دکتر محمد شعبانی راد

قلبت به نور نوشته‌های آسمانی روشن باد! جاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّناتِ وَ بِالزُّبُرِ وَ بِالْكِتابِ الْمُنِيرِ!

Luminous Revelations!
Celestial Writings!
Divine Illuminations of the Heart from Celestial Writings!
In the realm of the heart, where the stars weave their luminous threads of knowledge, the heavenly writings are revealed,
the secrets whispered in the pure heart.
Each word is etched in stardust, inked by the quills of astral sages,
Guiding souls through 
the realm of the heart, across timeless ages.
Celestial Writings, inscribed in the night’s ink-black pages, Read by mystics with divine light through the ages.
Their luminescent verses, a bridge between us and the merciful God, Guide us toward infinity, where stardust and eternity entwine. ✨

مکاشفات نورانی!
نوشته‌های آسمانی!
اشراق الهی دل، از نوشته‌های آسمانی!
در ملکوت قلب، جایی که ستارگان، رشته‌های نورانی علم خود را می‌بافند،
نوشته‌های آسمانی آشکار می‌شوند،
یعنی رازهایی که در قلب پاک، زمزمه می‌شوند.
هر کلمه در غبار ستارگان با جوهرۀ وجود حکیمان حک شده است.
جوهری که روح ها را از طریق کلامی نورانی، در اعصار بی‌زمان هدایت می‌کند.
این نوشته‌های آسمانی، حک شده در صفحات سیاه مرکب شب،
توسط عارفان به نور الهی، در طول اعصار و قرون 
خوانده می‌شود و نوشته می‌شود.
آیات نورانی آنها، پلی بین ما و خدای مهربان است،
که ما را به سوی بی‌نهایت هدایت می‌کند،
جایی که غبار ستاره‌ای با ابدیت در هم می‌آمیزند. ✨

«زبر» یکی از هزار واژۀ مترادف «نور الولایة» است.
در فرهنگ لغات عربی می‌نویسند:
«بئر مزبورمطوية بالحجارة، سنگ‌كارى چاه»
«زَبَرَ البئرَ: چاه را با سنگ استوار ساخت.»

«زبر: بئر مزبور»
نوشته‌های نورانی آسمانی! جاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّناتِ وَ بِالزُّبُرِ وَ بِالْكِتابِ الْمُنِيرِ!
«زبرت الكتاب: كتبته»
مفهوم: «التثبيت و التحكيم في خطّ و في امتداد معيّن»
«زَبَرَ البئرَ: چاه را با سنگ استوار ساخت.»
«زَبَرَ الكتابَ: كتاب را نوشت.»
«مائدۀ آسمانی!!!»
«نوشته‌های آسمانی» نام زیبای معالم ربانی صاحبان نور و آیات محکم موید اندیشه آنها.
زَبَرَ الكَرّامُ الْكَرْمَ: باغبان انگور شاخه‌‏هاى زيادى درخت مو را چيد و آنرا نيكو گردانيد.
زَبَرَهُ عن الأَمْرِ : از آن كار وي را منع كرد و بازداشت.
«بئر مزبور» + «قرای ظاهرة» + «لیظهره علی الدین کله»:
یهو می‌بینی یه گوشۀ چاه آب نامرئی آل محمد ع، سنگچین شد و ظاهر شد و اومد بالا و در معرض دید همگان قرار گرفت و هر کسی میتونه حالا اونو ببینه و بیاد ازش آب برداره، بخوره و لذت ببره!
اونم وسط بیابان مهلکی که یک قطره آب پیدا نمیشه!
حالا ببین این چاه آب زمزم چه ارزشی داره.
+ «شرع»
+ «بئر معطلة»
[زبر – اثر]:
آثار علمی صاحبان نور، علوم ظاهرة‌ای است مقتبس از علوم نامرئی آل محمد ع، برای اهل یقینی که در دل شرایط تقدیرات، این علوم نورانی را در ملکوت قلب خود می‌فهمند و بدان عامل می‌شوند.
عرب، چاه آب براش خیلی با ارزشه، اونو با سنگ دورچینی می‌کنه که هم معلوم باشه و هم خراب نشه بریزه تا از آب چاه محروم نشه! برای ما، باید معالم ربانی از اون چاه آب به مراتب باارزشتر باشه و این مثالی بود برای فهم ارزش وجودی معالم ربانی که مدام به این «آیاتی و رسلی»، آن به آن نیازمندیم تا به آرامش برسیم!
معلم، درسش رو میده! اگه از مطالبش یادداشت برداری نکنیم و اونا رو توی دفترچه یادداشت ثبت نکنیم، طوفان فتنه که بیاد، همشو یکجا می‌بره! «قیّدوا العلم بالکتاب» زبور یعنی همین!
إِنَّا أَوْحَيْنا إِلَيْكَ كَما أَوْحَيْنا إِلى‏ نُوحٍ وَ النَّبِيِّينَ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَوْحَيْنا إِلى‏ إِبْراهيمَ وَ إِسْماعيلَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ وَ الْأَسْباطِ وَ عيسى‏ وَ أَيُّوبَ وَ يُونُسَ وَ هارُونَ وَ سُلَيْمانَ وَ آتَيْنا داوُدَ زَبُوراً (163)
ما همچنانكه به نوح و پيامبران بعد از او، وحى كرديم، به تو [نيز] وحى كرديم؛ و به ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و اسباط و عيسى و ايوب و يونس و هارون و سليمان [نيز] وحى نموديم، و به داوود زبور بخشيديم.
اللغة:
و الزبر أحكام العمل في البئر خاصة يقال بئر مزبور أي مطوية بالحجارة
و يقال ما لفلان زبر أي عقل
و زبرة من الحديد قطعة منه و جمعه زبر
و زبرت الكتاب أزبره زبرا و زبرته أزبره زبرا أي كتبته.
زبر: سنگ كارى چاه، عقل، نوشتن كتاب. زبره آهن: قطعه آهن.

