Light Circulation!
The ebb and flow of light in a sound heart!
«مور» در معنای ممدوح، یکی از هزار واژۀ مترادف «نور الولایة»،
و در معنای مذموم، یکی از هزار واژۀ مترادف «حسد» است.
در فرهنگ لغات عربی مینویسند:
«ناقة تَمُورُ»
«ناقة تَمُورُ في سيرها، فهي مَوَّارَةٌ: شتر تيز رو»
«سَهْمٌ مائِرٌ: تير سبك و نافذ»
«مَارَ الدم على وجهه»
سیرکولیشن خون در قلب و عروق!
«circulation»
«مار الدم: سال»
«مار البحر: اضطرب»
The circulation of blood in the heart and vessels
رفت و آمد نور در قلب سلیم!
آمد و شد نور در قلب سلیم!
يَوْمَ تَمُورُ السَّماءُ مَوْراً!
«سیرکولاسیون خون»:
خون در این رفتن و اومدنش [تپیدن] یه کاری میکنه [در هر رفتن اکسیژن میبره و در برگشت مواد زائد رو برمیگردونه – قبض و بسط هم یه همچین کاری برای قلب ما انجام میده … ]
… الآن خون داره تو رگهای ما روان و سریع میره و میاد بدون اینکه ما چیزی متوجه بشیم اونم در یک مدار بسته «کور – دور» مثل آمد و شد شب و روز … مور هم همون قبض و بسط رو می فهمونه … جفت متحرک و ثابت … [قلب ما با واسطه معالم ربانی صاحبان نور، با آل محمد ع در یک مدار بسته قرار میگیرند و این مفهوم رابطه زیباست].
در این حدیث زیبا از نهج البلاغه که جناب طریحی در مجمع البیان آورده اند مفهومی که از واژه مور باید استنباط بشه قشنگ و زیبا اشاره شده یعنی این حرکت موجی و رفت و برگشتی قبض و بسط قلبی مثل امواج مستفحلة است! انگاری در هر قبض و بسط قلبی یه نطفه علمی به قلب اهل یقین واریز میشه.
وَ فِي حَدِيثِ عَلِيٍّ ع فِي وَصْفِهِ تَعَالَى :
كَبَسَ الْأَرْضَ عَلَى مَوْرِ أَمْوَاجٍ مُسْتَفْحِلَةٍ
الْمَوْرُ المتحرك، و استعار لفظ الاستفحال للموج ملاحظة للشبه بالفحل عند صياله.
الْمَوْرُ: الجَرَيان السَّريع
مثل فرفره بدور خودش می پیچه !!!
+ «کور»
قوله تعالى: يَوْمَ تَمُورُ السَّماءُ مَوْراً [52/ 9]
و تدور بما فيها و تموج موجا،
و الْمَوْرُ الموج،
و يقال تَمُورُ أي تكفأ، أي تذهب و تجيء كما تمور النخلة العبدانية.
و مَارَ الشيء من باب قال: أي تحرك بسرعة.
حرکت رفت و برگشتی سریع دایره وار و مثل موج! میشه مثل فرفره! میشه طواف! میشه ژیروسکوپ!
مفهوم « تردّد – گردش » رفت و آمد … گردش circulation:
زندگی، روان و در جریان است!
این قلب ماست که با یاد معالم ربانی در دل شرایط با قبض و بسط قلبی عامل به نور ولایتی می شود که عامل حیات است و این میشه جریان زیبای زندگی اهل یقینی که انتهایش خلود در نور بهشت جاویدان است. ما باید با یاد معالم ربانی در دل شرایط این جریان روان مدار نوسانات قبض و بسط قلبی خود را فهمیده و زیر نظر بگیریم و آن به آن مجری دستورات مافوق باشیم، این میشه عمل به نور ولایت و به این میگن اهل نور ولایت و به این میگن اقامه صلات و …
یه نکته [تردد – تردید] :
شک و تردید : اهل شک به آیات مرددند !!! آیا حوادث واقعا آثار عیب ماست ؟! آیا واقعا اگر معالم ربانی عمل شود تولید نور آرامش عمل صالح می شود؟! این حالت تردید و شک است.
مار البحر: اضطرب.
مار الدم: سال.
مفهوم واژۀ «بالانس»!
با یاد معالم ربانی همیشه در حالت بالانس و تعادل قلبی باش!
+ فرفره و ژیروسکوپ
حوادث ظاهرا تعادل ما رو بهم میزنن! فورا با یاد معالم ربانی دوباره بالانس شو!
بالانس قبض و بسط …
کفو نار آیات و نور ولایت …
اگه کسی بلد نباشه چجوری بالانسشو حفظ کنه، حتما میخوره زمین، میشه زلق!
مدیریت بحران با فهم کلام فرشته مهربان و کلام شیطان!
+ «نوس – نوسان»:
عکس زیبای نوسان و تپش !!!
+ «روان»: مفهوم روان «حركة» در این واژه مستتر است.
«حركة متردّدا الى جانب و فيها سهولة و لينة»
ناقة تَمُورُ في سيرها، فهي مَوَّارَةٌ (شتر تيز رو)
سَهْمٌ مائِرٌ : تير سبك و نافذ
مشتقات ریشه «مور» در آیات قرآن:
يَوْمَ تَمُورُ السَّماءُ مَوْراً (9)
أَ أَمِنْتُمْ مَنْ فِي السَّماءِ أَنْ يَخْسِفَ بِكُمُ الْأَرْضَ فَإِذا هِيَ تَمُورُ (16)