سُلْطَانٍ جَائِرٍ، فَإِنَّهُ حِينَئِذٍ قَدْ أَهْلَكَ نَفْسَهُ وَ أَخَاهُ الْمُؤْمِنَ وَ السُّلْطَانَ الَّذِي وَشَي بِهِ إِلَيْهِ.
وَ إِنَّ لَحْمَ الْخِنْزِيرِ أَخَفُّ تَحْرِيماً- مِنْ تَعْظِيمِكُمْ مَنْ صَغَّرَهُ اللَّهُ، وَ تَسْمِيَتِكُمْ بِأَسْمَائِنَا أَهْلَ الْبَيْتِ، وَ تَلَقُّبِكُمْ بِأَلْقَابِنَا مَنْ سَمَّاهُ اللَّهُ بِأَسْمَاءِ الْفَاسِقِينَ، وَ لَقَّبَهُ بِأَلْقَابِ الْفَاجِرِينَ وَ إِنَّ مَا أُهِلَّ بِهِ لِغَيْرِ اللَّهِ أَخَفُّ تَحْرِيماً عَلَيْكُمْ- مِنْ أَنْ تَعْقِدُوا نِكَاحاً أَوْ صَلَاةَ جَمَاعَةٍ بِأَسْمَاءِ أَعْدَائِنَا الْغَاصِبِينَ لِحُقُوقِنَا- إِذَا لَمْ يَكُنْ عَلَيْكُمْ مِنْهُمْ تَقِيَّةٌ.
خداوند بلندمرتبه و والا فرمود:
«و نباید برخی از شما از برخی دیگر غیبت کنند.
آیا یکی از شما دوست دارد گوشت برادر مردهاش را بخورد؟ پس از آن کراهت دارید.»
و بهراستی که خون (که حرام شده است) نزد شما سبکتر از آن است که یکی از شما، برادر مؤمن خود را از شیعیان محمد (ص) نزد یک سلطان ستمگر گزارش دهد. زیرا در آن هنگام، هم خودش را هلاک کرده است، هم برادر مؤمنش را، و هم آن سلطان را که به او گزارش داده است.
و بهراستی که حرمت گوشت خوک، از تعظیم شما نسبت به کسی که خدا او را پست کرده، و از این که نامهای ما اهلبیت را بر کسانی بگذارید که خدا آنان را به نامهای فاسقان نامیده است، و القاب ما را بر کسانی بگذارید که خدا آنان را به القاب فاجران ملقب کرده است، سبکتر است.
و بهراستی که حرمت آنچه برای غیر خدا قربانی شده، از این که شما ازدواجی را یا نماز جماعتی را به نام دشمنان ما – غاصبان حقوق ما – برپا کنید، سبکتر است، البته در صورتی که تقیهای بر شما در میان نباشد.
مَا أَكْثَرَ الضَّجِيجَ وَ أَقَلَّ الْحَجِيجَ!
… فَرَأَيْتُ أُولَئِكَ الْخَلْقَ كُلَّهُمْ خَنَازِيرَ!!!
التفسير المنسوب إلى الإمام الحسن العسكري عليه السلام ؛ ص606
[فِي أَنَّ الْحَاجَّ هُمُ الْمُوَالُونَ لِمُحَمَّدٍ وَ عَلِيٍّ ع:]
قَالَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ ع وَ هُوَ وَاقِفٌ بِعَرَفَاتٍ لِلزُّهْرِيِّ:
كَمْ تُقَدِّرُ هَاهُنَا مِنَ النَّاسِ.
قَالَ: أُقَدِّرُ أَرْبَعَةَ آلَافِ أَلْفٍ وَ خَمْسَمِائَةِ أَلْفٍ- كُلُّهُمْ حُجَّاجٌ قَصَدُوا اللَّهَ بِآمَالِهِمْ وَ يَدْعُونَهُ بِضَجِيجِ أَصْوَاتِهِمْ.
[فَقَالَ لَهُ: يَا زُهْرِيُّ
مَا أَكْثَرَ الضَّجِيجَ وَ أَقَلَّ الْحَجِيجَ!
فَقَالَ الزُّهْرِيُّ: كُلُّهُمْ حُجَّاجٌ، أَ فَهُمْ قَلِيلٌ].
فَقَالَ لَهُ: يَا زُهْرِيُّ أَدْنِ لِي وَجْهَكَ. فَأَدْنَاهُ إِلَيْهِ، فَمَسَحَ بِيَدِهِ وَجْهَهُ، ثُمَّ قَالَ: انْظُرْ.