سميت أيام التشريق لإشراق نور القائم عليه السلام عليهم!

ايّامُ‏ التّشْرِيق‏:
سه روز پس از عيد قربان (که روز دهم ماه ذی‌الحجه) است،
یعنی روزهای یازدهم، دوازدهم و سیزدهم ماه ذی‌الحجه.
👈 و سميت أيام التشريق لإشراق نور القائم عليه السلام عليهم،
فهم مشرقون لإشراقه عليهم 👉
و المؤمنون يتشرقون من نورهم الّذي كانوا أمدوهم به، 👉
و من ذلك قيل لمن عومل بدعوة الحق تشرق أى استنار بنور أولياء اللّه الّذي أمدوهم به. 👉

👈 «روز تشریق» روزی است که نور امام زمان علیه السلام بر قلب عاملین به این نور تابیده و قلب آنان منور به این نور الهی گردیده است. 👉
👈 ایام التشریق، نماد قلوبی است که دل از تمناهای خود بریده و دوّمی نور خود گشته‌اند و قلبشان منوّر به نور علوم آل محمد ع گشته و مدام با خلق مهربانی، نشان میدهند که عامل به انوار مقدس آل محمد ع هستند. 👉
ذکر قلوب اهل نوری که از این انوار مقدس بهره‌مند شده اند این است:
«الله‌أکبر، الله‌أکبر، لا إله إلا اللّه و الله‌أکبر، الله‌أکبر و للّه الحمد، الله‌أکبر علی ما هدانا، والحمد للّه علی ما أولانا، الله‌أکبر علی ما رزقنا من بهیمة الأنعام»
+ مقالۀ: «نور مشرق و مغرب! پنت‌هاوس زیبای من! وَ لِلَّهِ الْمَشْرِقُ‏ وَ الْمَغْرِبُ‏!»
کتاب تأویل الدعائم جلد 3(صفحه 255):
و يتلوه قوله عليه السلام فى قول اللّه عز و جل:
«لِيَشْهَدُوا مَنٰافِعَ لَهُمْ وَ يَذْكُرُوا اِسْمَ اَللّٰهِ فِي أَيّٰامٍ مَعْلُومٰاتٍ عَلىٰ مٰا رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِيمَةِ اَلْأَنْعٰامِ‌».
قال:
الأيام المعلومات أيام التشريق 👉
و كذلك الأيام المعدودات هى أيام التشريق، 👉

