Envy has brought this misfortune upon the envious!
«سقر» در معنای ممدوح، یکی از هزار واژۀ مترادف «نور الولایة»، و در معنای مذموم، یکی از هزار واژۀ مترادف «حسد» است. در فرهنگ لغات عربی مینویسند: «سَقَرَتْهُ الشمسُ: إذا لوّحته» + «خاکستر و باد!»
حسادت این بلا رو بر سر حسود آورده! ما سَلَكَكُمْ في سَقَرَ! سقرت النار: آتش پوستش را سوزاند و رنگ آن را تغییر داد. ساقور: حدیدة تحمی و یکوی بها، آهنی که با آن داغ می گذارند. (ساقور – حَرّ) سقره: شدت تابش آفتاب که بر پوست اثر میگذارد. مسقار: نخلی که شیره اش جاری شده و شکل ظاهری اش تغییر کرده. سقّار: کافر که روح ایمانش سلب شده و در وجودش تغییر ایجاد شده و منافق شده. + «جسد» سقر: دوزخ با سوزاندن انسانها از تغییر سیرت و صورت آنها در دنیا به شکل حیوانات و … خبر میدهد. معار کسی که شخصیت او با سلب روح ایمان تغییر کرده و دستش رو شده است.
مشتقات ریشه «سقر» در آیات قرآن:
يَوْمَ يُسْحَبُونَ فِي النَّارِ عَلى وُجُوهِهِمْ ذُوقُوا مَسَّ سَقَرَ (48) سَأُصْليهِ سَقَرَ (26) وَ ما أَدْراكَ ما سَقَرُ (27) ما سَلَكَكُمْ في سَقَرَ (42)