[فَنَظَرَ] إِلَى النَّاسِ،
قَالَ الزُّهْرِيُّ:
فَرَأَيْتُ أُولَئِكَ الْخَلْقَ كُلَّهُمْ قِرَدَةً، لَا أَرَى فِيهِمْ إِنْسَاناً- إِلَّا فِي كُلِّ عَشَرَةِ آلَافٍ وَاحِداً مِنَ النَّاسِ.
ثُمَّ قَالَ لِيَ: ادْنُ مِنِّي يَا زُهْرِيُّ.
فَدَنَوْتُ مِنْهُ، فَمَسَحَ بِيَدِهِ وَجْهِي- ثُمَّ قَالَ: انْظُرْ. فَنَظَرْتُ إِلَى النَّاسِ،
قَالَ الزُّهْرِيُّ:
فَرَأَيْتُ أُولَئِكَ الْخَلْقَ كُلَّهُمْ خَنَازِيرَ، ثُمَّ قَالَ لِي: أَدْنِ لِي وَجْهَكَ. فَأَدْنَيْتُ مِنْهُ، فَمَسَحَ بِيَدِهِ وَجْهِي، فَإِذَا هُمْ كُلُّهُمْ] ذِئْبَةٌ- إِلَّا تِلْكَ الْخَصَائِصَ مِنَ النَّاسِ نَفَراً يَسِيراً.
فَقُلْتُ: بِأَبِي وَ أُمِّي يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ قَدْ أَدْهَشَتْنِي آيَاتُكَ، وَ حَيَّرَتْنِي عَجَائِبُكَ! قَالَ: يَا زُهْرِيُّ مَا الْحَجِيجُ مِنْ هَؤُلَاءِ إِلَّا النَّفَرُ الْيَسِيرُ- الَّذِينَ رَأَيْتَهُمْ بَيْنَ هَذَا الْخَلْقِ الْجَمِّ الْغَفِيرِ.
ثُمَّ قَالَ لِي: امْسَحْ يَدَكَ عَلَى وَجْهِكَ.
فَفَعَلْتُ، فَعَادَ أُولَئِكَ الْخَلْقُ فِي عَيْنِي نَاساً- كَمَا كَانُوا أَوَّلًا.
ثُمَّ قَالَ لِي:
مَنْ حَجَّ وَ وَالَى مُوَالِيَنَا، وَ هَجَرَ مُعَادِيَنَا، وَ وَطَّنَ نَفْسَهُ عَلَى طَاعَتِنَا، ثُمَّ حَضَرَ هَذَا الْمَوْقِفَ مُسَلِّماً إِلَى الْحَجَرِ الْأَسْوَدِ مَا قَلَّدَهُ اللَّهُ مِنْ أَمَانَاتِنَا، وَ وَفِيّاً بِمَا أَلْزَمَهُ مِنْ عُهُودِنَا، فَذَلِكَ هُوَ الْحَاجُّ، وَ الْبَاقُونَ هُمْ مَنْ قَدْ رَأَيْتَهُمْ.
يَا زُهْرِيُّ حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ جَدِّي رَسُولِ اللَّهِ ص أَنَّهُ قَالَ:
لَيْسَ الْحَاجُّ الْمُنَافِقِينَ الْمُعَادِينَ لِمُحَمَّدٍ وَ عَلِيٍّ وَ مُحِبِّيهِمَا- الْمُوَالِينَ لِشَانِئِهِمَا.
وَ إِنَّمَا الْحَاجُّ الْمُؤْمِنُونَ الْمُخْلِصُونَ- الْمُوَالُونَ لِمُحَمَّدٍ وَ عَلِيٍّ وَ مُحِبِّيهِمَا، الْمُعَادُونَ لِشَانِئِهِمَا، إِنَّ هَؤُلَاءِ الْمُؤْمِنِينَ الْمُوَالِينَ لَنَا، الْمُعَادِينَ لِأَعْدَائِنَا- لَتَسْطَعُ أَنْوَارُهُمْ فِي عَرَصَاتِ الْقِيَامَةِ عَلَى قَدْرِ مُوَالاتِهِمْ لَنَا.
فَمِنْهُمْ مَنْ يَسْطَعُ نُورُهُ مَسِيرَةَ أَلْفِ سَنَةٍ.
وَ مِنْهُمْ مَنْ يَسْطَعُ نُورُهُ مَسِيرَةَ ثَلَاثِمِائَةِ أَلْفِ سَنَةٍ- وَ هُوَ جَمِيعُ مَسَافَةِ تِلْكَ الْعَرَصَاتِ.
