دکتر محمد شعبانی راد

نور، حسد رو ریشه‌کن میکنه! تَنْزِعُ النَّاسَ كَأَنَّهُمْ أَعْجازُ نَخْلٍ‏ مُنْقَعِرٍ!

Light uproots envy!

«قعر» در معنای ممدوح، یکی از هزار واژۀ مترادف «نور الولایة»،
و در معنای مذموم، یکی از هزار واژۀ مترادف «حسد» است.
در فرهنگ لغات عربی می‌نویسند:
«اِنْقَعَرَتِ‌ الشّجرة: انقلعت من قعرها»
«uprooted»
+ «درناژ حسادت»

المُنقعِر [قعر] 
توصیف در آیه
أي أصول نخل منقطع.

مجمع البحرين، جلد 3، صفحه 462

أي: ذاهب في قعر الأرض. و قال بعضهم: اِنْقَعَرَتِ‌ الشّجرة: انقلعت من قعرها، و قيل: معنى اِنْقَعَرَتْ‌: ذهبت في قعر الأرض، و إنما أراد تعالى أنّ‌ هؤلاء اجتثّوا كما اجتثّ‌ النّخل الذاهب في قعر الأرض، فلم يبق لهم رسم و لا أثر.

مفردات ألفاظ القرآن، جلد 1، صفحه 679

المُنْقَعِرُ: المُنْقَلِعُ‌ من أَصله.
و قَعَرْتُ‌ النخلة إِذا قَلَعْتها من أَصلها حتى تَسْقُط‍‌، و قد انْقَعَرَتْ‌ هي.

لسان العرب، جلد 5، صفحه 109

يقال قَعَرْتُ‌ الشجرَ قَعْراً: قلعتها من أصلها فَانْقَعَرَتْ‌، يعني أنهم كانوا يتساقطون على الأرض أمواتا، و هم جثث طوال عظام كأنهم أصول نخل مُنْقَعِرٍ عن أماكنه و مغارسه. و قَعْرُ البئر و غيرها: عمقها. و قَعْرُ الشيء: نهاية أسفله، و الجمع قُعُور كفلس و فلوس. و جلس في قَعْرِ بيته: كناية عن الملازمة.

مجمع البحرين، جلد 3، صفحه 462

قَعْرُ الشيء: نهاية أسفله.

مفردات ألفاظ القرآن، جلد 1، صفحه 679

گويند: «انقعرت الشّجرة» يعنى درخت از قعرش (ريشه‌اش) كنده شد. منقعر يعنى از بيخ كنده شده راغب منقعر را درختيكه در زمين ريشه دوانيده و بقعر آن رفته، ميداند.

قاموس قرآن، جلد 6، صفحه 23

انْقَعَرَتْ‌ هى: انْجَعَفَتْ‌ من أصلها و انصرعت. و فى التنزيل: كَأَنَّهُمْ‌ أَعْجٰازُ نَخْلٍ‌ مُنْقَعِرٍ [القمر: 20]و قيل: كلُّ‌ ما انصرع: فقد انْقَعَر، و تَقَعَّر.

المحکم و المحیط الأعظم، جلد 1، صفحه 197

الانقعار: انقعرت الشجرة من أصلها: أي انقلعت.

شمس العلوم و دواء کلام العرب من الکلوم، جلد 8، صفحه 5580

معنى المنقعر المنقلع من أصله. و قال ابن السكّيت: يقال قعرتُ‌ النخلةَ‌، إذا قلعتَها من أصلها حتّى تسقُط‍. و قد انقعرت هي.

تهذیب اللغة، جلد 1، صفحه 153

يعنى نخلى كه ريشه‌اش رونده در ژرفناى زمين است. بعضى از علماء گفته‌اند – اِنْقَعَرَتِ‌ الشجرةُ‌: يعنى درخت از ريشه‌اش كنده شد. و نيز گفته شده معنى – انقعرت: فرورفتن ريشه درخت در زمين است، جز اين نيست كه خداى تعالى اراده كرده است به اينكه آن قوم از بن برافتند همان گونه كه نخل‌ها بريده و كنده مى‌شود و ريشه‌اش به قعر زمين مى‌ماند و قرار مى‌گيرد و سپس اثرى و نشانه‌اى از آن در سطح زمين بر جاى نمى‌ماند.

ترجمه و تحقیق مفردات الفاظ قرآن با تفسیر لغوی و ادبی قرآن، جلد 3، صفحه 228

قَعْرُ الشيءِ: قسمت پائين و پايان چيزى.

ترجمه و تحقیق مفردات الفاظ قرآن با تفسیر لغوی و ادبی قرآن، جلد 3، صفحه 228

مشتقات ریشه‌ «قعر» در آیات قرآن:

[سورة القمر (۵۴): الآيات ۱۱ الى ۲۱]
تَنْزِعُ النَّاسَ كَأَنَّهُمْ أَعْجازُ نَخْلٍ مُنْقَعِرٍ (۲۰)
[كه‏] مردم را از جا مى‌‏كند؛ گويى تنه‌‏هاى نخلى بودند كه ريشه‌‏كن شده بودند.

اشتراک گذاری مطالب در شبکه های اجتماعی