Light moves the heart!
«رجج» در معنای ممدوح، یکی از هزار واژۀ مترادف «نور الولایة»،
و در معنای مذموم، یکی از هزار واژۀ مترادف «حسد» است.
در فرهنگ لغات عربی مینویسند:
«ارتجّ البحر: اضطرب»
رجّ:
[سورة الواقعة (56): الآيات 1 الى 16]
إِذا رُجَّتِ الْأَرْضُ رَجًّا (4)
[رجّ – بقیت الله]:
«الرجرجة: بقيّة الماء في الحوض»
قلوب اهل یقین با یاد معالم ربانی در دل شرایط تکان میخورد «ارتجّ البحر: اضطرب».
این نشون میده باقیمانده نور علم آل محمد ع برای اهل یقین – یعنی معالم ربانی صاحبان نور – تونسته کلامش بر این قلوب اثرگذار باشه «يَا رَاجَّ الْأَرْضِ بِعَظَمَتِهِ»
+ «وقع»
+ مثال دومینو
+ «بسس – بسّ»
[رجج – شطر]:
مثال منارجنبان اصفهان!
برای تفهیم واژه «رجرج»
«الرجرجة: الاضطراب – ترجرج الشيء: جاء و ذهب»
«الرجّ: تحريك الشيء، تقول رججت الحائط رجّا، و ارتجّ البحر»
خیلی مثال قشنگیه: یه نفر منار اینطرفی رو تکون میده، بطرز عجیبی منار اونطرفی هم تکون میخوره! ساخت این ساختمان عجیبه!
+ «شطر»
این مثل همون تاثیر کلام صاحب نور در قلب اهل یقین است.
[ضرب – رجج]:
[ضرب – اضطراب – ضرب المثل – رجج – مثال منار جنبان]:
انگاری صاحب نور با فنون کلامیاش منجمله ضرب المثل، داره قلب تاریک اهل یقین رو حرکت میده! تکونش میده تا بیدار بشه و به خودش بیاد!
دیدی اونیکه خوابش سنگینه رو باید حسابی تکونش بدی تا بیدار بشه؟!
اهل شک و یقین با معالم ربانی آشنا میشن، انگاری معلم اونا رو تکون میده و قلبشونو تلنگری میزنه «مثال دومینو»، اینجا دو حالت پیش میاد و اهل یقین با اشارهای در دل شرایط، مطلب رو میگیرن و می فهمن! اما اهل شک که خودشونو به خواب غفلت زدن و میدونن معلم فضیلت داره اما نمیخوان اقرار به فضلش بنمایند لذا هزار بار هم که آیات، تکونشون بدن، نمیخوان بیدار بشن که نمیخوان! زوری که نیست! هر کس خودش باید بخواد و این امر تقلیدی نیست.
«و الاضطراب هو الحركات المتوالية في جهتين مختلفتين، كأنّ بعض الأجزاء يضرب بعضا، و كأنّ الشخص المضطرب يختار الضرب فانّ الافتعال للمطاوعة و الاختيار.»
[رجج – قلب]:
«أَنَّ الْقَلْبَ لَيَرْجَجُ فِيمَا بَيْنَ الصَّدْرِ وَ الْحَنْجَرَةِ حَتَّى يُعْقَدَ عَلَى الْإِيمَانِ، فَإِذَا عُقِدَ عَلَى الْإِيمَانِ قَرَّ»
انگاری باید با شنیدن کلام صاحب نور در دل شرایط، در قلب طوفانی بپا شود «ارْتَجَ البحرُ: دريا طوفانى و پر موج شد.»! قلب، تکانی بخورد و به خود بلرزد «ارْتَجَ الشيءُ: آن چيز تكان خورد و يا لرزيد.» و از این اشارات قبض و بسط مافوق خود که کتاب لغت به سخنان نامفهوم و پوشیده اشاره کرده «ارْتَجَ الكلامُ: سخن نامفهوم و پوشيده شد.»، او مطلب را بگیرد و عمل نماید و به نور آرامش عمل صالح برسد و آرام و قرار گیرد.
واژه زیبای «رجج» باید بین اهل یقین و صاحب نور معنایش فهمیده شود.
«ارْتَجَ البحرُ: دريا طوفانى و پر موج شد، ارْتَجَ الشيءُ: آن چيز تكان خورد و يا لرزيد، ارْتَجَ الكلامُ: سخن نامفهوم و پوشيده شد.»
+ «دگرگون – حول»
مشتقات ریشه «رجج» در آیات قرآن:
[سورة الواقعة (۵۶): الآيات ۱ الى ۱۶]
إِذا رُجَّتِ الْأَرْضُ رَجًّا (۴)
چون زمين با تكان [سختى] لرزانده شود،