وَ مِنْهُمْ مَنْ يَسْطَعُ نُورُهُ إِلَى مَسَافَاتٍ بَيْنَ ذَلِكَ- يَزِيدُ بَعْضُهَا عَلَى بَعْضٍ- عَلَى قَدْرِ مَرَاتِبِهِمْ فِي مُوَالاتِنَا وَ مُعَادَاةِ أَعْدَائِنَا، يَعْرِفُهُمْ أَهْلُ الْعَرَصَاتِ مِنَ الْمُسْلِمِينَ وَ الْكَافِرِينَ بِأَنَّهُمُ الْمُوَالُونَ الْمُتَوَلُّونَ وَ الْمُتَبَرِّءُونَ.
يُقَالُ لِكُلِّ وَاحِدٍ مِنْهُمْ: يَا وَلِيَّ اللَّهِ- انْظُرْ فِي هَذِهِ الْعَرَصَاتِ- إِلَى كُلِّ مَنْ أَسْدَى إِلَيْكَ فِي الدُّنْيَا مَعْرُوفاً، أَوْ نَفَّسَ عَنْكَ كَرْباً، أَوْ أَغَاثَكَ إِذْ كُنْتَ مَلْهُوفاً، أَوْ كَفَّ عَنْكَ عَدُوّاً، أَوْ أَحْسَنَ إِلَيْكَ فِي مُعَامَلَتِهِ، فَأَنْتَ شَفِيعُهُ.
فَإِنْ كَانَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ الْمُحِقِّينَ- زِيدَ بِشَفَاعَتِهِ فِي نِعَمِ اللَّهِ عَلَيْهِ، وَ إِنْ كَانَ مِنَ الْمُقَصِّرِينَ كُفِيَ تَقْصِيرَهُ بِشَفَاعَتِهِ، وَ إِنْ كَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ خُفِّفَ مِنْ عَذَابِهِ بِقَدْرِ إِحْسَانِهِ إِلَيْهِ.
وَ كَأَنِّي بِشِيعَتِنَا هَؤُلَاءِ يَطِيرُونَ فِي تِلْكَ الْعَرَصَاتِ- كَالْبُزَاةِ وَ الصُّقُورِ، فَيَنْقَضُّونَ عَلَى مَنْ أَحْسَنَ فِي الدُّنْيَا إِلَيْهِمْ- انْقِضَاضَ الْبُزَاةِ وَ الصُّقُورِ عَلَى اللُّحُومِ تَتَلَقَّفُهَا وَ تَحْفَظُهَا فَكَذَلِكَ يَلْتَقِطُونَ مِنْ شَدَائِدِ الْعَرَصَاتِ- مَنْ كَانَ أَحْسَنَ إِلَيْهِمْ فِي الدُّنْيَا- فَيَرْفَعُونَهُمْ إِلَى جَنَّاتِ النَّعِيمِ.
[وَ] قَالَ رَجُلٌ لِعَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ ع: يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ ص إِنَّا إِذَا وَقَفْنَا بِعَرَفَاتٍ وَ بِمِنًى، ذَكَرْنَا اللَّهَ وَ مَجَّدْنَاهُ، وَ صَلَّيْنَا عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ، وَ ذَكَرْنَا آبَاءَنَا أَيْضاً بِمَآثِرِهِمْ وَ مَنَاقِبِهِمْ- وَ شَرِيفِ أَعْمَالِهِمْ نُرِيدُ بِذَلِكَ قَضَاءَ حُقُوقِهِمْ فَقَالَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ ع: أَ وَ لَا أُنَبِّئُكُمْ بِمَا هُوَ أَبْلَغُ فِي قَضَاءِ الْحُقُوقِ مِنْ ذَلِكَ قَالُوا: بَلَى يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ.
قَالَ: أَفْضَلُ مِنْ ذَلِكَ أَنْ تُجَدِّدُوا عَلَى أَنْفُسِكُمْ- ذِكْرَ تَوْحِيدِ اللَّهِ وَ الشَّهَادَةَ بِهِ، وَ ذِكْرَ مُحَمَّدٍ ص رَسُولِ اللَّهِ، وَ الشَّهَادَةَ لَهُ بِأَنَّهُ سَيِّدُ النَّبِيِّينَ، وَ ذِكْرَ عَلِيٍّ ع وَلِيِّ اللَّهِ، وَ الشَّهَادَةَ لَهُ بِأَنَّهُ سَيِّدُ الْوَصِيِّينَ، وَ ذِكْرَ الْأَئِمَّةِ الطَّاهِرِينَ مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ الطَّيِّبِينَ بِأَنَّهُمْ عِبَادُ اللَّهِ الْمُخْلَصِينَ.