و أيام التشريق ثلاثة أيام بعد يوم النحر؛
قيل و إنما سميت أيام التشريق لأن الناس يشرقون فيها القديد من الهدى و الأضاحى أى ينشرونه فى الشمس ليجف،
فيوم النحر هو يوم العيد الأضحى،
و اليوم الثانى الّذي يليه هو أول أيام التشريق و يسمى يوم القر؛
لأن الناس يستقرون فيه بمنى،
و اليوم الّذي يليه يسمى يوم النفر الأول،
لأن فيه ينفر من تعجل النفر فى يومين،
و اليوم الثالث هو يوم النفر الآخر و هو آخر أيام التشريق
فهذا فى الظاهر هو كذلك،
و تأويله فى الباطن أن يوم النحر مثله كما تقدم القول بذلك مثل القائم صلوات اللّه عليه،
و أيام التشريق الثلاثة متصلة به
و فيها ينحر الناس فى الظاهر و يذبحون بمنى هداهم و ضحاياهم و يضحون فى سائر البلدان،
فمثل أولها و هو يوم القر مثل حجة القائم عليه السلام الّذي ذكرنا أنه يقوم من قبله ينذر بقيامه و يدعو الناس إلى دين الحق فعنده يستقر آخر الدعوة لأنه لا دعوة تكون من بعدها،
فمن ذلك سمى يوم القر فى الظاهر.
اليوم الّذي يليه من أيام التشريق، و هو يوم النفر الأول مثله مثل باب حجة القائم عليه السلام الّذي كان الناس قبل قيام القائم يأتونه من قبله فلما قام القائم و زالت الدعوة كان حده أن ينفر الناس عنه لأنه إنما كان يؤتى لابتغائها،
و اليوم الثالث الّذي هو آخر أيام التشريق، و فيه النفر الآخر مثله مثل داعى حجته القائم عليه السلام الّذي كان أكبر دعاته ينفر الناس أيضا عنه كما كانوا ينفرون إليه فى وقت الدعوة؛
و هؤلاء الثلاثة يكونون مع القائم متصلون به،
يقيمون الناس على الواجب عليهم من قتل أعداء اللّه،
كما يكون فى الظاهر النحر و الذبح فى يوم النحر، و هذه الأيام من بعده كما ذكرنا،
👈 و سميت أيام التشريق لإشراق نور القائم عليه السلام عليهم، 👉
فهم مشرقون لإشراقه عليهم
و المؤمنون يتشرقون من نورهم الّذي كانوا أمدوهم به،
و من ذلك قيل لمن عومل بدعوة الحق تشرق أى استنار بنور أولياء اللّه الّذي أمدوهم به.

[سورة الحج (۲۲): الآيات ۲۵ الى ۳۰]:
لِيَشْهَدُوا مَنافِعَ لَهُمْ وَ يَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ فِي أَيَّامٍ مَعْلُوماتٍ عَلى‏ ما رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِيمَةِ الْأَنْعامِ
فَكُلُوا مِنْها وَ أَطْعِمُوا الْبائِسَ الْفَقِيرَ (۲۸)
تا شاهد منافع خويش باشند،
و نام خدا را در روزهاى معلومى بر دامهاى زبان‏‌بسته‏‌اى كه روزى آنان كرده است ببرند.
پس، از آنها بخوريد و به درمانده مستمند بخورانيد.

مشتقات ریشۀ «زبر» در آیات قرآن:

فَإِنْ كَذَّبُوكَ فَقَدْ كُذِّبَ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِكَ جاؤُ بِالْبَيِّناتِ وَ الزُّبُرِ وَ الْكِتابِ الْمُنيرِ (184)
بِالْبَيِّناتِ وَ الزُّبُرِ وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ (44)
آتُوني‏ زُبَرَ الْحَديدِ حَتَّى إِذا ساوى‏ بَيْنَ الصَّدَفَيْنِ قالَ انْفُخُوا حَتَّى إِذا جَعَلَهُ ناراً قالَ آتُوني‏ أُفْرِغْ عَلَيْهِ قِطْراً (96)
فَتَقَطَّعُوا أَمْرَهُمْ بَيْنَهُمْ زُبُراً كُلُّ حِزْبٍ بِما لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ (53)
وَ إِنَّهُ لَفي‏ زُبُرِ الْأَوَّلينَ (196)
وَ إِنْ يُكَذِّبُوكَ فَقَدْ كَذَّبَ الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ جاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّناتِ وَ بِالزُّبُرِ وَ بِالْكِتابِ الْمُنيرِ (25)
أَ كُفَّارُكُمْ خَيْرٌ مِنْ أُولئِكُمْ أَمْ لَكُمْ بَراءَةٌ فِي الزُّبُرِ (43)
وَ كُلُّ شَيْ‏ءٍ فَعَلُوهُ فِي الزُّبُرِ (52)

اشتراک گذاری مطالب در شبکه های اجتماعی