A jealous person has the character of a wandering soul!
«هیم» در معنای ممدوح، یکی از هزار واژۀ مترادف «نور الولایة»،
و در معنای مذموم، یکی از هزار واژۀ مترادف «حسد» است.
در فرهنگ لغات عربی مینویسند:
«هيمان العاشق»
«رَجُلٌ هيمانٌ: عاشق بیقرار»
+ «جهل – ارض مجهل»
هيم:
«هيمان العاشق»
هيم: شتر تشنه را گويند كه از آب سير نميشود.
رجل هَيْمَانُ، و هَائِمٌ: شديد العطش
درست مثل عاشقی که از معشوقهاش سیر نمیشود!
+ «عین شکری – دلباخته!»
+ «عشق – پیچک»
أَ لَمْ تَرَ أَنَّهُمْ في كُلِّ وادٍ يَهيمُونَ! فَشارِبُونَ شُرْبَ الْهيمِ!
اسْتُهِيمَ فؤادُهُ: از فرط عشق و دوستى و جز آن، دل و عقل او شيفته و سرگشته شد.
«مُسْتَهَامُ الفؤادِ»
«قَلبٌ مُسْتَهَام»: دلشيفته و سرگشته از عشق
تَهَيَّمَ الْهَوَى فلاناً: عشق فلانى را ديوانه كرد، مثل زلیخا که از عشق یوسف ع عقل از سرش پرید.
هَيَّمَهُ الحُبُّ: عشق او را دلباخته كرد.
«دلباخته»
هامَ على وجههِ: بىآنكه بداند كه به كجا مىرود، براه افتاد.
رَجُلٌ هيمانٌ: عاشق بيقرار
عالم ربانی هم دلباخته و برای اقتباس علم از نور آل محمد ع سیریناپذیر است.
به این حال قلبی شدیدا علاقهمند و شیفته و عاشق نور علم آرامش آل محمد ع در قلب صاحبان نور میگن «هیمان العاشق» (مفهوم ممدوح واژۀ هیم)، درست مثل تشنهای که هر چی بیشتر بهش علم میدن بیشتر مشتاق میشه و تشنهتر میشه و این جریان ادامه داره و تمومی نداره تا جایی که خودت کم بیاری و چشمت از این نور علم، خیره بشه و بیاختیار دیگه نتونی بری جلو و اینجا منتهای کار توست «غایة» – «سدرة المنتهی»!
اگه دقت کنی در معنی واژهها در کتب لغت عرب، ابن الاعرابی جان کلام را میگوید!
مثلا همین واژه «هیم» که بقول ابن الاعرابی از هیمان العاشق گرفته شده یعنی اگه میخوای معنی سرگردانی رو در این واژه خوب متوجه بشی به یک عاشق دلباخته دلسوخته خوب نگاه کن ببین چجوری از خود بیخود شده و هیچی حالیش نیست و دیوانه شده و دل تو دلش نیست برای وصال معشوقهاش، متحیره و (ظاهراً) بیبرنامه کار میکنه «ليس له برنامج قاطع»، این حال در کسی است که نور معالم ربانی در قلبش مزه کرده باشد (در معنای ممدوح واژه) و او را دیوانه کرده باشد دیگر برای عشق به معالم ربانی سر از پا نمیشناسد، کارهای او عجیب و غریب است و شاید با منطق خیلیها جور در نیاید و همه او را دیوانه و مجنون پندارند «انه لمجنون» در حالیکه «و ما هو» اینجوری نیست و او نه تنها مجنون نیست که او «ذکر للعالمین» است یعنی عالَم برای دسترسی به صلح و آرامش جهانی، محتاج اندیشه نورانی اهل البیت ع هستند، و درک حال او کار هر کسی نیست و فقط عاشق، حال عاشق را درک میکند و بس!
کسی که غرق در نور نگاه آل محمد ع است، یک سرگشتگی دیوانه وار دارد و حیرانی خاصی دارد و خوشی و دلبستگی بی چون و چرایی دارد «عاشقانه و بیاختیار!»، «سمّى العاشق الهيمان»، که با قلب نورانی توام است و قابل وصف نیست.
در این آیات قرآن مفهوم مذموم واژۀ هیم در مورد اهل حسادت و لیدرهای سوء بکار رفته است.
«فَشارِبُونَ شُرْبَ الْهيمِ»، «مقام الهيمان و السدر»
«سمّى العاشق الهيمان، كأنّه جنّ من العشق فذهب على وجهه على غير قصد»
«هاج و واج !!! – confused»:
… و المرتبة الثانية منها: إنّما تتجلّى بعد الموت الأعظم و هو الموت عن النفس و الأنانيّة، حيث يتوجّه بعد الى اللّه العزيز خالصا و يستغرق في نور الجمال و الجلال، و يحصل له مقام الهيمان و السدر.
مشتقات ریشه «هیم» در آیات قرآن:
أَ لَمْ تَرَ أَنَّهُمْ في كُلِّ وادٍ يَهيمُونَ (225)
فَشارِبُونَ شُرْبَ الْهيمِ (55)