عَنْ أَبِي بَصِيرٍ قَالَ:
حَجَجْتُ مَعَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع
فَلَمَّا كُنَّا فِي الطَّوَافِ قُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ
يَغْفِرُ اللَّهُ لِهَذَا الْخَلْقِ
فَقَالَ يَا أَبَا بَصِيرٍ
إِنَّ أَكْثَرَ مَنْ تَرَى قِرَدَةٌ وَ خَنَازِيرُ
قَالَ قُلْتُ لَهُ أَرِنِيهِمْ
قَالَ فَتَكَلَّمَ بِكَلِمَاتٍ ثُمَّ أَمَرَّ يَدَهُ عَلَى بَصَرِي فَرَأَيْتُهُمْ قِرَدَةً وَ خَنَازِيرَ فَهَالَنِي ذَلِكَ
ثُمَّ أَمَرَّ يَدَهُ عَلَى بَصَرِي فَرَأَيْتُهُمْ كَمَا كَانُوا فِي الْمَرَّةِ الْأُولَى
ثُمَّ قَالَ يَا أَبَا مُحَمَّدٍ أَنْتُمْ فِي الْجَنَّةِ تُحْبَرُونَ وَ بَيْنَ أَطْبَاقِ النَّارِ تُطْلَبُونَ
فَلَا تُوجَدُونَ وَ اللَّهِ لَا يَجْتَمِعُ فِي النَّارِ مِنْكُمْ ثَلَاثَةٌ لَا وَ اللَّهِ وَ لَا اثْنَانِ لَا وَ اللَّهِ وَ لَا وَاحِدٌ.
عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:
إِنَّ نُوحاً حَمَلَ فِي السَّفِينَةِ الْكَلْبَ وَ الْخِنْزِيرَ وَ لَمْ يَحْمِلْ فِيهَا وَلَدَ الزِّنَاءِ
وَ إِنَّ النَّاصِبَ شَرٌّ مِنْ وَلَدِ الزِّنَاءِ.
مشتقات ریشۀ «خنزر» در آیات قرآن:
إِنَّما حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ وَ الدَّمَ وَ لَحْمَ الْخِنْزيرِ وَ ما أُهِلَّ بِهِ لِغَيْرِ اللَّهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ باغٍ وَ لا عادٍ فَلا إِثْمَ عَلَيْهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحيمٌ (173)
حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَ الدَّمُ وَ لَحْمُ الْخِنْزيرِ وَ ما أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ وَ الْمُنْخَنِقَةُ وَ الْمَوْقُوذَةُ وَ الْمُتَرَدِّيَةُ وَ النَّطيحَةُ وَ ما أَكَلَ السَّبُعُ إِلاَّ ما ذَكَّيْتُمْ وَ ما ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَ أَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلامِ ذلِكُمْ فِسْقٌ الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذينَ كَفَرُوا مِنْ دينِكُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتي وَ رَضيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ ديناً فَمَنِ اضْطُرَّ في مَخْمَصَةٍ غَيْرَ مُتَجانِفٍ لِإِثْمٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحيمٌ (3)
قُلْ هَلْ أُنَبِّئُكُمْ بِشَرٍّ مِنْ ذلِكَ مَثُوبَةً عِنْدَ اللَّهِ مَنْ لَعَنَهُ اللَّهُ وَ غَضِبَ عَلَيْهِ وَ جَعَلَ مِنْهُمُ الْقِرَدَةَ وَ الْخَنازيرَ وَ عَبَدَ الطَّاغُوتَ أُولئِكَ شَرٌّ مَكاناً وَ أَضَلُّ عَنْ سَواءِ السَّبيلِ (60)
قُلْ لا أَجِدُ في ما أُوحِيَ إِلَيَّ مُحَرَّماً عَلى طاعِمٍ يَطْعَمُهُ إِلاَّ أَنْ يَكُونَ مَيْتَةً أَوْ دَماً مَسْفُوحاً أَوْ لَحْمَ خِنزيرٍ فَإِنَّهُ رِجْسٌ أَوْ فِسْقاً أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ باغٍ وَ لا عادٍ فَإِنَّ رَبَّكَ غَفُورٌ رَحيمٌ (145)
إِنَّما حَرَّمَ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةَ وَ الدَّمَ وَ لَحْمَ الْخِنْزيرِ وَ ما أُهِلَّ لِغَيْرِ اللَّهِ بِهِ فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ باغٍ وَ لا عادٍ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحيمٌ (115)